یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
هدیه و صلوات
یا رب اعوذ بک من همزات الشیاطین و من شر نفسی و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم. اللهم إیاک نعبد و إیاک نستعین. الحمد لله علی کل نعمه و أسأل الله من فضله. المستغاث بک یا صاحب الزمان سه بار. السلام علیک یا داعی الله و ربانیة آیاته.
هدیه به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه؛ هر کجا تشریف دارند حالشان نیکو باشد و از جانب جد غریبشان اباعبدالله به حاضران و متعلقین دعا کنند. اللهم صل علی محمد و آل محمد. برای روح بلند رهبر نیز صلوات. سپس نکتهای که باید با گوش ظاهر و باطن شنیده شود؛ اگر از درس و بحث بازمیماندیم همهٔ منبر امشب را به همین اختصاص میدادیم. خواهران و برادران توجه کنند و اگر توانستند به دیگران نیز برسانند.
سؤال از غیبت نسبی رهبر
به نظر شما چرا رهبر عزیز اکنون در غیبتی نسبی به سر میبرد و جلوهای از نهانبودن نشان داده است؟ پرسشی جدی است. یک بار اینجا پاسخ داده شد از حیث حفظ جان ایشان به خاطر اثر انگشت صوتی و حرارتی که هوش مصنوعی دشمن به آن رسیده؛ اما آنها فرع بر قضیهاند. مگر همین برای رهبر شهید حاکم نبود؟ اما ایشان غیبتی نداشتند. پس چرا رهبر عزیز فعلاً غیبت دارند؟ این از یک حیث به نفع من و شماست: اینکه یاد بگیریم منفعل عمل نکنیم. متأسفانه در طول تاریخ هر وقت ولی خدا، امام زمان، ولی وسط گود بود و آمد بار را به دوش گرفت و خودش سر ستون قرار گرفت و مردم را رهبری کرد، مردم غالباً منفعل شدند. گفتند ولی هست امام هست رهبر هست و لذا از آن وظایف اصلی خود دست کشیدند. در حالی که دیدیم رهبر شهید روحش شاد میفرمودند تا مردم نباشند ولی خدا و رهبر هم نمیتواند کاری بکند. همانطور که امیرالمؤمنین مشروعیت اتم داشت منسوب از سمت حضرت حق بود اما مقبولیت نداشت. «عم یتساءلون عن النبإ العظیم» این خبر بزرگ عالم ولایت کلیهٔ الهیه بود که بر دوش مولا بود. جایگاه رفیعی است؛ احدی به گرد جایگاه او نمیرسد تا جایی که هر کدام از انبیا آرزوی مقام امیرالمؤمنین را کردند خدا اینها را عقاب کرد گرفتار کرد. با این حال امیرالمؤمنین چرا خانهنشین میشود؟ به جهت اینکه مقبولیت ندارد. اینقدر مهم است. حالا الحمدلله رهبر عزیز ما مقبولیت دارد.
بعثت ملت و پرهیز از خرج کردن رهبر
به نظر شما یک دلیل عمده که الان رهبر خودش را نشان نمیدهد میتواند چه باشد؟ میتواند این باشد که به قول پدر عزیز و شهیدشان ملت چون مبعوث شدهاند این بعثت باید تمام شود. اگر رهبر عزیز خود را نشان دهد وسط مردم بگوید رهبر هست دیگر. مثل الان میگویند صبر میکنیم. متأسفانه بعضی را باید گفت دچار خفت سیاسی شدهاند؛ میگویند صبر میکنیم تا رهبر امر بفرمایند. این حرفها چیست؟ صبر میکنیم تا رهبر امر بفرمایند. چرا میخواهی رهبر را خرج کنی؟ اصلاً سؤال دوم: چرا رهبر عزیز ما را جرأت کردند بزنند؟ این همه سالها چرا جرأت نمیکردند ولی بالاخره این جرأت را کردند به جهت اینکه انفعال ما را دیدند. دیدند که همه بار را — این نکتهای که به فضل الهی در این خیمه حضرت میخواهد القا شود — آن کسی که جلودار است یکه و تنها و در حقیقت تا او هست دشمن نمیتواند به مطامعش برسد رهبر ماست. مردم منفعلاند. لذا او را زدند. حالا کی این رهبر را هم — زبانم لال — میزنند؟ وقتی همین اتفاق بیفتد آقا خودش را نشان دهد از پس پردهٔ غیبت بیرون بیاید و مردم منفعل شوند بگویند رهبر هست دیگر ولی هست دستور بدهد ما سینهچاکیم. حتی در جنگ سخت میبینید همهمان حاضریم جان بدهیم؛ رهبر لب تر کند چرا منتظری رهبر لب تر کند؟ در جنگ نرم جان بده. چرا منفعل عمل میکنیم؟
مذاکره و طرف حساب بودن ملت
الان میخواهم بگویم آنها به این رسیدهاند که گیر اصلی رهبر است. تا ایشان هست آنها نمیتوانند مذاکره کنند. آن فرمایش رهبر را در لواسان گذاشتیم چهار پنج دقیقهای بود در خصوص مذاکرات. یک کلمه بگویی که رایحهٔ خوش و خوب و خیر داشته باشد در کلام رهبر شهید در خصوص مذاکرات پیدا نمیکردی. گذاشتیم همه شنیدیم که متأسفانه آنقدر وقیح شدند که به صدا و سیما گفتند اینها را پخش نکنید؛ تاریخ مصرفش گذشته. الان قصهٔ مذاکرات فرق میکند با قبل. متأسفانه این انفعال من و شما یک دانه مثل این است. اگر خوب توجه داشته باشید خیلی جای بحث دارد ولی باید سریع از آن رد شد به درس و بحث رسید. اگر به گونهای عمل نکنیم که دشمن متوجه شود تا این ملت مبعوث شده هستند تنگهٔ هرمز باز نمیشود؛ تا این ملت مبعوثشده کف خیابان و تو میدانها هستند هستهای تعطیل نمیشود؛ آن حقوق مسلمشان از دست نمیرود؛ یعنی طرف حساب اصلی خودشان را من و شما ببینند نه رهبر؛ تا این اتفاق نیفتد باز هدف اصلیشان رهبر ماست. چرا هی منتظری رهبر بیاید خودش را نشان بدهد؟ برای چه رهبر باید بیاید؟ آقا اصلاً نباید بیاید. ما عادت کردهایم به غیبت امام عصر.
فرزندان عصر غیبت
الان مگر برای خیلی از من و شما غیبت به منزلهٔ ظهور نیست؟ از امام عصر میگویم کدامتان رهبر را با بدن عنصری در نشئهٔ طبیعت زیارت کردهاید؟ کی میتواند ادعا کند؟ و چگونه است که از پدرت با او مأنوستری از مادرت با او انس بیشتر است؟ چرا؟ مگر در غیبت نیست؟ ما عادت کردهایم. ما فرزندان عصر غیبتیم. هر یک از ما قیمتش اصلاً غیرقابل قیاس است با آنهایی که زمان امام بودند و امام را دیدند. لذا روایت از امام صادق صلوات الله علیه فرمود در کل ادوار و دورهها و تاریخها همهٔ برجستهترینها آنهاییاند که در زمان غیبت بر ولایت ما استوارند و میمانند ثابتقدم میمانند؛ یعنی شماها. ما عادت داریم؛ این حرفها چیست ما را نترسانید از پس پردهٔ غیبت بودن آقا. شاید این مسئولیت را روی دوش ما میخواهد تفویض کند که کرده؛ که ملت — پدرش این کد را داد — ملت مبعوث شده. این بعثت پایمال مطامع نشود. یعنی هر کس در هر کجایی که میتواند منتظر نباشد رهبر حرف بزند. من به شدت مخالفم شخصاً؛ تحلیل هم برایش دارم؛ بخشیش را امشب گفتم. مخالف اینم که صبر کنیم ببینیم حالا آقا چه میفرماید. این حرفها چیست؟ رهبر وظیفهٔ خودش را دارد انجام میدهد ما هم وظیفهٔ خودمان را.
اگر ملت مانع اصلی باشد
اگر به گونهای عمل کنیم دشمن بفهمد آن کسی که مانع اصلی باز شدن تنگهٔ هرمز است — مثال تنگهٔ هرمز یک وجهش است — آن کسی که مانع اصلی تعطیل نشدن هستهای است این ملت است نه فقط آن رهبر؛ آن موقع است که ایشان را هم میزنند. اما باید بفهمند ما ملتیم که نمیگذاریم نه فقط رهبر. اگر این شد آن موقع باید از روی جنازهٔ من و شما رد شوند تا به رهبر برسند و اصلاً برمیگردد فرمولشان. کار میکنند روی اجتماعات؛ کار میکنند روی من و شما. کما اینکه اول لشکر شیاطین سلاطین شیاطینشان حمله بردند. این ایام دارید میبینید دعواها و نزاعهای وحشتناکی که بین جبههٔ انقلاب دارد به پا میشود همهاش کار آنهاست. هی گفتیم گوشزد کردیم. یک ماه پیش همینجا گفتیم راه برونرفت و نجاتش را هم گفتیم. خندیدند به ما؛ یک عده. این شیخ یلباقبا از کجا پیدا شده تازه این حرفها را دارد میزند. کسی جز این نبود که بگوید؟ به چه کار دارید این شیخ کیست چیست؟ حرفش درست است یا نه. طرف زبان نفهم است. زبان قوم به قول حضرت استاد نمیفهمد نشنیده. سریع اشکال میکند. یک ذره تحمل کن صبور باش. ببین حرف کجاست. ببین در سینهٔ بزرگان چگونه موج میزند حرفهایی که من و شما نشنیدیم.
مثال متصل و احضار روح
دیشب در خصوص اهمیت رتبهٔ مثال متصلمان یا وجه خیالیمان یا برزخ وجودیمان سخن گفتیم و ربطش با آن انتقالات حین نماز خیلی مهم است. اصلاً برزخ بین مادون و مافوق قوهٔ خیال است. این بحث احضار روحی که گفته شد یکی از شاگردان علامه روح شهید رشید را — یک سری از روی صداقتشان خوششان آمد تو جوانان بین اجتماعات جوانان آستان قدس این را گفتیم بعد هم درس کرد همهاش پیچید تو کل کشور. بعد سریع دست به قلم شدند چون نمیفهمند. عجیبتر از آن اینکه بعضی مدعی شدند اصلاً احضار روح و این حرفهایی که گفته میشود دروغ است و در مشرب علامه نبوده. عزیزان را در گروه گذاشتهام؛ تو کانال هم امشب میگذارم که اتفاقاً صریح فرمایش حضرت علامه در خصوص احضار روح چیست. حالا یک وجهش را برایتان میخوانم از حضرت استاد. میتوانید در کتاب رسالهٔ «انسان در عرفان» ایشان . میدانید چهل و هفت اصل از اصول معرفت نفس را ایشان در این کتاب آوردهاند که اهدا کردهاند به رهبر ان. فرمایش حضرت علامه حسنزاده را که ما در مشربش هستیم بیان میکنم. آن کسی که با ایشان مشکل دارد ما هم کاری با کارش نداریم؛ اصلاً بحثی هم با او نداریم. شما با امام خودت محشور باش ما هم با امام خودمان.
فرمایش علامه دربارهٔ تمثل
ای عزیز همهٔ ادراکات و تمثلات — تمثلات رتبهٔ مثالی قوهٔ خیال که دیشب اینجا گفتیم — مطلقاً شما که مدرکی مدرکاتت یا آن چیزی که از پیرامونت درک میکنی اخذ میکنی که ابتدا از حواس ظاهری شروع میشود به حواس باطنی میرسد از حس مشترک منتقل میشود به حواس باطنی و قوهٔ خیال برایش صورت و انشا میکند که ببینی بتوانی آن را ببینی. آن تمثلات که تو وقتی میخوابی اولین تمثلاتت رخ میدهد در رتبهٔ مثال متصلت. کسی که قوی است در بیداری در بیداری خواب میبیند. بله میشود در بیداری خواب دیدن؟ بله. حضرت استاد تشر میزدند میفرمود چرا منتظری بخوابی که تمثلات برایت رخ بدهد؟ تو بیداری تمثلات را اخذ کن. «فتمثل لها بشراً سویاً»؛ لها مذکر نیست لها؛ یعنی کسی که آنجا بود به جز حضرت مریم سلام الله علیها نمیتوانست ببیند. ایشان دید؛ لها برای او متمثل شد حضرت جبرئیل. در بیداری برای شما هم تو قوهٔ خیالت را پاک کن. این قوهٔ خیال را پاک کن اصلاً میافتی به احضار روح. چیز عجیبی نیست. بعداً گفتند ترویج احضار روح در اجتماعات مشهد. بعد چقدر تو بوق و کرنایش کردند وقتی زبان قوم نمیفهمد. اولاً ما چه ترویج احضار روحی کردیم؟ آن احضار روحی که بزرگان منعش کردهاند ما را جنگیرهاست مثل آنهایی که اهل جنگیریاند؛ احضار روح به روش شیطانیاند. آن را بله آن اشتباه است. کارهایی میکنند چیزهایی دود میکنند استخوان سگ پشم بز موی طرف را میآورند کارهای غلطی میکنند حرفهای حتی زشتی میزنند کارهای بدی میکنند بعد حالا با آن میخواهند تسخیر کنند. اینها را ما مخالفیم؛ این جادوگریها. اما حضرت استاد میفرماید ای عزیز همهٔ ادراکات و تمثلات از جدول وجودی توست و درونی است. همهاش در وجود توست. اینجا را داشته باش. مثال میخواهد بیاورد حضرت استاد. میفرماید مثل احضار روح احضار ارواح که معنایش این نیست کسی خارج از تو از درب خانه مثلاً وارد خانه میشود بلکه ارتقای صعودی انسان است؛ فافهم. کتاب بخوان درس بخوان اهل درس و بحث باش کتابهای ما را بخوان. حضرت استاد میفرمودند فافهم یعنی بنشین زانو بزن سر این کتابها که قسم به جانش خورد فرمود تا کسی این کتابها را نخواند به باطن قرآن پیدا نمیرسد اصلاً محال است علم پیدا کند به باطن قرآن. اینها را بخوان فافهم. یک ذره اهل فهم باش که این احضار روحی که منظور نظر اینهاست نه آن احضار روح به آن معناست.
تجربهٔ شاگرد و اتهام عوام
شاگرد علامه — که به بنده و جماعتی گفتند — فرمودند هم در خواب دیدم هم روح ایشان را ملاقات کردم احضار کردم. حالا ولو شاید مثلاً به خانوادهٔ ایشان هم نرسیده باشد چون به همسر شهید ظاهراً حرف رسیده ایشان گفته خواب بوده؛ نخیر صوتش هست. شاگرد علامه میفرمود هم هر دو بوده. حالا ما بحث روی این نداریم. متأسفانه حالا یک مقدار هم ما داریم انتحاری میزنیم؛ نیت کردم. انتحاری داریم میزنیم حرفهایی داریم میزنیم یک مقدار باب به روی شما باز شود. میدانم دشمنیها بر علیه بنده دارد زیاد میشود. متأسفانه بداخلاقی و بیتقواییها دارد صورت میگیرد. اما ماهیتش حداقل این است که اگر تا قبل از این صحبتهای بنده به این صورت که وا نگو نگو مردم اهل فهم نیستند؛ تو نمیفهمی چرا فکر میکنی مردم نمیفهمند؟ یک طرف مثلاً اشکال کرده پیام فرستاده برای مدیران کانال که یک مشت عوام پای صحبت این شیخ نشستهاند. اینها عواماند؟ این آقایان. میدانید چقدر از خانوادههای شهدا حتی من در جوار شهدای لواسان که بودیم نمیدانستم علامه به من گفتند خانوادهٔ شهید حاجیزاده تشریف آورده بودند خانوادهٔ شهید ربانی شهید ذاکری. من با آنها گفتگو کردم بعد از جلسه. خانوادههای شهدا دارند میآیند. چقدر عزیزانی که الان چه در غیاب مجازی دارند استفاده میکنند از این جلسات چه حاضر میشوند. اهل دانشگاه اهل علم و حوزهاند اهل علم تشریف دارند. اکثراً شما توجه داشته باشید اینهایی که تو جلسات ثابت دارند میآیند غالباً از جهت علمی یا دکترا دارند یا فوق دکترا. همین آقای دکتر روبهرو الان من نشسته سه تا برادرند هر سه دکتر و پزشکاند. اینها عواماند؟ یا چقدر ما درس خارجخوان داریم الان تو جمع شما یا دارند مجازی استفاده میکنند پیام میدهند یا حضور. چرا جسارت میکنی؟ چرا تو خودت نمیفهمی همه را عوام فرض میکنی؟ ما خواستیم حالا خدای این حسینیه شاهد است با امام رضا معامله کردیم. گفتیم آقا قرار است فحشش را بشنوم بگذار من بشنوم. بگذار یک فتحبابی باز شود. اگر قبل از این انتحاری زدن بنده مثلاً بیست سی هزار نفر مشغول بودند تو این درس و بحثها الان قریب به شصت هزار نفر شدهاند. دو برابر شدهاند. بگذار فحش بشنوند نوش جانم. شماها حداقل زبان فهمیدید الحمدلله. شما دیگر عوام نیستید.
برزخ خیال و معراج نماز
ما بحث نماز را که میخواستیم مطرح کنیم اصلاً دیشب از قوهٔ خیال شروع کردیم. شما میخواهی وقتی ارتباط بگیری با قدس نظام هستی یک راه ارتباطی میخواهی با عالم مجردات یا نه؟ میخواهی یا نه؟ شما که مادهای اللهاکبر این دستت میآید بالا زبانت میگوید اللهاکبر رکوع سجود این ظاهرها همهاش عملهای است که منقضی میشود منصرف میشود تمام میشود میرود. منصرم دیگر تمام میشود میرود. آن اثر این عمل در نفس تو چیست؟ اثر به میزانی است که تو توانستی ارتباط بگیری از برزخ وجودی خودت که رتبهٔ مثالیات است و تمام تمثلات در آن رخ میدهد. یعنی قوهٔ خیالت با عقل عالم با عقل اول وجود خودت بعد عقل کل عالم که امیرالمؤمنین است. این برزخ است. از طریق قوهٔ خیالت تو نماز را ابتدا میچشی درک میکنی بهش میرسی میفهمی. وگرنه نمیشود اصلاً این تو برزخ را برداری. برزخ یادتان هست فرمول اصلیش چی بود به قول علامه؟ حامل شامل. این را حفظ کنید بنویسید. برازخ حکمشان این است: حائل شاملاند. حائلاند یعنی چه؟ یعنی پردهاند یعنی برزخاند بیناند. شاملاند یعنی چه؟ یعنی هم بوی کثرت میدهند که تو از بدنت میخواهی نماز را آغاز کنی اللهاکبر هم بوی وحدت میدهند که ارتباط بگیری با قدس عالم با عقل عالم که نمازت عقلی بشود. اصلاً نمیشود به جز این. و همین روضههایی که خواندیم قسم تا این شیوه را کسی جلو نرود درجا میزند. تو عشق عشقش هم فقط خیالی میشود وهمی میشود. راهی جز پاکسازی قوهٔ خیال نیست برای اینکه نماز ما معراج بشود. هیچ راه دیگری نیست. بعد وقتی این قوهٔ خیال پاک شد شما ورود کردی به ساحت جلال الهی که دیشب آنجا متوقف شدیم اللهاکبر میگویی. حالا شما تأمل کنید توسل کنید. انشاءالله میآیید نماز بخوانید قرآن بخوانید با حال بهتر و خوشتری. حتماً قبل از نشستن جلسه تسبیحات بیبی را بگویید. بگذارید بجوشد از وجود این بیچاره حرفهایی پیرامون صلاة و نماز.
وداع نماز و کل یوم هو فی شأن
امام باقر سلام الله علیه فرمودند نمازت را وداع بخوان یعنی چه؟ ما که این همه داریم نماز میخوانیم. حالا یک وجهش این است که شاید این آخرین نمازت باشد. این سطحش خیلی پایین است این نگاه. نه برو عمیقتر شو. وجه بهترش بلکه وجه درستش علمیاش حکمیاش عرفانیاش این است که آقا مگر این نیست که یسئله من فی السماوات و الأرض آنچه در آسمان و زمین است یسئله گدایی میکند. دائماً فعل مضارع استمرار دارد. آنفآن دارد از خدا گدایی میکند چون همه فقیرند عین ربط به حضرت حقاند همه ظهور حضرت حقاند. آنفآن داری گدایی میکنی. ای خدا کریم علی الإطلاق جواب تو به گداها — یسئله من فی السماوات و الأرض که یکیاش من و شماییم — جواب تو به گدایی اینها چیست؟ به فقر ذاتیشان چیست؟ «کل یوم هو فی شأن». اللهاکبر. اولاً یوم یعنی ظرف ظهور؛ آنچه که در تو دارد ظهور میکند یوم. بعد ثانیاً هو همان قل هو الله احد زده به ذات. هو کل یوم هو فی شأن. تو یک شأن جدیدی. بر اساس اصل یا نفس کینونت از من و امکنه آن در تکوین زمانها و مکانها تکویناً پروردگار منان نفسی را قرار داده. یک نفسی را قرار داده در هر چیزی نسبت به سعهٔ وجودیش. اگر «و لذکر الله أکبر» صلاة یعنی بیشترین نفس نفس را نماز صاف کرده در خودش. نفس الرحمن فیضی که از فیض منبسط و نفس الرحمن و صادر اول گرفته صلاة لذا حقیقتش ولایت کلیه است و حقیقت صلاة امیرالمؤمنین است. «فاستعینوا بالصبر و الصلاة و إنها لکبیرة إلا علی الخاشعین». میفرماید این از صلاة و از صبر استعانت بجویید. در تفاسیر شیعی مرحوم شیخ صدوق آوردهاند که این منظور از این صبر پیغمبر عزیز عالم است منظور از صلاة امیرالمؤمنین است. یعنی ولایت دارد آنفآن در هر نمازی که تو میخوانی ظهور میکند. یعنی چه ولایت دارد ظهور میکند؟ ولایت چه بود؟ از سلسله مراتب پایین که بیاییم میشود رزق؛ همینطوری میروی بالاتر میشود فیض میروی بالاتر میشود علم میروی بالاتر میشود نور میروی بالاتر میشود عینیت ذات. یعنی چیزی جز حق نیست که دارد ظهور میکند. هو فی شأن. هو آن خدایی که آن هو الله آن هو.
عین الربط و خزائن عندالله
خیلی عجیب است که هو میدانید قبل از الله بیاید معنای ذاتی دارد بعدش بیاید معنای اسماء و صفاتی دارد. اینجا داریم آن هو. إما ینشئن الله عندنا خزائنه. همه ما خزانههای عندالله. از آنجا پیاده شدیم. آنفآن ذات غیبی دارد ظهور میکند که تو هستی. پس تو عیناً میگویند عین الربط به حضرت حق یعنی چه؟ نه نه نه یعنی تو یک ظرفی بودی حالا خدا در تو تجلی کرد. این که شرک است. دوئیت یعنی تو یک چیزی بودی حالا خدا در تو حلول کرد. ما اصلاً قائل به حلول نیستیم. ما میگوییم حضرت حق ظهورش شده شما. حالا جالب است که در خصوص انسان وجه اتمش یعنی آیة الله آیة الله الأکبر میشود انسان. وقت تمام است. بحث ما نپخته ماند اما تو قله بودیم چه کنیم وقت نیست. هفت شبهای بعد برسانید خودتان را. و من خواهش میکنم برای اینکه حرفها را خوب بفهمید از روضه بیایید. بعضیها فقط این صحبتها را دارند میآورند یک اشتباه است. آن روضه باعث میشود که تو بنشیند این حرف بنشیند تو جان تو.
خلاصهٔ تجلی در نماز و غدیر
خلاصهٔ بحث امشب این که آنفآن خدا در هر نماز و صلاتی دارد تجلی میکند ظهور میکند. یعنی به شکل ولایت ظهور میکند خدا در صلاة تو در نماز تو. کی این را درک میکند؟ ابتدا دست. میگوید اللهاکبر. زبان اللهاکبر رکوع خم میشوی کمرت پات میروی سجده. ابتدا اینها دارد درک میکند این ظهور را. اما آن درک اصلی با باطن وجود توست. آن باطن یک برزخ دارد. بین این باطن و ظاهر — ظاهر بدنت باطن عقلت را بگیر حالا یا مافوق عقل — آن برزخ که حائل شامل بود میشود قوهٔ خیالت. تمام ادراکات از آن است تا این پاک نشود تو چیزی از دریافتی از نماز نمیکنی. بعد آنفآن میبینی که نمازت جدید میشود. اینکه وداع یعنی این نمازت دیگر تمام شده. دیگر مثلاً امشب ما نماز مغرب و عشا اینجا با هم اقامه کردیم. دیگر نماز مغرب و عشای تو این زمان و این مکان تو تمام شد دیگر. دیگر تمام شد. حالا قضا شد میخواهی قضایش را بخوانی بخوان. تمام شد رفت. دیگر جبرانپذیر نیست. ظهور خدا را باید درک کرد. حالا من الان تازه رسیدم به لب مطلب. یک جمله میگویم انشاءالله خدا کمک کند بتوانم به همین شور و حرارت فردا بگویمش. چون امشب عجیب ملکوت بیشتر از دیشب ملکوت جلسه نور داشت. زبان من احساس میکنید باز شده بیشتر از دیشب. انشاءالله همینطوری ادامه پیدا کند شب به شب بهتر از قبل زبان ما باز شود. بعد برسانمتان به یک نکتهٔ اصلی. یک سؤال را جواب بدهم. فردا شب این سؤال را جواب میدهیم. چرا در غدیر غدیر کیا رفتن حرم؟ حالا هر حرمی چه حرم امامان معصوم چه حرم امامزادگان. کسانی که درست زیارت کرده باشند یعنی حضور ظاهر عند المظهر رخ داده باشد که در بحث جامعهٔ کبیره گفتیم معنایش یک جلوهٔ جدیدی از ضریح امام یا امامزاده دید و درک کرد. حتی یک عزیز به من گفت عید غدیر حاجی ضریح امام رضا یک برق جدیدی داشت. قبلاً این جلوه این برق این نورانیت را نداشت. این چیست؟ این علتش چیست؟ الان این همه من مقدمه چیده بودم این را برای شما باز کنم و ربطش را با نماز. بعد یک باب جدیدی به روی شما باز میکند این بحث که بفهمید اصلاً عبودیت یعنی چه. بعد میبینی نمازت میشود جلوهٔ حق. هر آن آن نماز جدید. چشیدن جدید رسیدن جدید زیارتت زیارت جدید. این امام حسینی که امشب تو این خیمه درک کردی هرگز امام حسینی نیست که یک عمر قبل از این درک کردی. یک جلوهٔ جدید.
حسین تجلی خدا و ختم
حضرت حق جل اسمه وقتی میخواهد ظهور کند اصطلاحاً میگویند تجلی کند حضرت حق یا به یک معنا دلبری میخواهد بکند با ظهورش با تجلیاش میخواهد دل ببرد با حسینبنعلی تجلی میکند. امام حسین تجلی خداست. اگر کسی این تجلی را گرفت نمازش عاشورایی میشود زندگیاش عاشورایی میشود. شهید زندگی میکند و شهید میرود. آنهایی که میگویند حاجی یک ذکری بگو ما شهید شویم بگویید ذکر عملی. دل بده شبهای بعد با حال بهتر متوسل شو. بیا بنشین ببین انشاءالله به فضل الهی خدا زبان عقدهدار این بیچاره را بگشاید تا بفهمیم چه خبر است. انشاءالله همهمان از وجود تکتک شما بنده بهره بردم چه در روضه چه در سینهزنی و چه در بحث چه در نماز. نمیدانم کیا امسال وارد به حریم خیمهٔ حضرت زهرا شدهاند. برق جدیدی دارد یا زهرا امسال. همه این را داریم میفهمیم. یا رب نظر تو برنگردد. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. الان که من صلوات گرفتم ازتان دیگر کسی نیاید از من سؤالی بپرسد. برویم بیرون دم در اجتماع کنیم پرچم بچرخانیم نیم ساعت به فیض اجتماعات برسیم. بعد من همان تو خیابان در خدمتتان هستم و برمیگردیم حسینیه. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان و الحمد لله رب العالمین.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.