ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 005

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

اسرار نماز؛ هدیهٔ عرشی و انقلاب سر الصلاة

یا رب اعوذ بک من همزات الشیاطین و من شر نفسی و من شر خلقک. بسم الله الرحمن الرحیم. لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. اللهم ایاک نعبد و ایاک نستعین. الحمد لله علی کل نعمة و اسأل الله من فضله. السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته. هدیه به پیشگاه حضرت حجت؛ ان‌شاءالله امشب پروردگار غم از دل آقا بردارد و به ما توجه کند.

بحث اسرار نماز بود. اگر بدانیم پروردگار سبحان این صلات را چه هدیه و عنایتی عرشی بلکه فوق عرشی برای ما قرار داده، تمام هم و غم را مصروف می‌کنیم که نماز را درست کنیم. نوجوانان یا زهرا همین اکنون در ذهن هر کسی که به نمازشان کمک کرده — مقدمات فراهم کرده، آگاهی داده، کتاب نماز به دستشان داده — دعا کنند؛ کار بزرگی صورت گرفته. شهدا با من این کار را می‌کردند. اولین کتاب نماز را شهدا به من دادند وقتی مو به صورتم درنیامده بود: سر الصلاة شهید ثانی. یادش بخیر چه انقلابی این نماز در وجودم ایجاد کرد.

در مسجد مسلم بن‌جعفر چند کوچه پایین‌تر، بچه بودم؛ حضرت آیت‌الله مکی — آن عالم جلیل‌القدر نورانی؛ روحش شاد — با گریه نماز می‌خواند و ما را متأثر می‌کرد. به خودم قول دادم من هم باید گریه کنم؛ چرا گریه نکنم؟ نمی‌توانستم. این کتاب را دادند. رفیقی در شلمچه تیر به صورتش خورد؛ همهٔ نمازهایش با اشک بود. گفت پنج دقیقه تا یک ربع قبل نماز روی سجاده بنشین فکر کن و هر روز چند خط از سر الصلاة شهید ثانی بخوان؛ ببین چه بلایی سرت می‌آید. همین کار را کردیم. اکنون آرزوست یکی از آن نمازهای نوجوانی و جوانی دوباره روزی شود. سیل اشک تا بعد از نماز ادامه داشت؛ چه مزه‌ای داشت. این الصلاة تنها عن الفحشاء و المنکر؛ نمازی که در آن محو وحدت باشی و از تمام کثرات قطع کنی.

شهدا اولین کتاب نماز را وقتی هنوز مو به صورت درنیامده بود به دست دادند و همان سر الصلاة انقلاب درونی ساخت. اگر بدانیم صلات چه عنایت عرشی است همهٔ هم و غم را صرف درست کردن نماز می‌کنیم؛ و هر کس در بهتر شدن نماز مؤثر بوده — کتاب داده، آگاهی داده، مقدمه فراهم کرده — سزاوار دعاست.

سجاده؛ دهان باز گدایی به سوی رزق آسمان

متأسفانه قدر نماز را نمی‌دانیم؛ لذا مقدماتی هم برایش قائل نیستیم. وضوی شلخته و مهر پرت‌شده به گوشه؛ غلت می‌خورد و الله‌اکبر. بعضی حتی کاسهٔ گدایی یا دستمال کاغذی می‌گذارند. اصلاً سر این سجاده چیست؟

یک بار گفته شد: کسی نزد امام صادق آمد و گله کرد برکت از خانه‌ام رفته. حضرت فرمودند آن کیسه و صندوقچه که برنج و گندم می‌گذاری چرا درش را بستی؟ عرض کرد خالی است. فرمودند به خاطر همین خالی است؛ چون دهانش را به سمت حق بسته‌ای. عجب؛ این‌ها اسرار و رموز زندگی است؛ سبک زندگی یکی‌اش همین است.

«وَفِي السَّمَاءِ رِزْقُكُمْ وَمَا تُوعَدُونَ» (ذاریات/۲۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و روزی شما و آنچه وعده داده می‌شوید در آسمان است.

دهانت را به سمت خدا باز کن. دست باز ما به منزلهٔ گدایی مثل آن دهان باز و صندوقچهٔ خالی است که به سمت ازل و تقدیر باز است. خدا دوست دارد ببیند دهان بازت به سمت اوست. قدیم گداها دستمال گدایی می‌انداختند — اکنون کارتخوان و شماره کارت شده — و آن دستمال حکایت داشت که دهان خالی و تهی به سوی تو ای ذو الكرم باز کرده‌ام؛ هرچه کرمت بریز. سجاده دهان باز وجود توست ذیل عرش خدا و آسمان؛ باز بگذار. چرا سجاده را می‌بندی؟ چرا بدون سجاده؟ دست‌کم پارچه‌ای زیر مهر بگذار. این‌ها آداب و اسرار است که یکی‌یکی به ذهن می‌آید.

نماز ملائکه و مقام جمع‌الجمع انسان

وعده داده بودم نمونه‌هایی از نماز حیوانات بگویم تا تعجب کنید. اول ملائکه: سبوح قدوس رب الملائکة و الروح. نمازشان تا کدام رب بالا می‌رود؟ رب الملائکه؛ دیگر تا الله نمی‌توانند بروند. آنان در عالم عقول و جبروت‌اند؛ تا لاهوت — عالم الوهیت — نمی‌رسند. تازه قلب ما از آن جنس است؛ بالاتر از رتبهٔ قلب روح داریم؛ بالاتر جمع‌الجمع — عزیزان مسجد بلال می‌دانند — بعد ذات غیبی غیب‌الغیوب؛ باید به آنجا برسیم؛ مقام انّیت.

این نماز سر تا پا از الله‌اکبر تا سلام آخر یکپارچه نشان از الوهیت دارد. بسم الله؛ با الله شروع می‌شود؛ عالم الوهیت. الله‌اکبر پرت می‌دهد تا الوهیت. چرا هفت تکبیر؟ تا همهٔ این حجاب‌ها را بیندازد برسی آنجا؛ همه حساب و کتاب دارد و ما بلد نیستیم. این نماز چه می‌کند با ما. به زیارت اولیاء خدا می‌رویم و آخر سلام می‌دهیم مستقیم به پیامبر و همهٔ اولیایی که صف کشیده‌اند. هنوز روایتش خوانده نشده. چه خبر از هول و هوش نمازگزار. بعد می‌رسی به اینکه تو نیستی که نماز را اقامه می‌کنی؛ نماز در تو اقامه می‌شود؛ نماز در تو قیام می‌کند؛ نماز در تو به پا می‌شود؛ این‌ها با هم فرق می‌کند؛ تو نماز نمی‌خوانی فقط.

ملائکه با آن عظمت که یکپارچه نورند نمازشان همین تسبیح است. ملائکه یا در قیام‌اند یا در رکوع یا در سجود؛ تمام؛ یکی از اینها. به تو همه را داده‌اند؛ مقام جمع‌الجمع نماز است.

اذکار حیوانات؛ روایت امام حسین در بحار

اما حیوانات. چند نمونه. این را اباعبدالله فرموده‌اند؛ روایت محمد بن ابراهیم بن حارث تمیمی از امام حسین؛ مرحوم مجلسی در بحار آورده. ذکری که مخصوص هر حیوان است نماز اوست.

کرکس: یا ابن آدم عش ما شئت فإن آخره الموت؛ پسر آدم هرطور دوست داری زندگی کن؛ فقط بدان آخرش موت است. چه نماز قشنگی؛ و همین‌قدر اجازه دارد. بازهای شکاری: یا عالم الخفیات و یا کاشف البلیات؛ ای دانای پنهانی‌ها؛ ای گشایندهٔ بلاها. طاووس: مولای ظلمت نفسی و تبرجت بزینتی؛ پروردگارا بر خود ستم کردم و به زیباییم فخر فروختم — کدام‌مان جلوی آینه وقتی زلف شانه می‌کنیم این را می‌گوییم؟ — فاغفر لی؛ ببخش که پز بال و پرم را دادم. همه پر درس است.

دراج — بعضی گفته‌اند خارپشت؛ پرنده‌ای چاق‌تر از کبک با خال‌های سیاه و سفید روی بال — ذکرش: الرحمن علی العرش استوی؛ خدای رحمان بر عرش مالکیت تکیه زده. خروس قوقولی‌قوقو می‌کند و نماز می‌خواند؛ من و تو نمی‌شنویم:

«وَلَٰكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ» (اسراء/۴۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ولیکن تسبیح آنان را درنمی‌یابید.

خروس: من عرف الله لم ینس ذکره؛ هرکه خدا را شناخت هرگز ذکرش را فراموش نمی‌کند. گریه دارد این‌ها؛ آنان از ما جلوترند. مرغ خانگی: یا اله الحق أنت الحق و قولک الحق یا الله یا حق. باشق — پرندهٔ شکاری قدیم برای صید خرگوش — آمنت بالله و الیوم الآخر. هده یا شوحه — بعضی گفته‌اند لاشخور؛ پرندهٔ شکاری — توکل علی الله الذی یرزقک؛ توکل کن به خدایی که رزقت می‌دهد. از لاشخور نباید درس گرفت؟ عقاب: من اطاع الله لم یشق؛ هرکه فرمان خدا برد بدبخت نمی‌شود. شاهین شبیه عقاب: سبحان الله حقا حقا.

این اذکار اندازهٔ سعهٔ هر حیوان است؛ کرکس فقط تا یاد موت می‌رسد و باز تا کشف بلایا؛ طاووس از زینت خود استغفار می‌کند — درسی که جلوی آینه فراموش می‌کنیم. خروس با عرفان ذکر را فراموش نمی‌کند و ما تسبیحش را فقه نمی‌کنیم.

از کلاغ تا کبوتر؛ درس‌های تسبیح

کلاغ قارقار می‌کند؛ خفه‌اش نکن؛ بنشین و گوش کن: یا رازق ابعث رزق الحلال؛ ای روزی‌بخش رزق حلال بفرست. درنا — اندام بزرگ، پای بلند، گردن دراز؛ در فارسی مرغ کلنگ چون نوکش چون کلنگ می‌زند — اللهم احفظنی من عدوی؛ خدایا از دشمنم حفظ کن. لک‌لک: من تخلی عن الناس نجا من اذاهم؛ هرکه از مردم بد کناره گیرد از اذیتشان نجات می‌یابد؛ آدم بد را رفیق نگیر. اردک یا مرغابی: غفرانک یا الله؛ آنان که الله در ذکرشان هست سعهٔ وجودی بیشتری دارند.

هدهد — از شش حیوانی که مولا گفت نکشیدش — ما اشقی من عصی الله؛ چقدر بدبخت است کسی که نافرمانی خدا کند؛ اکنون فهمیده می‌شود چرا گفته‌اند نکشیدش. قمری: یا عالم السر و النجوی یا الله. کبوتر دشتی: أنت الله لا اله سواک یا الله. زاغ شبیه کلاغ: سبحان من لا یخفی علیه خافیة؛ منزه است کسی که هیچ چیز بر او پنهان نیست. طوطی: من ذکر ربه غفر ذنبه؛ هرکه پروردگارش را یاد کند گناهانش آمرزیده شود. گنجشک: استغفر الله مما یسخط الله؛ آمرزش می‌طلبد از کاری که خشم خدا را برانگیزد. بلبل: لا اله الا الله حقا حقا. کبک: قرب الحق قربه؛ حق نزدیک است —

«وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ» (ق/۱۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و ما از رگ گردن به او نزدیک‌تریم.

این را کبک درس می‌دهد. بلدرچین: یا ابن آدم ما اغفلک عن الموت؛ چه تو را از مرگ غافل کرد. سوزنیق یا مرغ شکاری: لا اله الا الله — چه سعهٔ وجودی؛ هیچ‌کدام این را نداشتند. محمد: لا اله الا الله محمد خیر البریة؛ پیامبر و آلش بهترین‌اند. فاخته شبیه جغد: یا واحد یا احد یا فرد یا صمد؛ بعد می‌گویند به گردنش طوق می‌اندازند. دارکوب: مولای اعتقنی من النار؛ از آتش جهنم آزادم کن. چکاوک: مولای تب علی کل مؤمن من المذنبین؛ بر هر مؤمن گناهکار بازگرد — در نسخه مذنب اشتباه نوشته‌اند. کبوتر صحرایی: ان لم تغفر ذنبی شقیت؛ اگر گناهم را نبخشی بیچاره‌ام.

مرغ عشق تا بزغاله؛ سبقت حیوانات بر ما

مرغ عشق — بسیاری در خانه دارند؛ خدا رحمت کند پدر آقای شیرازی را که زیاد داشت — هیچ‌کدام این ذکر را ندارند: لا قوة الا بالله العلی العظیم؛ چه ذکر سنگینی برای این کوچولو. شترمرغ: لا معبود الا الله. پرستو — از پرنده‌هایی که امام رضا فرمودند نکشید؛ یا چلچله — امام حسین می‌فرمایند خوانندهٔ سورهٔ حمد است؛ هیچ پرندهٔ دیگری نمی‌تواند؛ ذکرش: یا قابل توبة التوابین یا الله لک الحمد. زرافه با گردن دراز: لا اله الا الله وحده. میش: کفی بالموت واعظا؛ بهترین موعظه موت است.

بزغاله — بسیار تعجب‌آور — عجل لنا الموت قبل ان یغلب ذنبی و یزداد؛ خدایا مرگم را زود برسان مبادا گناهان زیاد شود. الله‌اکبر؛ بزغاله جلو زده. شیر سلطان جنگل: امر الله مهم؛ امر خدا مهم است؛ تأکید می‌کند. گاو نر: مهلا مهلا یا ابن آدم أنت بین یدی من یری و لا یُری و هو الله؛ ای فرزند آدم آرام باش؛ مقابل کسی هستی که تو را می‌بیند و دیده نمی‌شود.

شیر چون سلطان جنگل ذکر امر الله را سنگین می‌گوید؛ گاو از جاهای باریک می‌کشد و انسان را به مهلت و مراقبت در برابر خدای بینا فرا می‌خواند. این‌ها نه تمثیل شاعرانه که روایت اباعبدالله در بحار است. فیل سنگین است و برای شب بعد گذاشته شد؛ فیل و یوزپلنگ و شتر و اسب و گرگ و شغال و سگ و خرگوش و روباه و آهو و کرگدن و پلنگ و مار و عقرب هر کدام نماز دارند. تا اینجا حدود سی‌وپنج حیوان گفته شد؛ تا پنجاه و دو، بقیه شب بعد. وقت بیست دقیقه تمام شده بود و قول داده شده بود؛ با این حال الله‌اکبر که این صف تسبیح‌گویان از ما جلو زده‌اند.

الله‌اکبر. این‌ها از ما جلو زده‌اند. مبادا نمازی که هفده رکعت واجب شبانه و مستحبش تا پنجاه و دو، با این همه قیام و قعود و رکوع، طوری باشد که بزغاله در نمازخواندنش از ما جلو بزند. تکان خوردیم یا نه؟ نماز این‌ها چیست و نماز ما چیست؛ حالا باید برویم نماز عقرب و مار چیست؛ بعد ما می‌زنیم و می‌کشیمشان. اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان. والحمد لله رب العالمین.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.