ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 002

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

قیاسِ رمضان با پیامبر؛ سنگینیِ حرمت

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین. السلام علیک یا داعیَ الله و ربّانیَّ آیاته.

دیروز گفته شد که پیامبرِ عزیزِ عالم برای آنکه عظمتِ این ماه — و به عبارتی شاید حتّی عظمتِ خود — فهمانده شود، فاصلهٔ میانِ خود و امّت را با فاصلهٔ ماهِ مبارکِ رمضان با دیگر ماه‌ها قیاس می‌گیرد. اگر فضیلت و برتریِ رمضان بر ماه‌های دیگر مانندِ فضیلتِ پیامبر بر سایرِ خلایق باشد، تکریمِ پیامبر ثوابش بیشتر و قربش بالاتر است تا تکریمِ آدمِ معمولی؛ پس تکریمِ این ماه همچون تکریمِ پیامبر است. و بالعکس، جسارت به پیامبر چه سنگین و قبیح است نسبت به جسارت به فردی معمولی؛ همان اندازه حرمت‌شکنیِ ماهِ رمضان سنگین است. این نگاه را حدیث به ما می‌دهد و حرمتِ ماه را از سطحِ عادت به افقِ محبّتِ نبوی بالا می‌برد.

الهاماتِ پیامبر و کشفِ تامِّ محمّدی

چون پیامبر قیاس می‌گیرد، از دلِ همین قیاس اسراری می‌ریزد. وجودِ مقدّسِ پیامبر مملو از الهامات و القائاتِ الهی است. قرآن صریح می‌فرماید:

«وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ» (نمل/۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و همانا تو قرآن را از نزدِ حکیمی دانا تلقّی می‌کنی.

این قرآن که علمِ اوّل و آخرِ الهی در آن جمع است، بر قلبِ مقدّسِ پیامبر از حضرت حق تلقّی شده؛ القائاتِ خدای منّان است. به فرمایشِ ابن‌عربی، کشفِ تامِّ محمّدی است صلی‌الله‌علیه‌وآله: تمثلّاتی که وجودِ پیامبر از آن‌ها آکنده است. همان‌طور که سینهٔ پیامبر پر از الهام است، این ماه نیز — نکته‌ای که امروز باید فاش شود — در دلِ خود مملو از القائات و الهاماتِ الهیّه است؛ تمثلّاتی اعم از صورِ ظاهریّه و باطنیّه. منتها تا یار که را خواهد و میلش به که باشد. ظرفیتِ ماه چنین است؛ امّا دریافت بسته به ظرفِ دل است.

رمضان؛ مخزنِ القائات و غفلتِ ما

بسیار از الهاماتی که می‌رسد غافلیم. بسیاری از صحفِ نوریّهٔ عرفانی که بزرگان نوشته‌اند گواه است. ابن‌عربی نزدیک به هزار عنوان تألیف دارد؛ علّامه حسن‌زاده می‌فرمودند در فهرست‌بندیِ تألیفاتش قریبِ هزار کتاب آمده — شوخی نیست. یک عنوانِ تفسیری‌اش نود و پنج جلد است؛ فتوحات و فصوص نیز از آن‌هاست. ابن‌عربی می‌گوید هرچه هست از سجّاده است؛ همه را از سجّاده اخذ کردم. این القائات و الهامات پر است؛ منتها کسی می‌خواهد که بردارد. خودِ علّامه بسیاری از قلم‌فرسایی‌ها و عظمتی که در آثارش آفریده را الهاماتِ ربوبی و القائاتِ قلبِ مقدّسِ پیامبر می‌دانست؛ و به ما نیز می‌رسد، اگر کانال باز باشد.

تمثلِ حقیقت؛ نزولِ ملک و ادامهٔ الهام

چون علّامه شرحِ قیصری بر فصوص را می‌دهد و به مداخلِ دوازده‌گانه می‌رسد، در مدخلِ دهم غوغا می‌کند؛ صوتش هست. نخست می‌فرماید خودِ قیصری در این فصل حرف‌های عرشی آورده؛ سپس با زیرکی نکته‌ای می‌گوید که اگر امروز به خود تفهیم شود هنر کرده‌ایم: چون حقیقتی در ثغورِ ذاتِ نفسِ من و شما متمثل شود — یعنی در باطن و مکنونِ نفس تمثّلی از حقیقت پدید آید — همان ملکی است که بر ما نازل شده. تنزیلِ ملائک فقط برای پیامبر نیست؛ به نحوِ وحی با خاتم‌الانبیا تمام شد، امّا الهام ادامه دارد. الهام از جنسِ وحی است؛ امّا زیرِ سرِ الهام نفس است و زیرِ سرِ وحی عقل. الهام برای همه هست؛ آن را نبوّتِ انبائی — باخبر شدن از حقایقِ عالم — یا نبوّتِ عامّ و تعریفی می‌گویند که در همه هست و بارها درباره‌اش سخن رفته است.

بسیاری که حقایق را چشیده‌اند و در کتاب‌ها ریخته‌اند، به تعبیرِ علّامه در صقعِ عینِ ذاتِ نفسِ ناطقه — در باطنشان — ملک نازل شده، الهام و القا کرده و گرفته‌اند. کی این رخ می‌دهد؟ چون کانالِ وجودی را — همان که در صد کلمه در معرفتِ نفس آمده؛ ربِّ وجودی: سبحان ربّی الاعلی، سبحان ربّی العظیم؛ ارتباطِ حصّهٔ وجودی با ذاتِ حضرت حق — لایروبی کنی؛ یعنی از گناه و معصیت پاک سازی تا لایمسّه الّا المطهّرون؛ آنگاه الهامات و القائات می‌آید؛ برای بسیاری آمده است.

غفلت از الهاماتِ همین ماه

آنچه از درس و بحثِ علّامه فهمیده شده این است — و این سخنِ آخر است — که آنچه فهمیده می‌شود به حاضران نیز الهام و القا شده و می‌شود، خاصّه در این ماه؛ منتها بی‌خبر و غافلیم و نمی‌دانیم این الهامات چیست و چگونه است. ابتدا به نحوِ انزالِ دفعی می‌آید: یک شب، یک حالِ خوش، یک توجّهِ عجیبِ عرفانی در حرمِ امام حسین یا امام رضا یا هیئت یا شبِ قدر؛ انفجاری درونی و ریختنِ القائات در وجود. سپس سی یا چهل یا پنجاه سال تنزیلِ تدریجی‌اش طول می‌کشد؛ و برای برخی به عالمِ برزخ می‌کشد. از این الهامات در ماهِ مبارکِ رمضان تا دل بخواهد هست؛ غافل نباشیم.

ظرفِ ماه از القائات تهی نیست؛ آنچه کم است توجّهِ ماست. بسیاری شبِ قدر را به عادت و هیاهو می‌گذرانند، در حالی که همان شب می‌تواند ظرفِ انزالِ دفعی باشد و سال‌ها تنزیلِ تدریجیِ همان بار را در پی آورد. حرمتِ ماه همان حرمتِ پیامبر است؛ پس پاسداشتِ رمضان پاسداشتِ نسبت با پیامبر است، و غفلت از الهاماتِ آن غفلت از همان نسبتی است که حدیث در قیاس گشوده است.

عاقبت به برکتِ صلوات بر محمّد و آلِ محمّد ختم به خیر باد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.