ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 007

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

ارتباط با ملائکه و نزولِ روح در ماهِ رمضان

السلام علیک ای داعیَ الله و ربّانیَّ آیاته.

بحث دربارهٔ ارتباطِ ما در ماهِ مبارکِ رمضان با ملائکه بود. این امر شدنی است و دارد می‌شود، هرچند بی‌خبر باشیم. از درون‌مایه‌های این ماه همین است که «تنزّل الملائکه والروح» تصریح بر همین قصه دارد.

خدا رحمت کند استاد علّامه حسن‌زاده را. ایشان بسیار تأکید داشتند که حداقل یک دور قرآن را دربارهٔ واژهٔ «روح» ختم کنید: کجاهای قرآن پیرامونِ روح سخن گفته، و از آن روح نیز در ما هست. آیاتی چون:

«وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي» (حجر/۲۹؛ ص/۷۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از روحِ خود در او دمیدم.

«وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي» (اسراء/۸۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از تو دربارهٔ روح می‌پرسند؛ بگو روح از امرِ پروردگارِ من است.

«وَكَذَٰلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا» (شوری/۵۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و این‌گونه روحی از امرِ خود به تو وحی کردیم.

از خصوصیاتِ ماهِ مبارکِ رمضان، به‌ویژه لیلة القدر، نزولِ همین روح است. بحث وجوهِ متعدّد دارد؛ شیرین و مبسوط و سنگین است. کلیّتی بیان می‌شود؛ و اگر کسی بخواهد به تفصیل برود، به مقدّمهٔ علّامه قیصری بر فصوصِ ابن‌عربی — به‌خصوص مدخلِ دهم به بعد — رجوع کند؛ آنجا بحثِ مبسوطی است و علّامه نیز شرحی زیبا دارند.

فصلِ دهمِ قیصری؛ روحِ اعظم

فصلِ دهم دربارهٔ بیانِ روحِ اعظم و مراتب و اسماءِ اوست. پیش از خواندنِ این فصل باید دانست — چنان‌که پیش‌تر روشن شد — که ملائکه آن‌به‌آن بر ما نازل می‌شوند و هر حقیقتی در ما متمثل می‌گردد؛ آنچه می‌چشیم و می‌فهمیم و به آن می‌رسیم کارِ ملائکه است. نزولِ ملک رخ داده، امّا این نزول در این وضعیت نزولِ تشریعی نیست؛ آن بر انبیا بود و به انجام رسید. این حقیقت امّا ادامه دارد: ملائکه — خواه از الوهیّت بگیرند، خواه از ملک — معنای تدبیر و سلطنت دارند؛ مدبّراتِ عالم‌اند. قرآن می‌فرماید:

«فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا» (نازعات/۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): سوگند به تدبیرکنندگانِ کارها.

اینان احکامِ خلق را تدبیر می‌کنند، به‌خصوص انسان را که با ایشان مرتبطیم. امّا با روحِ اعظم کی ارتباط دارد؟ ما با ملائکه مرتبطیم؛ روح چگونه است؟ آیا با روح نیز ارتباط داریم؟

علامه در ادامهٔ همین فصل می‌فرماید: بدان که روحِ اعظم که در حقیقت همان روحِ انسانی است، مظهرِ ذاتِ الهیّه از حیثِ ربوبیّتش است — مظهرِ ذاتِ الله. جایی آن را روحِ اعظم و جایی روح القدس می‌گویند؛ روایات و آیات بسیار بر این تصریح دارند. این مظهرِ الله است. «الله» خود اسمی است مستجمعِ جمیعِ اسماء؛ نه نام‌های عرفی، بلکه اسمائی که در نظامِ هستی پیاده می‌شوند.

ربّ؛ کانالِ وجودی با حقیقتِ عالم

در الوهیّت ربوبیّت خوابیده است. رب پرورش‌دهنده و تدبیرکنندهٔ عالم است. همهٔ ما ربّی داریم: سبحان ربّی الاعلی، سبحان ربّی العظیم. آن ربّ، حصّهٔ وجودیِ ماست؛ کانالِ وجودیِ ما با حقیقتِ عالم که به آن الله می‌گویند. آن که اسمِ اعظمِ وجودِ ماست، ربِّ ماست و از آن طریق با دریایِ لایتناهیِ وجود و وجودِ صمدِ حضرت حق مرتبطیم.

پیامبرِ عزیزِ عالم و انسانِ کامل — که اکنون در نشئهٔ عنصری و طبیعی حضرت حجّت با بدنِ عنصری حاضر است — نیز رب دارند. ربّ و حصّهٔ وجودی و اسمِ اعظمِ وجودیِ ایشان همین روحِ اعظم است. پس روحِ اعظمی که نازل می‌شود، ارتباطش نخست با انسانِ کامل است.

از این‌رو امام باقر علیه‌السلام فرمودند با دشمنان و مخالفان با سورهٔ قدر محاجّه کنید — همان سوره‌ای که شتابان می‌خوانیم و می‌گذریم. «تنزّل الملائکه والروح»: ملائکه با انسان‌ها مرتبط‌اند؛ امّا این روح مگر بر انسانِ کامل نازل نمی‌شود؟ کجاست انسانِ کامل؟ همهٔ فریقین می‌پذیرند که لیلة القدر هر ساله تکرار می‌شود؛ پس انسانِ کامل هست. چرا گفته می‌شود نیست، یا مرده، یا قرار است بعداً بیاید؟ دلیلی زیبا و محاجّه‌ای استوار است.

کنهِ روحِ اعظم و ربِّ پیامبر

علامه قیصری می‌فرماید: کنهِ این روحِ اعظم را جز خدا نمی‌داند. این اسمِ اعظمِ وجودِ پیامبر و ربِّ پیامبر است. قرآن چه شیرین می‌فرماید:

«وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّكَ الْمُنتَهَىٰ» (نجم/۴۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و اینکه نهایت و پایان به سوی پروردگارِ توست.

آن ربّی که همه به سوی او حرکت می‌کنند، ربِّ توست ای پیامبر. همهٔ ما رب داریم و با آن رب با حقیقتِ عالم و حضرت حق مرتبطیم؛ و همهٔ این‌ها در طولِ ربِّ پیامبرند که اسمِ اعظمِ اوست. همه می‌روند تا به آن رب برسند — همان روحِ اعظم و روح القدسی که شبِ قدر نازل می‌شود.

هرچه در عالمِ کبیر — بیرون از ما، نظامِ هستی و نظامِ اُفقی — و هرچه در عالمِ صغیر — در وجودِ خودمان — هست، روحِ اعظم در آن مظهر دارد: محلِّ ظهور در نشئهٔ طبیعت و همهٔ عوالم تا ملکوت و جبروت و لاهوت و عرش و فوقِ عرش؛ و در خودِ ما نیز محلِّ ظهور دارد. ما اکنون با او ارتباطِ کامل نداریم، امّا در ما محلِّ ظهور دارد. چگونگیِ این معنا در ادامه روشن خواهد شد.

عاقبت به برکتِ صلوات بر محمّد و آلِ محمّد ختم به خیر باد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.