ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 017

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پناه بردن به خدا، ستایش او، یاری خواستن از پروردگار و درود بر پیامبر و خاندان او؛ سپس درخواست فرج و یاری برای راه حق.

یا رب اعوذبک من همزات الشیاطین ومن شر نفسی ومن شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایک نعبد وایک نستعين. الحمد لله على کل نعمہ و اسال الله من فضله. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. المستغاث بک یا صاحب الزمان. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته. السلام علیک و رحمة الله. شب پر از حزن و اندوه است. ان‌شاءالله که عزیز فاطمه هر کجا تشریف دارند، پروردگار منان قلب و دل ایشون رو آروم کنه. غم از دلش بردارد و حضرت توجهی به ما و متعلقین ما بکند و دعامون کنه. درود بفرمایند. معلومه که عزاداری شاید بیش از ظرفیت شما بوده امشب از پا انداختتون خیلی بیحال صلوات فرستادین. خدا خیرتون دهدد ان‌شاءالله. یک صوت کوتاه دو دقیقه‌ای از رهبر شهیدمون پخش می‌شود.

گوش بدید ان‌شاءالله با دل و جان درود کنید. بعضی می‌گویند امام حسین علیک السلام حرکت کرد قدرت رو بگیره. بعضی می‌گویند حرکت کرد تا شهید شود. مردمان مؤمن هم این حرفو می‌زنندد، اشتباه می‌کنندد. من میگم حرکت کرد تا وظیفه رو انجام دهدد. در راه انجام وظیفه یک احتمال ایبلکه آدم به قدرت برسه، شد. یک احتمال ایبلکه انسان شهید شود، شد. مقصود این است که ما بتوانیم این عمل را انجام بدیم، این وظیفه را انجام بدیم. اینی که ما در مقابل آمریکا کوتاه نمیاییم ملت ایران، اینی که ما در مقابل فشار تبلیغاتی دشمنان کم نمیاریم به توفیق الهی به خاطر اینه. چون این وظیفه است. اگر چنانچه نکردیم کان حقا على الله ان يدخلنا مخله. اگر ما کوتاه بیاییم، خدای متعال ما را هم به همان سرنوشتی و همان دوزخی که آن ستمگر رو منتظر خواهد بود.

آغاز سخن و ضرورت تعقل

محمد و آل محمد و عجل فرجهم. بله از بزرگ‌ترین وظایف ما که در درون ما جوشید، توی این ایام بلافاصله همان صبح علی التو— علی التلو اطلاع از شهادت آقا، همه احساس وظیفه انجام دادن. کسی به ما نگفت تو اجتماعات جمع شید که کسی گفت مگر اول؟ حتی رهبر که از آن موقع که شهید شده بود آقا ما رهبری آن موقع ظاهراً نداشتیم، باطناً که داشتیم. کسی به ما نگفت آن بزرگوار بیا تو خیابونا. خود مردم جوشیدن، خروشیدن. احد این، این وظیفه است. همین حضرت آقام فرمودند روحش شاد. هنوزم ایشون زنده هستن دارن رهبری می‌کنندد الحمد لله و جزء وظایف ماست. حالا هرچی میخواد شود. میخواد به قول آقا به قدرت و حکومت برسه این انقلاب وصل شود به حور— به ظهور آقا ان‌شاءالله. میخواد ما هممون شهید شیم. اصلاً مهم آن وظیفه است. این خیلی نکته مهمیک. وظیفه چیک؟

حالا متاسفانه من حالا چند شب پیش هم آماده کرده بودم که برای توون بخونم. دیدید قطعاً درس کرد توی فضای مجازی متاسفانه معآنت راهبردی رئیس جمهور تو خودشان، یک بیان بین خودشان حالا یک چیزی، یک امریک‌ای بگوییم چی بگوییم نوشته بودن صادر کرده بودن و یک بخشیش ایبلکه مضمونش حالا بذارید از رو یک چند خطشو بخونم. می‌گوید بخش— بخشی از این متن معآنت کی؟ راهبردی رئیس جمهور می‌گوید "بر این اساس بعد از دهه اول محرم یا تشییع با شکوه رهبر شهید، زمینه برای فرود آرام این تجمع‌ها و عبور هوشمندانه از شرایط ویژه و هدایت جامعه به سمت بازگشت به زیست روزمره، یک ضرر— ضرورت قطعی برای" چیک؟ وای بر ما که اینها دارن به ما حکومت می‌کنندد.

قوه خیال و مراتب ادراک

"یک ضرورت قطعی برای حفظ بهداشت روانی جمعی، صیانت از سرمایک‌های سیاسی و تضمین استقلال عمل حاکمیت است." اصلاً خودش چسبیده می‌شود به زمین. این خروجی دولت وفاقه. تو چه کاره‌ای که بیانیک بدی اجتماعات جمع شه؟ بعدم مخالف با بهداشت روانه مردمه. اجتماعات دارد مردم رو روانی می‌کند از نظر شما؟ بیانیک برای این صادر میکنین؟ حالا سؤال باید اینها رو دید به سلّابه کشوندشون. فریاد بزنید تو اجتماع هرجا میرید بگویید فریاد بزنید سخنرانی هاتون، مداحاتون. از اهدی هم نترسن به قول آقا الان فرمودند چی؟ وظیفه مهمه. هرچی میخواد شود شود. فریاد بزنیم که چطور این همه فساد دارد تو اجتماع رواج پیدا می‌کند. بی حجابی، بی بند و باری. معذرت می‌خواهم سرو مشروبات الکلی. حالا طهارت جلسه ایجاب نمی‌کند من این حرفا رو بزنم.

چه فحشاهایی، چه خانه های فسادی. هیچکدومشون— اصن اینها به بهداشت روانی اجتماعی ما هیچ آسیبی وارد نمی‌کند. هیچ راهبردی، برنامه ای برای آن نیست از طرف دولت. ولی برای این اجتماعات برنامه بریزین اینها رو جمعش کنیم برای بهداشت روانی. واقعا آدم تعجب می‌کند چی بگه؟ اینها رو لعن کنه یا دعا کنه؟ چی بگوییم زیرا؟ تف سربالاس. واقعا رگ غیرت آدم از گردنش میزنه بیرون میمونه. بعد هم کجا بگوییم ما؟ توی این طهارت جلسه باید الان حرفای عالی و متعالی و عرشی بزنیم. مجبوریم این حرفای سخیف اما باز وظیفه است что عرض کنیم. باید گفت. اگر نگیم چی بگوییم؟ و متاسفانه یک خطبه از امیرالمؤمنین بخونم که آدم واقعا با اینها دردش می‌گیرد و دوست دارد گریک کنه. بعد از روضه دیگر جونت در آمده دیگر نمیتونی گریک کنی. اما واقعا گریک دارد.

حکمت، معرفت و مقصد آفرینش

آیا فرمایشی که آن علی الاصول رهبر آیا چیزی جز همین فرمایش امیرالمؤمنین علیک الصلاة والسلامه که در نهج خطبه سی و شش فرمودند توی قصه حکمیّت مذاکره با معاویک فرمودند نهیتکم عن هذا الحکومة فابیتم علی اباء المنابذین حتی صرفت رأیی الله اکبر حتی من انصراف دادم از رأی خودم. مولا میفرمود حتی صرفت رأیی الی هواکم. به خاطر این هواهای دل شما من از رأی خودم من علی انصراف دادم. شما از حکمیّت یعنی مذاکره با معاویک شما را اول بازداشتم نهیتکم نه کردم شما را. پس برای خو— برای خودتون خودسری کردید. برای من خودسری کردید. چنان خودسری پیمان شکنان یعنی مثل آنانیی که پیمان من علی رو شکستند شما هم همان‌گونهی خودسری کردید تا جایی که ناگزیر شدم تصمیم گرفتم صرفت رأیی الی هواکم الله اکبر. رأی خودم رو انصراف بدم ازش به خاطر شما.

دقیقا اتفاقی که افتاده امروز رهبر به خاطر پافشاری تو لواسون بودیم هنوز هیئت راه نیفتاده بود. اجتماعمون بود در کنار شهدای لواسون. آنجا من گفتم خیلی هم سروصدا کرد. تهدید شدم من. برخی آمدند گفتند حاجی نگو نمی‌دانم میان می برنت. یک سخنانی به همه رفیقامون زدن از رو دلسوزی. حتی متاسفانه دیدم بعضی از این متاسفانه تو لباس دین و انقلاب به جای اینکه بفهمن ما منظورمون چیک از منطوق که الان بعد از فرمایش آقا تازه دارن متوجه می‌شوند. آن موقع دیدم بر علیک صحبت من تو کانال هاشون یک مش— چی بگم؟ بیکارن اصن انگار فقط نشستن یکی یک چیزی سریع نقدش کنن و یک چیزی بذارن تو کانالشون فالووراشون زیاد شه.

مراتب نزول و صعود وجود

ما اینجا گفته بودیم که آقا بنده دیدم متن نامه شعانیاتون به آقا رو دیدم که معرفی ملت به آقا به گونه‌ای صورت گرفته بود یک بی‌ادبی خیلی عجیب که آری دیگر ملت بریدن تاب آوری شون آمده پایین. دیگر طاقت ندارن. دیگر نمیتونن بیشتر از این. یعنی این زبان حال این مسئولین ما به رهبرمون بود از طرف ما. ما هم هزار و پونصد تومن چقد چی کارخونه‌هامونو زدن فشار اقتصادی فلان. حالا از این حرفا یعنی دیگر نمی‌شود. بعدم تهدید به استعفا و، و این بی ادبی‌ها، بی تربیتی‌ها به رهبر. چه کنه آقا؟ مواجه می‌شود با منت یک ملت. چه اتفاقی می‌افتد؟ انصرفت یا صرفت رأیی الی هواکم. به خاطر شماها من از رأی خودم انصراف میدم.

متاسفانه بعد حالا ما قبل از اینکه نامه آقا بیاید خیلی برام عجیب بود که یکی از اعضای مجلس رگان که ایشون جزو اساتید بنده بوده، یعنی ما بسیار از ایشون بهره‌ها بردیم و خیلی هم قبولش داریم— داشتیم و هنوز هم داریم. اصن ایشون، ایشون مثلا یک جمله‌ای فرمود قبل از نامه آقا ها، نامه آخر. فرمودند مذاکرات زیر نظر رهبری است مردم نگران نباشند. ما دلمون خوش شد. گفتیم نکنه ما داریم اشتباه میکنیم. رئیس حالا خود سپاه قدس، فرمانده سپاه قدس فرمودند فرقی بین تیم مذاکره کننده ما و بچه هایی که پای لانچر بودند نیست و جنسشان از جنس مقاومت است. گفتیم عجب ما داریم اصن که اشتباه میکنیم. شهردار تهران گفت کسانی که میگویند مذاکرات بر رهبری تحمیل شده است، بر ایشان جفا می‌کننددد. ما خیلی ایشونو دوسش داریم. خیلی آقای رو قبول داریم. دوسش داریم.

معنای توجه در جان انسان

اشتباه نشه ها. می‌خواهم بگم این اش— این خطاهای محاسباتی مسئولین که آقا میگفت اینهاها دارد خودشو نشون میده. قرارگاه خاتم این توافق رو تحمیل اراده مردم ایران بر دشمن و پذیرش شکست و تسلیم در برابر مردم مبعوث شده توصیف کرد و آن رو تلویحا تبریک گفت. آقا ما هم تبریک گفتیم چون بالاخره نه آن توافق کلا پیروزیمون تبریک گفتیم ما پیروزیم. دیشب هم ثابت کردیم حرف زدیم دربارش که ما واقعا پیروز شدیم. اما بلکه صد در صد هنوز اول مبارزه ماست. اینها چی رو میرسونه قربونتون برم؟ اینجور چیزها حالا برداشت برخی خیلی شیرین بود برام جالب بود که اشاره کردم به فرمایش مولا که ان الحق لا يعرف بالرجال اعرف الحق تعرف اهله. به به! می‌گوید حق به شخصیت‌ها شناخته نمی‌شود. می‌گوید فلانی اینو گفت. مسئول تشخیص— رئیس تشخیص مصلحت نظام گفت.

نمی‌دانم رگان رهبری گفت. این گفت، آن گفت. حتی فرمانده سپاه قدس گفت که ما دورش می‌گردیم. اما خطاش خطای محاسباتی. مولا می‌فرماید حق به اینها شناخته نمی‌شود. خود حق رو بشناس تا پی روهاشو بشناسی. خود حق رو بشناس تا پیروان حق رو بشناسی. اول حق رو بشناس. اینکه ما آن‌قدر زور می‌زنیم رفقا رو مبانی اعتقادیمون، مبانی حکمی، عرفانی، مبانی ناب معنوی و دینیمون، داشته‌های معرفتی‌مون برای چیک؟ وقتی یکی نه تحلیل سیاسی دارد، نه مسئولیتی دارد، نه کاره‌ایک، نه عالمه، هیچ مثل خیلی از من و شماها. ببین درست تشخیص میده، درست تحلیل می‌کند، حق رو درست می‌شوند؛ برای. اما به حرمت خیلیا سکوت می‌کند، چیزی نمی‌گوید. اما وقتی حق آشکار می‌شود ما مخصوصا توصیک می‌کنم به خودم و شما که بعد از این ب— بعد از این بحث هم برویم سراغ بحث صلوات.

حجت الهی و بقای عالم

به خودم و شما توصیک می‌کنم که خیلی خیلی خیلی برای شناخت حق از دو چیز بهره بگیریم. یک قرآن و هنگام قرائت قرآن. دو حضرت ابا عبدالله و هنگام توسل به حسین بن علی یعنی تو این جلسات. این راح قرآن، روح ولایت، روح این جلسات، روح روضه‌خوانی‌ها از اینور به آن رو می‌کند آدمو. لذا حق رو بهتر می‌شونداسی، بهتر درک می‌کنی. الان مردم حالشون خیلی بهتر از قبل از محرمه. اصلا این فرمایش حضرت آقای طبا روحش شاد. استاد حضرت علامه. می‌فرمود چقدر شیرینه. بنویسید اکثر کسانی که از علامه طبا اکثر کسانی که موفق به نفی خواطر شده‌اند، چقدر سخت نفی خواطر رفقا تا نفی خواطر صورت نگیره که یکی از دروس آن سیر و سلوک رساله خود علامه طبا که یکشنبه‌ها انشاالله هستیم سر سفره‌اش یکیش همین نفی خواتره.

که اصلا از گردنه‌هاست و تا نفی خواطر صورت نگیره نماز ما نماز نمی‌شود. نمی‌شود. بکشی خودتو نمی‌توانی نماز درست حسابی بخونی. یک حالی شاید بیاید و برود. یک اشکی هم بیاید. اما حالا من یک چیزی به شما قبل از اینکه فرمایش علامه بخونم الان یادم افتاد. خیلی هم ترسیدم و لرزیدم و یکی از بچه‌های خیلی خوب یعنی من اقتدا می‌کنم به ایشون اینها. برخی میان این سخنانی که نباید بزنن می‌زنندد به ماها. سر دلشونو— البته ما سر نگهداریم الحمد لله اما اذیت میشیم دیگر. بنده خدا آمد برای خودش عالمی هم هست و واقعا حالا ایشون گفتش که من مدتیک چند وقت زیاده که تمام نماز هام با اشک با حال با توجه یک تحول عجیبی تو زندگیم رخ داده. قبل از این حالات خیلی سال‌های پیش بنده چشمم رو نمی‌توانستم کنترل کنم. ایشون می‌گفت و مثلا حرام رو نگاه می‌کردم.

صورت علمی و علم اسماء

هرچی توبه می‌کردم اینها نمیشد. کتاب می‌خوندم نمیشد. یک مدت مراقبت می‌کردم دوباره عادت ک— عادت، عادت کرده بودم اصلا چشمم همراه نامحرم می‌دوید. اینها حرفای خودش چی بگوییم؟ هی جلوشون بگیریم. آقا نگو این حرفا رو به من. ولی یک درس عبرتیک چه عرس کنیم. بعد از بنده سؤالش این بود که الان چند وقته که من دیگر این حالاتو ندارم. اصلا به برکت مخصوصا این راضه‌ها و حالا هیئت نمی‌دانم زیاد رفته چی و اینها می‌گفت اصلا کی— نمازم یک نماز دیگر‌ای شده. خودم تعجب می‌کنم اصلا یکپارچه شور و حرارت و اشکم تو نمازام. اصلا سر سوزنی توجه به نامحرم ندارم. تو خیابون اصلا نمی‌بینم اینها رو. الحمد لله خدا نصیب ما هم بکن.

بعد حالا، حالا، حالا ایشون فرمودند که اخ— بعد یک خواب رؤیای صادقه‌ای اخیرا دیدم تمام این‌هایی که من قبلا دیده بودم رجی— رژه می‌رفت تو خواب برام. این زن‌های سر لخت و فلان و حالا طهارت جلسه اقتضا نمی‌کند من بگم. یک چند تا به ما گفت. می‌گفت من تو خ— تو خواب می‌خواستم— یعنی خیس عرق شده بودم خیس عرق شده بودم جایی که خوابیده بودم. می‌گفت بیدار که شدم وحشت وجودمو برداشت که نکنه این اشک استدراجیک یاد شماه تو لواسم یک روز گفتم حضرت آقای فاطمی نیا فرمودند بترسه کسی که گناه می‌کند توبه هم نکرده هنوز باید اشکم حسابی دم مشکشه. این اشک استدراجیک. یعنی ولت کردم می‌گوید برو، برو برا خودت گریک کن دلت خوش باشد. کسی که گناه می‌کند و بهش اشک میدن نه کسی که توبه کرده نه. من چی باید جواب بدم بهشون؟

قرآن در مراتب وجود

از من می‌خواست می‌گفت من که الان حالم خوشه. اصلا یک شدت تقوایی پیدا کردم حقیقتشو دارم می‌چشم. اینها چی بود تو خواب رژه می‌رفت جلوی من؟ هرچی دیده بودم این چند سال تو گناه، محیط گناه، این زن‌های فلان، همه همین جوری تو خواب نکنه دوباره می‌خواهد این برا من زنده شود. جوابش چیک به نظر شما رفقا؟ با سیر بحث‌هایی که داشتیم بگویید نترسید. بلند بگویید. نفی خواطر یک جواشود بله. اما یعنی نفی نکرده خواطر رو. یک جواب قشنگ‌تر و کامل‌تر بدید. آقا آن شهاب بلند بگو. نه قوه خیال. آفرین. کی بود؟ ماشالله به شما. ملکات وجودشه. ملکه شده آقا. این ملکات بیچاره می‌کند تا برزخ همراه ماست. حالا علم طبیعی ثابت کرده اگر شما یک فیلمی، یک عکسی، یک چیزی رو ببینی تا هفت سال در ناخودآگاهت هست، هست. اگرچه هم بهش توجه نکنی.

این علم تجربی و چه می‌دونم روانشناسی و این کوفت زهر مارای شرق و غربی دارن می‌گویند. اما علم الهی اینو نمی‌گوید ها. علم الهی می‌گوید هرچی ثبت شد تو وجودت ابدی شد. تموم شد دیگر. همی‌شود آن مال توئه. ملکه وجودت شده. فقط یک مقام یک رتبه‌ست که می‌تواند این را بردارد. هیچکس خودتم نمی‌توانی. آن چیک به نظر شما چیک؟ صاحب چه مقامیک؟ آفرین بابا ابوالفضل. مقام صاحب مقام کن. کن فیکون. آن کیک؟ انسان کامله. یعنی امام عصر. هی میگم آقا برو در خونه آقا برو زانو بزن با ابی عبدالله حشر و نشر داشته باش. این ملکات بیچاره کننده‌ست آقا. خیلی باید بترسین کسی عادت کنه به یک چیزی. الله اکبر. چه قشنگ که آدم عادت کنه به نماز. یکی می‌گفت آن بزرگوار آن دنیا آیا نماز داریم؟ ما گفتیم که می‌گویند نیایش داریم، صلاة نداریم.

راه معرفت نفس و طهارت

اما خدا رحمت کنه آقای حق شناس کیف کردیم ایشون فرمودند کسی که اینجا عادت کرده با نماز با خودش حال کنه مگر می‌شود آنجا نماز نخونه؟ حالا شاید شکلش جوریک دیگر، ولی هست. عادت، عادت کنه آدم به صلاة، به نماز، به توجهات عرفانی. برا ن برنامه داشته باشید برای نمازتون. آن سیر هفتگانه‌ای که ه— تکبیرات هفتگانه‌ای که ما گفتیم رفتیم رسیدیم به مرحله از رتبه حالا بالا شروع کردیم آمدیم سیر نزولی آمدیم پایین. اول سر و سر یا مرتبه اخفی بود که آنجا با طهارت کانال باز میشد. یاد شماه دیگر؟ مرتبه بقای ما بود. لذا قبل از نمازت باید وضو بگیری. این ظاهرشه. ظاهر طهارت، طهارت میگیری یا نه طهارت چشم، طهارت گوش، طهارت اعضا و حواس همه و همه. هرچی طهارت بیشتر، فیض و اخذ فیض تو از عالم اقدس بیشتر که بحثش دیشب گذشت.

مرتبه دوم هم تقریباً توضیحاتی دادیم. مرتبه سر یا خفی بود یا مرتبه فنا که گفتیم آن با چی حاصل می‌شود؟ با علوم و معرفت کانالش باز می‌شود. با علم و معرفت که انسان رو به فنا برسونه. آن سه مرحله فنا رو گفتیم که این فنا یک نکته‌ای اینجا بگم حالا تو مرتبه سومش که مرتبه روح بود و احدیت مونده بودیم دیشب شاید هم بازم امشب بمونیم. اما نکته بسیار مهمه. برخی فکر می‌کنندد که دعوت سید الشهدا دستگاه سید الشهدا مال هر بی‌سروپایی هست. این حرف گزاف و زشت و بدی که تو گوش ما انجام دادن. آری هر بی‌سروپایی حسی پاشه بیاید. مشروب می‌خورد یک دور از رو خود— الاعوذ بالله استجیر بالله. حالا دهنتو بشور بیا. باشد آن نیز میشوره می‌آید دوباره بعد از دهه می‌رود می‌خورد. چرا؟ چون تو گوشش کردیم. معذرت می‌خواهم خیلی واضح بگم این دستگاه یک حساب کتابه آقا.

دعای پایانی

ص— راستی آن نمی‌دانیم آن کجا باید استفاده کنیم ازش. بیا بله همه بیان. ببین همه درست بیان اما با طهارت بیان. توبه کنن بیان. یک جلسه‌ای ما یک روز هرچی روضه خوندیم یک نفر گریک نکرد. خیلی سال‌های پیش بود. بعد دیدیم که آقایی آمده بود تو جلسه بعد از جلسه آمد پیش من. برای اولین بار آمد تو جلسه همراهش بط مشروب بود. گفتم زیرا خاک بر سر زیرا با این آدم می‌آید تو جلسه ذکر امام حسین می‌نشیند. چرا قفل شده بود جلسه یا همین چند شب پیش، چند وقت پیش اینجا یک مد داشتیم همین جا قفل شده بود جلسه اول. کشتم خودمو با روضه حضرت زهرا گره باز شد. نمی‌دانم یاد شما هست یا نه. بعد از جلسه دیدیم یک آقایی آمد هفت هشت تا کتابای علوم غریبه آورد ریخت جلوی ما. گفتم برو اینها رو دفن کن یک جا. کی اینها رو دستت داده؟

بعد یک برگه هم دستش دیدیم جداول افاقی. اینها چیک؟ کی به تو اینها رو داده؟ اینها هم قفل کرده بود مجلسو ازش گرفتیم بردیم بلا رو به جون خودمان خریدیم. آقا خیلی مهمه. اینها دونستن این مطالب، آن— می‌گویند همه بیان. بله همه بیان آقا با چه حساب که چگونه؟ همینجوری بیایسه کتاب بیان؟ دستگاه ش— سید الشهدا رو آن‌قدر تنزل دادیم که هر بی‌سروپایی بیاید اینجا باید سرباز— مگر می‌شود؟ مگر شب عاشورا خودش نفرمود هر کس حق الناس گردنش پاشه برود. این همه آدم دنبال سر حضرت بودن. ترن ماه شاعر امام حسین، شاعر اهل بیت بود تا آخر عمرش هم سوخت و گریک کرد. چطور برخورد کرد با امام حسین؟ تازه میخواست بیاید بلکه نیاد. حضرت فرمود چه کاره‌ای؟ گفت یک باره حالا آنجا— قدیما بار و بنه یک ساله می‌بردندد.

برای نمونه بگوییم به امروز مثلا یک سال برنج‌شون رو ذخیره می‌انجام دادندد داشته باشن. بار کرده بود گندم و جو و چی و اینها داشت می‌برد شهرشون. گفت یا ابا عبدالله شما تشریف بیارید من اینو ببرم خالی کنم تو انبار خونه‌م میام ملحق میشم. بیچاره برگشت دید آقاشهید شده و راه کربلا بسته شده تا آخر عمرش سوخت. چه کرده بود جا موند؟ خه این‌گونه نیست که ما فکر می‌کنیم هر کس— من یک جمله بشین چون بحث فنا شد دارم اینو میگم. یک جمله خدمت شما بگم. سطح همراهی با اباعبدالله رو خود حضرت در شروع حرکتش از مدینه فرمایش انجام دادن. فرموده یازده جلسه من یادش بخیر زمان کرونا تو آن فدک کنار هشت شهید گمنام این جمله رو باز کردیم. نمی‌دانم اسواتش باشد یا نه. حضرت فرمود من کان بازلاً فينا. فينا معنای چی دارد؟ بگویید. معنای فينا معنای فنا دارد.

من كان فينا مهجته، بازلاً فينا مهجته. می‌گوید هر کسی که بازلاً بعدم بازلاً رو م— در حقیقت نکره استفاده می‌کند. تنوین بهش میزنه بازلاً نه بازل. یعنی اصلاً نمی‌آید که خود نشون دهدد. نمی‌آید تو دستگاه سید الشهدا که بگه آری ما هم هستیم. مثلا این‌گونه بازلاً اصلاً ناشناخته‌ست. بعد بخشش‌ش هم ناشناخته‌ست. نمی‌بخشد که خود نشون دهدد. بازلاً في سبيلنا نه رفقا، خواهرها، برادرها فينا این معنای فا— فنا میده. که الان رسیده بودیم به مرحله فنا وظیفه دونستم بگم. سطح دعوت سید الشهدا این شب‌ها بدونیم. هر کس که آمده ببخشه گمنام، بدون ادعا. ببخشه فينا در من یعنی اصلاً نه في سبيل، سبيلنا نه تو راه ما باشد حالا یک عنوانی هم بگیره، یک برای نمونه اعتبار و آبرویی هم بگیره. نه فينا اصلاً محو شود در من. اصلاً یکپارچه سر تا پاش شود حسین.

بعد چی رو ببخشه؟ یک بخشی از دارایی‌شو؟ آری؟ نخیر. مهجه. مهجته. این مهجه آخرین لحظ— آخرین آن لحظه یا قطره خون تو شش یا تو قلب گوسفندو سرش که می‌برندد آن آخرین قطره می‌گویند مهجه تو عربی. من امروز با یک عربی ز— عرب‌زبانی اینو گفت و گو کردم که دیدم بل— گفت بله درسته همینطوره. می‌گوید یعنی آخرین قطره خون یعنی هرچی دار و ندارد رو بی ادعا بریزه پای من حسین هیچ اثری هم ازش نمونه. فينا یعنی محو در حسین شود. یکپارچه حسین شود و حسین. هیچی دیگر. این یک شرطشه تازه. و مو— و موطن على لقاء الله نفسه الله اکبر. این کلمه، کلمه چقدر حساب شده استخدام شده. قصد توطن کرده یعنی مسافر نیستا. می‌خواهد بیاید قصد توطن کنه تو کربلا یعنی وطنش رو کربلا اختیار کرده. مسافر نیست بیاید برگرده. موطن برای چی؟ على لقاء الله.

آمده که به لقاء الله برود. آن نیز نه لقاء الرحمن، لقاء الغفار، لع— لقاء العلیم اینها این اسما دیگر نه. الله. ببین سطح دعوت رو. یعنی تمام کمالات رو می‌خواهد در خودش پیاده کنه. ملاقات کنه الله رو. بی— صد و چهل و دو در-درس لقاء الله رو وقتی قشنگ گوش بدید که سفره‌ش بسته شد تو این ایام متوجه می‌شید لقاء الله با لقاء الرب چه فرقی با هم می‌کند. اباعبدالله می‌گوید باید این‌گونه با— نگاهت به این باشد که تمام کمالات رو اخذ کنی. من هر ک— هر— معذرت می‌خواهم عذر می‌خواهم هر بی‌سروپایی رو نمی‌ذارم تو دستگاه من بمونه. راه میدم. بیا، بیا. اما اینکه بی‌سروپا باشی نمی‌مونی. قربونت برم اینو از گوشت بیرون کن. غلط تو گوشت انجام دادن. لایم السوء الله المتهرم بیرونز— بیرونت میندازن. حالا و موطن على لقاء الله چی؟ چی رو آماده کرد برای لقاء؟

ظاهرشو؟ ظاهرش دینداریک مثل من لباس پیغمبر تنشه؟ تسبیح و دلق و سجاده و ریش و. نه نفسه یعنی جانش رو، جانش رو. یعنی ظاهر و باطنش یکیک. بعد حالا، حالا اگر اینی حالا فلیرحل معناه الله اکبر فلیرحل راحلی. آن کسی می‌تواند همراه معنا معیت با حسین بن علی داشته باشد و جون دهدد پای حسین شود بریر و شود حر و شود وهب و اینها. آن کسی می‌تواند که فلیرحل راهل باشد نه مسافر. راهل و ان الراحل الیک قريب المسافة. تو مناجات امام سجاد راهل یعنی کسی که می‌آید که دیگر برنگرده. نه مسافر. مسافر می‌آید می‌گوید من میرم رفقا محل کارشو هماهنگ می‌کند با خونوادش اینها می‌گوید من مثلا ده روز دیگر برمی‌گردم.

کسی معیت با حسین بن علی پیدا می‌کند در این جلسات در محرم وقتی می‌رود کربلا زیارت اربعین یا هر وقت دیگر‌ای که این شروط رو در خودش پیاده کرده آن به معیت می‌رسد. راهل باشد. حالا ببینین همه میرن کربلا دوباره برمی‌گردندد. خیمه تموم می‌شود جمع می‌شود اعضا دوباره میرن سراغ خونه زندگیشون. چی شد؟ اینها که همه برگشتن با یک ماموریت جدید برمی‌گردندد. این معناش چیک؟ فینا نسفی سبیل ما. اینها معنی فنا دارد. بوی فنا دارد. اصلاً هیچ ری از تو نیست. بخوام همه فهمش کنن بچه‌ها هم متوجه بشن قربونتون برن. همان معنای رجز کیک؟ جون. تمام تو کربلا همه رجز که خوندن به اصل و نسب‌شون اشاره انجام دادن. همین یدونه غلام سیاه قربونش برم دورش بگردم. کاش یک جا از معرفت آنو من داشتم. خواست برود میدون.

هرچی نگاه کرد دید اصل و نسبش کجا به شرافت نسب حسین نمی‌رسد. خودش رو چگونه معرفی کرد؟ همه می‌دانید. امیری حسینی بن امیرالمؤمنین. خودش رو به سید الشهدا معرفی کرد. این یعنی فنا. از این غلام سیاه امام حسین فنا رو یاد بگیریم. اگر این بودی می‌مونی تو راه امام حسین. اگر نیستی می‌بری میری. نمازه تم حسینی نیست. نمازه تم حال ندارد. نمازه تم موندنی نیست. فوقش هم یک حالی تو نماز به دست دهدد حاله مقام نیست. همه اینها رو زور زدن برای کدوم رتبه؟ رتبه فنا. کجا بود؟ سر. چی درستش می‌کرد؟ علم و معرفت. همین حرفی که الان من به شما زدم کمک می‌کند کانال سرت باز شود برای ورود به نماز. یعنی نمازه تو جلالی کنه. اینها کمک می‌کنندد. اینها القائات، القائات صبوحی علمای جامع الاطرافه حالا از کانال وجودی من دارد به شما می‌رسد.

خدا منم پاک کبلکه به شما اثر کنه. سومیش هم بگم بقیک‌ش انشاالله دو تا جلسه دیگر ای که داریم. سومیش که نصفه کارمون مونده بود مرتبه احدیت یا روح. این، این مرحله گفتیم مرتبه‌ایست که نیت درش شکل می‌گیرد. مرتبه روح. اما خمیرمایک این نیت در رتبه سر اتفاق می‌افتد با علم و معرفت. وقتی شما این حرفا رو الان از من شنیدید نیت نکردید که فانی در سید الشهدا باشید، نمازه ت چی باشد؟ نماز همینطوری رفع تف-تکلیفی باشد یا نمازی باشد که به مقام فنا برسونتت؟ این علم و معرفت این را ایجاد می‌کند. به این می‌گویند چی؟ نیت. آن خمیرمایک ش می‌شود تو مرتبه روح که سومین رتبه از بالا به پایینه یعنی احدیت من و شما. روح ما نیت می‌کند. نیت می‌کند. نیت آیا واجبه یا نه تو نماز؟ ها؟ پس ورود کردیم دیگر.

ورود کردیم به خود دستگاه با جلالت نماز اولیش نیته. بعد تکبیرة الاحرام دیگر. بعد قيامه. بعد رکوع. بعد سجوده. همینطوری می‌رسیم بهش. تشهد و سلام. الان ورود کردیم به دستگاه و ساعت قدسی نماز. نیت در مرتبه روح اتفاق می‌افتد خمیر، خمیرمایک ش در مرتبه سر با آن علم و معرفت شکل می‌گیرد. حالا اینجا چی کانال روح رو باز می‌کند؟ این را دیشب نگفتیم. آن دو تا کانال رو گفتیم. این کانال روح رو به نظر شما که بخوای نیت کنی چی بازش می‌کند که انسان بتونه درست نیت کنه؟ نیت گزاف نکنه؟ چیزی‌ست که الان داریم می‌فهمیم. چقدر آدم باید جون بکند تا یک دستور العمل سیر و سلوک بزرگان رو بفهمه. آن نیز ایبلکه همه شون فرمودند قبل از نماز توسل کن به دو کس. یکی حضرت ابا عبدالله الحسین، یکی هم امام عصرت.

حالا آن فرمایش علامه طباطبایی رو خوندم برای توون یا موند؟ خوندم؟ موند. ایشون می‌فرماید اکثر کسانی که موفق به نفی خواطر شده‌اند و سلطان معرفت برای آنها طلوع کرده و حقایق برای آنها مکشوف شده، حالا چه تو نماز، چه بیرون از نماز، در کی بوده؟ اکثراً کی این حالت برای آنون رخ داده؟ حالت کشف. آفرین. فرمودند در حین قرائت قرآن و یا توسل به ساحت مقدس حضرت سید الشهدا علیک السلام بوده است. الان می‌فهمید تازه این همه زور زدیم که— چرا قبل از نمازت باید بگی صلوات الله علیک یا ابا عبدالله؟ چرا باید بگی الص-یا ابا صالح المهدی السلام علیک حین تصلی وتغنت؟ اسرار رو چطوری باید فاش شود برای ما؟ تو خیمه امام حسین بعد از این تغارات اشک احسن به آنانیی که موقع روضه هستن. اشک که میریزی پاک میشی منم زبونم باز می‌شود حرفا رو بزنم بتونم بگم.

آدم قفل می‌شود زبونش نمی‌شود این حرفا رو نمی‌شود اصلا بیان کرد. لال میشی عقده به زبان می‌افتد. سنگینن این حرف‌ها. پس مرتبه روح رو که آنجا نیت شکل می‌گیرد عرض شود خدمتتون که مرتبه بسيط الحقیقه وجود ماست با چی کانالش باز میشد؟ با چی؟ توسل. این مرتبه ظهور شروع یعنی پله اول درک نماز جلالی است. پنج رتبه دیگر انشاالله به جلسه بعد. ببخشید خسته مقدار بالاخره شور و حرارت و سینه زنی و گریک و اینها ولی خسته عشقه خستگی بد و مذموم نیست. عشق این خستگی. حلال کنید اگر من الان یک ذره بیشتر حرف نمیزدم ترس اینو داشتم که آن پنج رتبه دیگر رو نرسیم. فردا شب و ظهر عاشورا تمومش کنیم. بعد تازه درون مایک ش مونده ما داریم جلال رو میگیم درون مایک جماله. اوه آنجا دیگر چقدر حرف باید بگوییم. چقدر حرف‌ها هست.

خدا برکت دهدد دوباره یک دهه ای یک وقتی یک سی شب ماه رمضونی با هم باشیم حداقل سی شب ماه رمضان می‌خواهد این بحث، بحث سالاد یک ذره پخته شود. دو تا نکته هم بگم یکی اینکه در مد— چند شب پیش یک خواهری از فکر میکنم مادر شهید هم بودن سن و سال دار بودن ایشون یک دفعه یک چیزی از بنده خواستن من یکو ناخودآگاه گفتم باشد قبول کردم. گفتند اگر می‌شود حاج آقا یک شب بیاید پایین تو خانوما نماز جماعت بخونید. حاج آقا اردلانی زحمت خواهرها رو میکشن و گفتم باشد چشم. بعد یک دفعه گفتم چی شد من پذیرفتم؟ حالا وعده دادیم دیگر. من فردا شب زحمت میکشن اردلانی نماز قسمت آقایی رو بخونن ما برویم پایین وعده داده بودیم فردا شب نماز جماعت ما پایین بخونیم. نکته دیگر اینکه یک نکته، یک سری درش این هم یک جلسه میخواد باز شود ها.

حالا من این‌گونه میگم چون درون مایک دارد پشتوانه دارد. همینطوری حرف احساسی و ذوقی نیست. برای نمونه شاگردان حضرت آیت الله پهلوانی که از شاید بعضی ها گفتند برجسته ترین شاگرد علامه طباطبایی بوده ایشون. حالا ما که در آن حد نیستیم تشخیص بدیم. میدیم از برجسته ترین. می فرمودند که بعد از جلسات ذکر و روضه و عشق و حال و اینها مثل این جلسات مؤمنین با هم حتما مصافحه کنن و معانقه. همدیگر رو همین گردن به گردن. بوس نه. بوس اصلا آن بوس رو بذار برای جاهای خاص. مثل مثلا فکر جای بد نره مثلا دست پدر مادر پیش نمی‌دانم چشمای بچه لب بچه ای که بچه تو میخوای بخوریش تازه تو شیرخوارگی بچه لب— بوسیدن لب بچه هم یک سخنانی برای آن داریم. بچه ای که شیرخواره که چه حکمتی درشه. خیلی حرف ما با هم داریم بمونید.

مص— معانقه همدیگر رو بغل کنید این نورها در هم پیچیده می‌شود. یعنی ز-کاسه تو مثلا یک ذره هنوز سرش خالیک. آنو که بغل میکنی پر می‌شود. این لم رو داشته باشید عادت کنید فقط یک کس این کار رو نکنه. آن نیز کسی که مریضه. طرف سرما خورده بیاید همینطوری بغل می‌کند شروع می‌کند ما را آبلمبو می‌کند. بعد فردا ما می افتیم دیگر نمی‌توانیم برای شما راضه بخونیم. آنکه مریضه سرما خورده اینها نه این کارو نکنه. یک گوشه بشینه از دور ماچ کنن. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.