ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 006

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

تلطیفِ سر و انتقالِ معارف پس از اشک

یا ربّ أعوذ بک من همزات الشیاطین و من شرّ نفسی و من شرّ خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول و لا قوة إلا بالله العلی العظیم. اللهم إیاک نعبد و إیاک نستعین. الحمد لله علی کل نعمة و أسأل الله من فضله. المستغاث بک یا صاحب الزمان؛ المستغاث بک یا صاحب الزمان؛ المستغاث بک یا صاحب الزمان. السلام علیک یا داعی الله و ربّانی آیاته.

سرِّ آنکه معارف را انتهای جلسه می‌گذارند اکنون خودِ حاضران کشف می‌کنند: سر با اشک بر اهل‌بیت پاک می‌شود. این آه و ناله و اشک تلطیفِ سر می‌آورد؛ بعد حقایق بهتر فهمیده و چشیده می‌شود. یکی از دلایلِ آنکه حرف‌های یا زهرا زود اثر می‌کند و اثرش حتی در شهرستانی‌هایی که به‌صورتِ مجازی وصل‌اند و حقایق را می‌شنوند آناً دیده می‌شود — از پیام‌هایی که می‌فرستند مشخص است — همین است. طرفین یکدیگر را نمی‌شناسند؛ بسیاری را یک‌بار هم ندیده‌اند؛ صادقانه پیام می‌فرستند. علتِ مهم آن است که پس از اشک و آه این معارف انتقال داده می‌شود؛ همان تلطیفِ سر.

صلاةِ حیوانات و ذکرِ اکبر

در بحثِ تسبیح یا اذکارِ حیوانات بودیم. عزیزی پرسید نمازِ حیوانات را بر چه حساب می‌گیرید؛ این‌ها تسبیحِ حیوانات‌اند. در خودِ قرآن استعینا بالصبر و الصلاة آمده؛ بعد می‌فرماید إن الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر و لذکر الله أکبر. ذکرِ اکبر چیست؟ تأویلش ولایت است؛ قبول. اما مفسران تفسیرِ انفسی و آفاقی دارند. ذکرِ اکبر ولایتِ آل الله؛ اما تفسیرِ آفاقی ذکرِ اکبر را صلاةِ امامِ معصوم می‌گیرد. مگر ذکر نیست؛ آن هم ذکرِ اکبر است. خب ذکرِ حیوانات نیز تنها ذکرشان است؛ پس می‌شود صلاتشان. چه سخت می‌گیرند. می‌شود نمازشان. نمازِ ما یک شکل است نمازِ آنان یک شکل.

فیل و یوزپلنگ و پنجاه‌ودو منبر

رسیده بودیم به ذکرِ گاوِ نر و فیل. لا یغنی عن الموت قوة و لا حیلة؛ به به. فیل دائم ذکرِ نمازش این است که هیچ نیرو و نیرنگی جلوی مردن را نمی‌گیرد. یوزپلنگ چه می‌گوید؟ یا عزیز؛ یا جبار؛ یا متکبر؛ یا الله. چه اسمائی برداشته؛ بی‌سبب نیست آن‌قدر تیزپاست؛ چه اذکاری؛ چه نمازی. باید هم کسی که نمازش این است آن‌طور بدود. فرصت نیست همه را باز کرد مبادا در دل تحقیر شود به حقایق؛ اما تصور کنید فاضلی با هر یک از این پنجاه‌ودو بند و هر ذکرِ مربوط به یک حیوان یک منبر برود و ربطِ وجودیِ ذکر و جانور را شناسایی کند. یعنی چه؛ چرا این حیوان این ذکر را می‌گوید؛ قابلِ بررسی است. پنجاه‌ودو منبر می‌شود. برای آدمِ فاضل به‌جای آنکه بر منبر فقط داستان بگوید این‌ها را برای جوانان باز کند.

شتر و اسب و گرگ و شغال

شتر چه می‌گوید؟ سبحان مضلّ الجبارین سبحانه. آن اولی هاء ندارد؛ سبحان که فتحه بر هاء بگیری سبحانه؛ آخری هاء دارد. منزه است خدایی که خوارکنندهٔ ستمکاران است. اسب: سبحان ربنا سبحانه. آن‌ها که تسبیح در ذکرشان می‌آید حواس جمع باشد بر اساسِ روایتی که در سالنِ آمفی‌تئاترِ مسجد بلال ارائه شد و در کانال هست؛ انوارِ اذکار و اهل‌بیت و ربطِ خمسة طیبه با آن انوار بررسی شد. تسبیح رنگش سفید بود و حضرت زهرا هم رنگش سفید. تسبیحات بر اساسِ آنکه تحلیل و تکبیر و تحمید دارد نشانِ ارجحیتِ تسبیح است: یسبح لله ما فی السماوات. حیواناتی که سبحان در ذکرشان می‌آید نجابتی در ذات دارند. این از اسب.

گرگ: ما حفظ الله أی یضیع أبدا؛ آنکه خدا حفظش کند مطلقاً دیگر هیچ‌کس نمی‌تواند ضایعش کند؛ ابداً کسی نمی‌تواند. خدا حافظش باشد. سرِّ آنکه پس از وداع می‌گوییم خداحافظ همین است؛ یعنی ضایع نشوی. حالا گرگ باید این‌طور بگوید. شغال: الویل الویل؛ وای وای؛ دو بار. الویل الویل للمذنب المصر؛ وای بر آنکه بر گناه اصرار می‌ورزد. چرا؟ بر اساسِ بحث‌های حکمی اصرار بر گناه چه می‌سازد؟ اصرار بر عمل ملکاتِ نفس را در وجود ایجاد می‌کند؛ آن ملکات ملاتِ صورِ برزخی می‌شوند. صور و اشکالی که در برزخ در تمثلات و کشفیات و منامات و پس از موت می‌بینیم و به آن‌ها محشوریم بر اساسِ ملکاتِ نفس است. برای همین بی‌سبب نیست شغال فریاد می‌زند وای به کسی که اصرار بر گناه دارد.

سگ و خرگوش و روباه

سگ می‌گوید کفی بالمعاصی ذلاً؛ برای آنکه کسی ذلیل شود معصیت بس است. همان سگی که دشنام می‌خواهی به یکی بدهی می‌گویی مثل سگ می‌ماند دائم مشغولِ گفتن است که می‌خواهی ذلیل شوی معصیت بس است. واقعاً معصیت ذلیل می‌کند. خرگوش: لا تهلکنی یا الله لک الحمد؛ مرا هلاک نکن ای الله؛ حمد برای توست؛ سپاس برای توست. روباه — و این بسیار با حالِ خودش می‌خواند — الدنیا دار غرور؛ دنیا دارِ غرور است. روباه می‌گوید؛ خودش ظاهراً کارش حیله‌گری و مکاری است؛ خودش می‌داند دنیا چیست و قصه چیست که این کار را می‌کند؛ این اصلاً خصوصیتِ دنیاست.

آهو، نافه، و بوی سیب در هیئت

آهو چه ذکرِ لطیفی دارد؛ دعاست. نمازِ آهو دعاست. می‌فرماید نجّنی من العذاب؛ از عذاب و اذیت رها کن؛ مرا اذیت نکن. چه لطیف و باریک و ظریف و دوست‌داشتنی. ببین چقدر دوست‌داشتنی است آهو؛ ربطِ وجودی‌اش را می‌بینی؟ بعد آن مشک و نافه که می‌گویند نافِ آهو می‌گیرند چه بوی خوشی دارد. الان متوجه می‌شوید چرا آهو بوی خوش دارد؟ دعایش مستجاب شده. می‌گوید مرا از اذیت رها کنید؛ هیچ‌کس از شیاطین اذیتش نمی‌کند. شیاطین وقتی به او دخل و تصرف ندارند خوشبوترین چیز می‌شود نافهٔ آهو. طیب الخلق؛ کسی که شیطان به او اثر نکند طیب الخلق می‌شود؛ یعنی واردِ محیطِ ولایت شود طیب الله؛ خلقتش پاک و خوشبو می‌شود؛ عطر؛ معطر می‌شود.

دیشب یا پریشب اینجا روضه می‌خواندیم. بچه‌ها قرار بود عطرِ سیب بزنند در هیئت؛ گفته بودند فردا شب عطرِ سیب می‌زنیم. شروع به روضه‌خوانی شد؛ بوی سیب همه جا را گرفته بود و گمان شد بچه‌ها زده‌اند. گفته شد بوی سیب مجلس را گرفته؛ بعد در ذهن آمد مبادا کسانی که نمی‌دانند عطر زده شده گمان کنند ادعا شده بوی سیب استشمام کردیم. بعد بچه‌ها گفتند حاجی ما آن شب نزده بودیم. بوی سیب؛ بعد سه چهار نفر از بچه‌ها هم این عطر را استشمام کرده بودند. حقیقت و ملکوتِ این جلسات که جلوه کند می‌بینی انزلِ مراتبِ شامه هم حس می‌کند. چرا نه؛ چرا خود را دست‌کم بگیریم؛ چرا طهارتِ این جلسات را باور نداریم. این یک نمونه است. ادعایی نبود؛ منظور عطری بود که گمان می‌رفت در هیئت زده‌اند؛ بعد فهمیدیم نزده‌اند؛ دیدیم خیلی‌ها هم این بو را استشمام کرده‌اند؛ نه فقط گوینده. ربطی به شخص نداشت. چرا؟ هرجا شیطان تصرف نتواند عطرش بلند می‌شود. الان شیطان نمی‌تواند آهو را تصرف کند.

حرز بر پوستِ آهو و کرگدن و شتر و پلنگ

دقت کرده‌اید چرا می‌گویند حرز را روی پوستِ آهو بنویس؟ دارد خودش یک منبر می‌شود. آنان که باور نمی‌کنند هر کدام از این اذکار پایهٔ یک منبر است؛ بی‌سواد یک منبر می‌گوید آدمِ فاضل ده منبر. چرا؟ ذکرِ مثلاً حرزِ کبیرِ امام جواد که آقای بهجت توصیه کرده‌اند حرزِ همه است؛ همهٔ اهلِ ایمان باید ولابد بر بازوی راست ببندند. یک نماز هم دارد حدودِ یک ساعت و نیم با آن نمازها؛ نماز باید بخوانی بعد ببندی؛ اکثراً حواسشان نیست نمی‌خوانند. می‌گوید حتماً باید بنویسی روی پوستِ آهو. چرا پوستِ آهو؛ چرا پوستِ گوسفند و گاو نه. برمی‌گردد به این ذکر؛ چون از اذیت و تصرف و تعرضِ اجنه و ملائکه در امان است. ذکرش نجّنی من العذاب؛ خدا هم مستجاب کرده دعایش را.

چهل‌وهشتمین حیوان کرگدن است. أغثنی و إلا هلکت یا مولای؛ به فریادم برس وگرنه نابود می‌شوم. به ندرت در اذکارِ حیوانات مولای آمده. شتر را گفتیم؛ شتر دو ذکر دارد؛ یک ذکرِ دیگرش حسبی الله و نعم الوکیل حسبی الله. یادم است یکی مربوط به شترِ دوکوهانه است یکی یک‌کوهانه؛ ذکرشان فرق می‌کند. پلنگ: سبحان من تعزز بالقدرة؛ پاک و منزه است خدایی که با قدرت عزیز شده. ببین آن یوزپلنگ این هم پلنگ؛ در همهٔ این‌ها اسمِ عزت آمده؛ همه ربط دارد به تیزپایی‌شان. اسمِ العزیز را ببین آثارش. برو جانورشناسی راه بینداز در خصوصِ این حیوانات؛ همیشه توصیه می‌شد جانورشناسی کنید؛ خیلی توحیدتان کلماتِ الهی و آیاتِ الهی می‌شود. أفلا ینظرون إلی الإبل کیف خلقت؛ قرآن مگر نمی‌گوید شتر را ببینید چگونه خلق کردیم؛ آیة الله است به یک معنا؛ نشانهٔ خداست. آثارِ وجودیِ این حیوانات را بررسی کنیم بعد ببینیم چه ربطی به اذکار دارند؛ متوجه می‌شویم بعضی آثارِ اسمِ العزیز چیست مخصوصاً وجهِ مشترک.

عقرب، شر، و زبانِ نیش‌زن

عقرب آخرین حیوان در این شمارش. چقدر مرتبط با وضعیتِ خودِ این حیوان. الشر شیء وحش؛ بدی یک چیزِ وحشتناک است. برای همین خدا آنان که اهلِ شرند با همین حیوان معذبشان می‌کند. این حیوان بیچاره در دنیا است؛ آنجا که خبری از عقربِ ظاهری نیست ملکاتِ وجودی‌اش تمثّلی از عقرب می‌شود؛ هی خودش دائماً در برزخ خود را می‌نیشد. چرا؟ چون آدمِ بدی بوده؛ شر؛ شرور؛ شریر؛ یک‌پارچه شرِ محض. لذا خود را می‌نیشد و عقرب در وجودِ خودش است. خیلی بترسیم از آنان که در دنیا با زبانشان دیگران را می‌نیشند؛ همان نیش زدن و دل شکستن خیلی بد است. متأسفانه آقایان مقداری بیشتر زبانشان را کنترل می‌کنند؛ خانم‌ها اصلاً خصوصیتشان اهلِ حرف است؛ آقایان عاشقِ سکوت‌اند؛ چیزِ بدی نیست اگر درست استفاده کنند. خانم‌ها عاشقِ حرف زدن‌اند. آقای دکتر می‌گفت پرده را کنار بدهیم خانم‌ها را ببینند لااقل به همهمه نیفتند؛ گفته شد نه هستند؛ پرده را هم برداری آنکه بخواهد حرف بزند حرفش را می‌زند. مرد برعکس؛ به خانه می‌رود دوست دارد در خودش باشد سکوت کند؛ دوست دارد خانم و بچه‌ها را نگاه کند؛ کیف می‌کند در سکوت. خانم برعکس دوست دارد حرف بزند؛ دختر دوست دارد با پدر حرف بزند؛ زن با همسر. جمعِ این دو خیلی مهم است؛ کسی هنر داشته باشد در حینی که سکوتش را حفظ می‌کند بتواند با خانمش هم بنشیند حرف بزند در اوجِ خستگی. بحثِ خانواده اینجا نیست؛ بگذاریم کنارِ جانورشناسی.

تسبیحِ هر چیز از زبانِ اباعبدالله

ثم قال علیه‌السلام ما خلق الله من شیء إلا و له تسبیح یحمد به ربه. کی می‌فرماید؟ اباعبدالله الحسین. می‌فرماید خدا چیزی نیافریده جز آنکه تسبیحی در ستایشِ پروردگارش دارد. ثم تلا هذه الآیة؛ بعد این آیه را تلاوت کرد:

«وَإِن مِّن شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَٰكِن لَّا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ» (اسراء/۴۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هیچ‌چیز نیست مگر آنکه به ستایشِ او تسبیح می‌گوید ولی شما تسبیحشان را درنمی‌یابید.

پس از آنکه فرمود هیچ‌چیز نیست مگر آنکه تسبیحی دارد، به برداشتِ گوینده حقیقتی از آن بروز می‌کند به نامِ صلاة؛ شکل با نمازِ ما متفاوت است. بعد امام حسین به این آیه اشاره کرد. نیز گفته شد ملائکه یا در قیام‌اند مطلقاً یا در قعود یا در رکوع مطلقاً یا در سجده؛ این‌طور نیست که اجازه دهند هم قیام داشته باشند هم قعود هم رکوع هم دو سجده بعد بنشینند بینِ دو سجده استغفار کنند بعد از سجدهٔ دوم برگردند به حیات یا محشور شوند با کثرات و سلام کنند به اولیای خدا و به مرتبهٔ شهود برسند اشهد أن لا… نه؛ این مالِ مختصِ شماست؛ مالِ انسان‌هاست. ببین چه وضعیتی دارد نماز.

فأقبل علیها؛ معاشقه با صلاة

برای آنکه عظمتِ نماز را مقداری بیشتر درک کنیم چند روایت تقدیم می‌شود و جلسهٔ بعد ادامه. امام صادق صلوات‌الله‌علیه در بحار جلد هشتاد و دو صفحهٔ دویست و سی و دو فرمود: إذا قمت فی صلاتک فأقبل علیها. وقتی ایستادی در نمازت فأقبل علیها یعنی چه؟ آنکه مثلاً عقل را خدا آفرید به او فرمود أقبل أدبر یعنی رو کن پشت کن؛ فأقبل علیها یعنی نماز را بغل کن؛ عاشق شو به نماز؛ معاشقه کن. نماز در تو دارد پیاده می‌شود. قد قامت الصلاة؛ نماز قیام کرد. در کی؟ در تو. اگر امام عصر تشریف بیاورد قیام بخواهد بکند شما اگر پذیرش نداشته باشی چگونه قیام کند؛ منتظر چیست؛ منتظر است برای آنکه ما قیام کنیم. خب این قیام که می‌گوید فأقبل علیها یعنی آنکه نماز در تو قیام کرد قد قامت الصلاة حالا تو خوش‌آمد به آن بگو؛ پذیرا باش؛ کیف کن؛ لذت ببر؛ آغوش بکش.

بعضی از عرفا جملهٔ بسیار قشنگ و شیرینی دارند. اولین بار که شنیده شد چندین نماز با همین حال شد؛ چقدر کیف؛ واقعاً لذت. اولین بار که چیزی می‌شنوید انگار نمکِ دیگری دارد بعد تکرار می‌شود؛ اولین بار سعی کن عمل کنی تا شنیدی چیزِ جدید؛ برکتش خیلی بیشتر است تا بارِ دوم. آن که عرفا فرموده‌اند نماز معاشقهٔ عبد با خداست. تو که عاشقِ یکی هستی چگونه بغلش می‌کنی؛ می‌خواهی ولش نکنی. نماز اگر همین‌قدر عاشقش شوی. عجب تعبیری دارد امام صادق. وقتی قیام کرد صلاة آن هم صلاةِ تو؛ نمازِ تو با نمازِ دیگری فرق می‌کند. فأقبل علیها.

فإنما أنت مناج ربک

فإنما أنت مناج ربک؛ منحصراً بدونِ بروبرگرد فقط و فقط أنت؛ خیلی در این روایت حرف است. أنت؛ تو در حالِ مناجات با پروردگاری؛ در حالِ نجوا. فرقِ منادات با مناجات چیست؟ منادات از راهِ دور یا الله؛ مناجات در گوشی است؛ نجوا یعنی حرفِ یا برداشته می‌شود الله. یکی از رفقا اخیراً بسیار خوشحال کرد؛ گفته بود اضطرابِ نفس دارم؛ حالتِ استرس و تشویش که اگر درمان نشود به افسردگی می‌انجامد. دستورِ علامه طباطبایی داده شد: شصت‌وشش بار هر روز الله بگو بدونِ حرفِ منادا؛ انگار خدا را بغل کرده‌ای؛ الله بگو کیفش را ببر. گفت چند روز بیشتر نگفتم — چهار پنج روز — آن حالتم خوب شد برطرف شد تمام شد. این اثرِ این ذکر است؛ چرا غافلیم.

اینجا می‌فرماید فقط و فقط تو؛ تو تنهایی آنکه در حالِ درگوشی حرف زدن با پروردگارِ خودی در نماز. الله اکبر؛ که انگار خدا فقط تو را دارد؛ همین یک بنده را دارد. همان فرمایشی که حضرت موسی از خدا گرفت؛ خدا فرمود موسی من با بنده‌ام به گونه‌ای رفتار می‌کنم که انگار همین یک بنده را دارم؛ اما این بنده با من به گونه‌ای رفتار می‌کند انگار جز من هزاران خدای دیگر دارد — در جواهر القدسیهٔ شیخ حرّ عاملی. اینجا می‌گوید به گونه‌ای نماز بخوان امام صادق که همین است و بس؛ فإنما حصر؛ فقط و فقط تویی که داری خدا را بغل کرده‌ای و در گوشِ خدا حرف می‌زنی. کسی این‌طور نماز بخواند چه نمازی می‌شود.

قائم بین یدی الله و حضرتِ قدس

روایت تمام نشده. فإنک قائم بین یدی الله؛ تو ایستاده‌ای میانِ دست‌های خدا. الله اکبر. عرفا این مقام را چه می‌دانند؟ سید حیدر آملی در جامع الاسرار — عارفی که علامه با چه عظمتی از او یاد می‌کند — این مقام را که امام در حدیث می‌فرماید بارگاهِ حضور دانسته‌اند؛ جایی که بنده از عالمِ خلق بیرون آمده و در حضرتِ قدس وارد می‌شود؛ نه در بارگاهِ قدس؛ در خودِ حضرتِ قدس؛ یعنی آغوش به آغوش سینه به سینه؛ مثلِ سید البرره که سینه به سینهٔ امام عصر رفت. این حالِ نماز است. حالا مقداری از کلیتِ نماز گفته می‌شود بعد تکبیر چیست قیام چیست رکوع حقیقتش چیست چرا دو سجده بینِ دو سجده چه اتفاقی می‌افتد؛ غوغاست. ریش سفید شده تازه این حرف‌ها را از بزرگان می‌شنویم؛ غریب نیستند میانِ ما؟

شکایت در قیامت و اشرفیتِ انسان در نماز

چند چیز قیامت به خدا شکایت می‌کنند؛ حدیث داریم. پیامبر فرمود. یکی مسجدی است در محل از همسایه‌ها شکایت می‌کند که غریب مانده؛ مسجدِ محل. یکی قرآنی است که در خانه خاک می‌خورد؛ غریب مانده. قرآن در خانه نگذارید خاک بخورد. قدیم اگر ده قرآن در خانه بود این‌طور نبود فقط از یکی بخوانند؛ گفتند بقیه قیامت شکایت می‌کنند؛ هر روز از یکی می‌خواندند. و سوم عالمِ محل از اهلِ محل به شدت قیامت شکایت می‌کند؛ می‌گوید این‌ها حرفِ مرا گوش ندادند؛ مرا غریب گذاشتند. علمای ما بزرگان ما چقدر در کتاب‌ها حرف‌ها را پیاده کردند و سنگ خوردند و رفتند؛ شکایت می‌شود از ما. این یک حدیث بود از چند تا که برای شب‌ها آماده شده بود.

نتیجه: نماز در کلیتش — تازه واردِ جزئیات نشده‌ایم — این بارگاه هم نه؛ خودِ محضرِ حضرتِ قدس؛ یعنی آغوشِ خدا؛ با چه اطواری؛ با قیام و قعود با قنوت با تکبیرة الاحرام با سجود. کدام یک از موجودات عذر دارند این‌طور نماز بخوانند؛ ملائکه آن‌طور حیوانات این‌طور؛ مثال‌ها زده شد. این یعنی انسان اشرفِ مخلوقات است یعنی چه. بعد می‌رویم در خدمتِ حیوانات؛ در خدمتِ جمادات و نباتات؛ در خدمتِ طبیعت و نشئهٔ دنیا. آن مالِ ماست. خدا در قرآن فرمود:

«سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ» (جاثیه/۱۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است برای شما رام کرد.

هرچه می‌بینی پیرامون همه را برای تو مسخر کرد؛ اصلاً برای تو خلق کردم. اما انسان تو را برای خودم خلق کردم. کجا می‌فهمی تو مالِ خدایی؟ در نماز. امید که به فضلِ الهی این چند شبی که دربارهٔ نماز دست‌وپاشکسته حرف می‌زنیم موجبِ ترقی در نماز شود. همین خودش برای ما بس؛ همین یک دانه درست شد. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. والحمد لله رب العالمین.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.