ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 018

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

عطش معارف و وداع سوزناک ماه رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین. بسیاری از مباحث که عطش گفتنش از سوختن باطنی است ـ نه اظهار فضل ـ مانده و می‌ماند. حداقل اشاراتی به بعضی‌شان باشد؛ معلوم نیست سال بعد زنده باشیم. یکی از چیزهایی که باید دانست عظمت ماهی است که از دست می‌رود. حضرت سجاد در دعای وداع چهل‌وپنج صحیفه می‌سوزند و زجه می‌زنند در وداع این ماه. همان درون‌مایه دربارهٔ فرق قرآن و فرقان است. وقتی فرق قرآن و فرقان دانسته شود، روشن می‌شود که این ماه ظرف نزول قرآن شده و به جهت داشتن لیلة القدر ـ که خود لیلة القدر دو مرتبه شده ـ آن وعاء و ظرف نزول قرآن در دل ماه مبارک رمضان عظمت بیشتری می‌یابد و جدایی از این ماه زجهٔ بیشتری می‌کشد.

لیلة القدر فرقانی و قرآنی

اتفاقاً در نکتهٔ ششصد و چهل و هفت هزار و یک نکته حضرت استاد آمده؛ در باب سیصد و بیست و پنج فتوحات مکیه ابن‌عربی روایاتی در اختلاف لیلة القدر می‌آورد و سپس می‌فرماید مرویست که نیمهٔ شعبان است یا شهر رمضان. به این وجه جمع کرده که لیلة نصف شعبان لیلة القدر فرقانی است و لیلة القدر شهر الله المبارک لیلة القدر قرآنی است؛ و این کلامی سخت استوار است. این نشان می‌دهد فرقی هست بین فرقان و قرآن.

در خود قرآن نیز اشاره هست. آیهٔ هفده سورهٔ قیامت: إن علینا جمعه و قرآنه؛ از همین آیه پیدا می‌شود که قرآن مقام جمع دارد. مانند آیهٔ خزائنه که عندنا خزائنه اشاره به مقام جمع دارد. بر اساس آیات تنزیل رب العالمین و نزل به الروح الأمین علی قلبک، همان قرآن بر قلب می‌آید. قلب مقام تفصیل است و روح مقام اجمل و کلی. در سورهٔ انشراح ـ ألم نشرح لک صدرک ـ انشراح قلب پیامبر بر اساس نزول آن روح کلی است که مقام اجمال است؛ یعنی مقام جمعی قرآن نازل می‌شود و به قلب پیامبر که اصابت می‌کند دیگر مقام فرقان و تفصیل است.

آیهٔ تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده نیز فرقان را تنزل‌یافته نشان می‌دهد. به موضوع تنزیل توجه باید داشت: إنه لتنزیل رب العالمین؛ نزل به الروح الأمین؛ إنا أنزلناه فی لیلة القدر؛ تنزل الملائکه. از مقام اجمال می‌آید به تفصیل به قلب پیامبر. پس شب نیمهٔ شعبان فرقان می‌آید یعنی مقام تفصیل قرآن به قلب حجت؛ و شب قدر در ماه مبارک رمضان مقام اجمال آن بساطت کلیه که همهٔ کثرات مندمج و مستهلک در اوست نازل می‌شود.

در بعضی روایات فرموده‌اند فرقان آن کلیات احکام است و قرآن افزون بر کلیات احکام جزئیات و محکم و متشابه را نیز در بر دارد. پس یکی از درون‌مایه‌های این ماه همین نزول قرآن است که متأسفانه دربارهٔاش به تفصیل سخن نرفت؛ در حالی که از مهم‌ترین نکات این ماه بود.

قرآن صمد و رمضان صمدگونه

چون خدا صمد است و إن الدین عند الله الإسلام، پس اسلام نیز صمد است؛ پر است. همهٔ انبیا و کتبشان ذیل نبی اکرم و کتاب پیامبر ـ قرآن ـ تعریف می‌شوند. پس نبی اکرم صمد است؛ اسلام صمد است؛ قرآن هم صمد است؛ همه جا را پر کرده. بر اساس رسالهٔ رصد و فصد علامه معتقدیم انبیا و اولیای دوره‌های بعدی نیز همه ذیل اهل بیت و پیامبر حجت‌اند؛ چنان‌که امام صادق فرموده‌اند. چون قرآن صمد است تمام شد؛ هرچه بعد بیاید ذیل همین تعریف می‌شود.

قرآن به نحو اجمال در هیچ ماهی جز ماه مبارک رمضان و لیلة القدر نازل نشده؛ چون سعهٔ این را نداشتند. القرآن در این ماه آمده؛ پس این خود وجه عظمت این ماه است که قرآن صمد بر این ماه. به یک معنا ماه مبارک رمضان نسبت به ماه‌های دیگر صمد است. ماه مبارک رمضان جمع است، مقام جمعی دارد؛ بقیه مقام تفصیلی دارند. رمضان به یک معنا معنای القرآن دارد؛ ماه‌های دیگر الفرقان.

صیام، تقوا و فرقان

در آیهٔ کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون، این روزه‌داری که در این ماه فرض شده نتیجه‌اش باید تقوا شود. تقوا چه ارتباطی با ماه رمضان دارد و چقدر عظمت دارد که خروجی ماه مبارک رمضان است؟ آنچه شکوفا می‌شود فطر است؛ فطر ماه مبارک رمضان تقواست که از رمضان انفطار پیدا می‌کند و می‌شکفد. جایگاه تقوا تا آنجا که قرآن فرمود إن تتقوا الله یجعل لکم فرقانا؛ اگر تقوای الهی پیشه کنید خدا برای شما فرقان قرار می‌دهد. به یک معنا تشخیص حق از باطل؛ باز ببین چه عظمتی دارد این ماه.

شهر الله و دعای شب فطر

در خطبه‌ای که پیامبر در آخرین جمعهٔ ماه شعبان فرمودند قد أقبل إلیکم شهر الله بالبرکة والرحمة والمغفرة؛ شهر الله است نه شهر فقط الرحیم و الکریم و السمیع و البصیر؛ الله. وقتی شب تمام می‌شود ماه مبارک رمضان و شب اول شوال و شب عید فطر می‌رسد، دعای مخصوص شب عید فطر همه‌اش اشاره به مقام جمعی دارد؛ همه‌اش اشاره به نام شریف الله: یا الله، یا الله، یا الله؛ با سه یا الله شروع می‌شود؛ بعد یا رحمان یا الله، یا رحیم یا الله؛ تا انتها بارها تکرار می‌شود. همه نشان‌دهندهٔ عظمت این ماه است.

روح اعظم ـ چنان‌که علامه قیصری در شرح فصوص دارد ـ مظهر اسم الله است. شهر الله است؛ روح اعظم که شب قدر تشریف می‌فرمایند مصداق نام الله است و کسی که روح برایشان نازل می‌شود حجت الله است که مصداق اتم الله است. این‌گونه عظمت ماه روشن می‌شود. این دقایق و لطایف هر کدام منبری می‌طلبد؛ اجمالاً گفته می‌شود.

در نماز شب عید فطر دو رکعت بعد از مغرب ـ و اگر نشد تا سحر ـ فضیلتش بین مغرب و عشا است اما تا اذان صبح وقت دارد: رکعت اول حمد و هزار قل هو الله؛ بگو هو؛ کدام هو؟ الله؛ کدام الله؟ أحد؛ اشاره به مرتبهٔ احدیت؛ دوباره الله الصمد. چرا سورهٔ دیگر نگفته؟ رکعت دوم نیز؛ و عجیب‌تر آنکه وقتی نماز تمام شد سر به سجده می‌گذاری صد بار می‌گویی أتوب إلی الله. همه الله، مقام جمع. این ماه مبارک رمضان انگار زبده و چکیده و عصارهٔ فشرده‌شدهٔ همهٔ ماه‌هاست که آنان نیز ماه‌های خدایند اما این ماه، ماه الله است.

دست‌و‌بال شیطان و انفاس تسبیح

چرا دست‌و‌بال شیطان در این ماه بسته است؟ آیا این نشان از درون‌مایهٔ باعظمت این ماه نیست؟ جایگاه شیطان را در آن عبادتی که می‌کرد و عظمت و تقدسی که داشت بنگرید؛ اسم اعظم داشت و دارد و می‌تواند در خون نفوذ کند. اگر کسی بگوید چرا چنین حریف قدری برای من ضعیف؟ اولاً قرآن کید او را ضعیف دانسته ـ کیدش را نه اسم اعظم وجودی‌اش را. ثانیاً اگر حریف این‌چنین قدرتمند نبود چه افتخاری برای مبارزه بود؟ وقتی تقدس پیش از انحرافش را می‌بینی که بر منبر آسمان چهارم برای ملائکه حرف می‌زد و تسبیح از دستش می‌افتاد ملائکه هجوم می‌آوردند تسبیح را به دستش بدهند، و چنین کسی در این ماه دست‌و‌بالش بسته است و نمی‌تواند کوچک‌ترین آسیبی برساند، باز عظمت این ماه روشن می‌شود. اینکه چگونه بعضی در همین ماه گناه می‌کنند مباحثی دارد که بماند.

نام کن فیه عبادة؛ یک‌بار باید سر همین خطبهٔ پیامبر نشست. چگونه خواب عبادت می‌شود؟ فرموده‌اند اگر قبل خواب وضو بگیری با طهارت بخوابی عبادت محسوب می‌شود. پس نشان می‌دهد کل این ماه طهارت محض است. أنفاسکم فیه تسبیح؛ چگونه نفس تسبیح باشد؟ نفس در ذکر تسبیح حساب می‌شود. یعنی نفس وقتی مشغول ذکر است ـ نه فقط اسم بر زبان ـ از ذکر یا من اسمه دواء و ذکره شفاء؛ شفا در ذکر است و دوا در اسم. نفس وقتی ذاکر است مسبح می‌شود. ذکر در حضور رخ می‌دهد؛ اگر حس حضور نباشد ذکر معنا ندارد. پس این ماه شدت حضور دارد که نفَست تسبیح شده. هرچه بگویی کم گفته‌ای؛ حقش ادا نشده.

دعای وداع سجاد و اقامهٔ حمد

در خصوص خطبه و دعای وداع حضرت سجاد ـ دعای چهل‌وپنج صحیفه ـ بنگرید؛ مو بر تن سیخ می‌شود. ثم آثرتنا به علی سائر الأمم و اصطفینا بفضله دون أهل الملل؛ سپس ما را به او ـ به ماه مبارک رمضان ـ بر دیگر امت‌ها برگزیدی و به فضیلت این ماه برگزیدی دون أهل الملل. فاصلهٔ ماه مبارک رمضان با ماه‌های دیگر مثل فاصلهٔ پیامبر یا امام زمان یا امیرالمؤمنین با دیگران است؛ اینجا مشخص می‌شود.

و قد أقام فینا هذا الشهر؛ أقام در ما این ماه را اقامه کرده؛ همهٔ این شهر را در ما؛ و آن مقام حمد است که صحبتنا صحبة مبرور؛ مصاحب و یار نیکو بود این ماه که به مقام حمد اقامه کرده فینا. اولاً اقامه؛ ثانیاً فینا؛ ثالثاً هذا الشهر همهٔ شهر؛ رابعاً مقام حمد. تازه مصاحب ما شده‌ایم. مقام حمد صادر اول است؛ نفس الرحمن؛ الحمد لله رب العالمین. خدا می‌خواهد حالت را به بهترین حال ـ حال صادر اول ـ برگرداند. در جایی دیگر اربحنا أفضل أرباح العالمین؛ ما سودی بردیم افضل از تجارت تمام عالمین؛ به این ماه. چه عظمتی؛ جایی ندارد جز سوختن و گریستن و حوصله به خرج دادن و شنیدن و پیاده کردن؛ صرفاً حفظ لفظ و اصطلاح نباشد؛ تلبس به اسم الله پیدا کنیم که همان مقام قرب و ولایت است.

جمع و تفصیل در آیات و شرح صدر

از آیهٔ إن علینا جمعه و قرآنه مقام جمع قرآن دانسته می‌شود؛ و از عندنا خزائنه نیز همان جمع. روح مقام اجمل و کلی است و قلب مقام تفصیل؛ نزل به الروح الأمین علی قلبک یعنی از اجمال روح به تفصیل قلب. ألم نشرح لک صدرک انشراح سینهٔ پیامبر بر پایهٔ نزول همان روح کلی و مقام جمعی است. پس آنچه در شب نیمهٔ شعبان می‌آید فرقان و تفصیل است بر قلب حجت؛ و آنچه در شب قدر رمضان نازل می‌شود اجمال و بساطت کلیه است که همهٔ کثرات در آن مندمج‌اند.

تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده نیز از تنزل سخن می‌گوید. تنزیل را باید جدی گرفت: إنه لتنزیل رب العالمین؛ إنا أنزلناه فی لیلة؛ تنزل الملائکه. از خزانهٔ جمع به عرصهٔ تفصیل فرود می‌آید. در برخی روایات فرقان را کلیات احکام دانسته‌اند و قرآن را جامع کلیات و جزئیات و محکم و متشابه. از این‌رو یکی از درون‌مایه‌های عجیب این ماه همان نزول قرآن است؛ دریغ که به قدر اهمیتش گشوده نشد.

صمدیت دین و حجت بودن اهل بیت برای ادوار بعد

چون خدا صمد است و دین نزد او اسلام است، اسلام نیز صمد است. همهٔ انبیا و کتبشان زیر سایهٔ نبی اکرم و قرآن تعریف می‌شوند؛ پس پیامبر صمد است و قرآن صمد. بر پایهٔ رسالهٔ رصد و فصد، انبیا و اولیای زمان‌های بعد نیز همگی زیر حجت بودن پیامبر و اهل بیت‌اند؛ سخن امام صادق همین را می‌رساند. قرآن صمد تمام شده؛ هرچه بعد بیاید ذیل همین تعریف می‌شود. چون قرآن به نحو اجمال جز در رمضان و لیلة القدر نازل نشده، خود این ماه در برابر ماه‌های دیگر صمدگونه است: رمضان جمع است و دیگر ماه‌ها تفصیل؛ رمضان معنای قرآن دارد و آن‌ها معنای فرقان.

شکوفایی فطر و خطبهٔ شهر الله

روزه نوشته شده تا به تقوا برسید؛ و فطر شکوفایی همان تقواست که از رمضان می‌شکفد. إن تتقوا الله یجعل لکم فرقانا نشان می‌دهد خروجی تقوا فرقان است؛ تشخیص حق از باطل و سعهٔ بیشتر ادراک. در خطبهٔ آخر شعبان پیامبر فرمود شهر الله با برکت و رحمت و مغفرت روی آورده؛ شهر الله نه صرفاً شهر رحیم و کریم و سمیع و بصیر. دعای شب عید فطر یکسره بر مدار یا الله می‌چرخد و نام جمع را تکرار می‌کند. روح اعظم مظهر اسم الله است؛ نزول او در شب قدر و میزبانی حجت الله هر دو بر مدار همان اسم است. نماز دو رکعتی با هزار قل هو الله در رکعت نخست، احدیت و صمدیت را به هم می‌پیوندد و سجدهٔ أتوب إلی الله بازگشت به همان جمع است. رمضان عصارهٔ فشردهٔ همهٔ ماه‌های خداست.

چرا حریف بزرگ در این ماه بسته است

شیطان پیش از سقوط منبری در آسمان چهارم داشت و تسبیح از دستش که می‌افتاد ملائکه برای بازگرداندنش می‌شتافتند؛ اسم اعظم داشت. قرآن کید او را ضعیف خوانده نه قدر وجودی‌اش را. اگر چنین حریفی در این ماه مغلول است، عظمت ماه بیشتر دیده می‌شود. اینکه چگونه برخی باز می‌لغزند بحث جداست. نام کن فیه عبادة با طهارت خواب گره می‌خورد؛ أنفاسکم فیه تسبیح با ذکر حضوری. ذکر بدون حضور لفظ خالی است؛ این ماه شدت حضور است تا نفس تسبیح شود.

آثرتنا و أقم فینا و ارباح عالمین

در دعای وداع سجاد آمده که خدا ما را با این ماه بر امت‌ها برتری داد و به فضل آن برگزید. أقام فینا هذا الشهر یعنی همهٔ شهر را در ما به مقام حمد اقامه کرد و مصاحبتی مبرور ساخت. اقامه، فینا، هذا الشهر، و مقام حمد چهار لایهٔ این جمله است. حمد مقام صادر نخستین و نفس الرحمن است؛ رب العالمین پرورش در همان اسم. اربحنا أفضل أرباح العالمین سود این تجارت را بالاتر از سودهای عالمیان می‌نشاند. باید سوخت و شنید و پوشید؛ تلبس به اسم الله همان قرب و ولایت است تا رتبه‌ها یکی‌یکی گشوده شود.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.