ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 173

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

تتمّهٔ روایت عبّاس؛ موت و فقر و بلا

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین. السلام علیک یا داعی الله و ربّانی آیاته. نکته‌ای در تتمّهٔ آن روایت شریف که حضرت عبّاس علیه‌السلام خوش می‌داشت موت و فقر و بلا را — قابل تحمّل است — همین است که پروردگار سبحان دائماً در صلح و آشتی است با بندگان و همیشه خیر بندگانش را می‌خواهد. بلا رایحهٔ جلال همراه دارد و انسان نگران می‌شود؛ امّا خصوصاً برای بندگان ایمانی، آنچه در قالب بلا نازل می‌کند اولاً همه را خیر قرار می‌دهد. برای اهل ایمان هرچه پیش آید خیر می‌شود. نکتهٔ دوم: نسبت به سعهٔ وجودی و قدر و اندازه و تحمّل و طاقت هرکس بلا نازل می‌شود. در خصوص موت می‌فرماید تا بندهٔ مؤمن را راضی نکنم از این دنیا نمی‌برم. در فقر و بلا نیز رابطه‌ای میان طلب وجودی و زبان حال بنده — که به عین ثابتش برمی‌گردد — هست. سؤال رایج این است از کجا بدانیم سعهٔ وجودی و اندازه‌مان چقدر است؟ یکی از راه‌ها همین است: پروردگار برای اهل ایمان نسبت به طاقتشان بلا می‌فرستد که از راه به در نروند و کاسهٔ صبر سرریز نشود. از میزان گرفتاری‌ها می‌توان قدر و سعه را فهمید. موت و فقر و بلا سه نعمتی است که عبّاس خوش می‌داشت؛ ریشهٔ خوش‌داشتن در صلح دائمی حق با بنده و خیرخواهی اوست. صورت جلال نباید باطن رحمت را بپوشاند.

بشر الصابرین و شیعیان آخرالزمان

شیخ صدوق در کمال الدین و تمام النعمة ذیل آیهٔ «ولنبلونّکم بشیء من الخوف والجوع ونقص من الأموال والأنفس والثمرات وبشّر الصابرین» این را به شیعیان اهل‌بیت در آخرالزمان زده است؛ شیعهٔ اثنی‌عشری به طور عام. صابرین را وقتی می‌خواهد معرّفی کند بلافاصله می‌فرماید: «اذا أصابتهم مصیبة قالوا انّا لله وانّا الیه راجعون». ظرف وجودی‌شان بزرگ است و دیر سرریز می‌شود چون تمام وجودشان فریاد می‌زند از خداییم و به سوی او رجعت می‌کنیم. چون ظرفیت بالاست و حضرت حق بلا را به نسبت ظرفیت نازل می‌کند، معمولاً البلا للولاء. اهل ولایت را از گرفتاری و مصائبشان می‌توان شناخت. در عالم هستی چه کسی بیش از ذوات مقدّسهٔ آل‌الله بلا دیده؟ کربلا سرتاسر حادثهٔ بلاست؛ آنان بلاکش ما نیز بوده‌اند. برداشت امروز برای خودمان: چقدر پیش خدا عزیزیم؟ ببین چقدر بلا سرت می‌آید. بلا کورهٔ آدم‌سازی و رفع حجاب و برطرف‌کنندهٔ زنگار قلب است؛ هرچه سنگین‌تر، حجاب و زنگار کدر و زمخت را بیشتر برمی‌دارد — رنگ‌هایی که سال‌ها دل زده و خودش خبر نداشته. بزرگان اهل معرفت توصیه کرده‌اند مؤمن آماده باشد حداقل سالی یک‌بار بلای سهمگین بیاید؛ همه در دورهٔ زندگی چشیده‌ایم. کسانی که انّا لله را فقط بر زبان دارند زود می‌شکنند؛ آنان که رجوع الی الله را در عمق وجود نشانده‌اند دیرتر سرریز می‌شوند و بلای بیشتر می‌گیرند چون ولایتشان می‌طلبد.

سختی‌های ایران و جنگ پیش رو

با این‌همه سختی که ایران اسلامی کشید بعضی می‌پرسند جنگ چه می‌شود. وحی منزل نیست؛ ممکن است چند روزی پس و پیش شود؛ امّا آخر امسال یا اوایل سال بعد جنگ هست. جنگ از سهمگین‌ترین بلاهاست. با توجّه به اشتباهاتی که کردیم و زود زیر بار مذاکره رفتیم و دشمنان را پررو کردیم، سری بعد اگر جنگ شود فقط اسرائیل وسط میدان نیست؛ آمریکا و دیگر کشورها اهتمام دارند بیایند. جنگ سنگین و حیثیّتی و قریب‌الوقوع است؛ بسیار نزدیک به شروع.

رمل؛ نقطه؛ أنا نقطة تحت الباء

رمل علم نقطه‌هاست. منجّم یا کسی که رمل را به طریق صحیح بداند — نه رمّال‌هایی که رجوع به آنان حرام است — ستاره‌ها را نقطه‌ای فرض می‌کند. نقطه حرف اول را در علوم غریبه می‌زند. حروف از نقطه تشکیل می‌شوند؛ وقتی قلم در ایجاد نقطه سیل می‌یابد و دوران می‌دهد نقطه به حروف بدل می‌شود. فاء نقطه است. امیرالمؤمنین فرمود «أنا نقطة تحت الباء». روایت داریم «العلم نقطة کثرها الجاهلون». کسی که محاسبهٔ قوی در نجوم دارد ستاره‌ها را نقطه می‌بیند، متّصل می‌کند، شکلی می‌سازد؛ سمت و القای اشکال خود علم است. بر اساس آنچه محاسبه و دیده شد جنگ قریب است.

شهادت رهبری و جوشش خون

در هیئت یا زهرا شب جمعه پرسیدند آیا رهبر در نهایت شهید می‌شوند؟ سخت است گفتنش؛ امّا از آینهٔ روایات و فرمایشات بزرگان و این قبیل محاسبات، در نهایت رهبر عزیز با شهادت از دنیا می‌رود؛ کی و چطور معلوم نیست. جوشش خون همین سیّد — که شاید همان سیّد خراسانی باشد و اجازهٔ تطبیق نیست — قیامتی به پا می‌کند. شاید فرمایش رهبر از بحرت مردم همین باشد: برانگیخته شدن قلب مردم به جهت جوشش خون خودشان. شاید این آخرین جلسه در یا زهرا شمال باشد؛ از هفتهٔ بعد مسجد بلال هر روز بعد از نماز عصر صد کلمه در معرفت نفس ادامه می‌یابد. باید برای بلاهای بسیار و سنگین و غربال‌های عجیب آخرالزمان آماده شویم. بلافاصله بعد از جنگ یا حتّی شهادت آقا ظهور نیست؛ از طرز تلقّی حسن‌زاده چنین فهمیده می‌شود که نزدیک است امّا بلافاصله نیست؛ بلاها می‌آیند تا بسازند و آماده کنند.

رزق آسمان و نقاط پرروز زمین

«و فی السماء رزقکم و ما توعدون» — آنچه روی زمین از آسمان فیض و رزق می‌گیرد. وقتی نقاط کرهٔ زمین را با محاسبهٔ نجومی در آیندهٔ نزدیک ببینی، بشارتی هست: در ربط اخذ فیض هیچ خبری از آمریکا و اسرائیل نیست؛ می‌تواند همان فرمایش رهبر باشد که اسرائیلی وجود ندارد یا فروپاشی آمریکا. سه نقطه پرروزند و می‌توانند قدرت‌های آینده شوند: ایران، روسیه، چین. منظور این نیست الزاماً در همین جنگ اسرائیل از بین برود؛ امید هست و بعید نیست. میزان زمان جنگ در محاسبه حداقل یک ماه تا سه ماه؛ بستگی به عملکرد مردم دارد. اگر بلا را پس بزنیم یک‌ماهه به ضرر جمع می‌شود؛ اگر به جان بخریم و رحمت حق ببینیم و نترسیم — چنان‌که امام می‌فرمود جنگ برای ما نعمت بود — انقلاب جدیدی در پیش است. اگر استقامت بورزیم می‌تواند همان جنگی باشد که اسرائیل را از بین می‌برد و حیثیّت آمریکا را می‌شکند و مقدّمات ظهور را محکم‌تر می‌کند؛ البتّه صدمه به زیرساخت‌ها و شهادت بزرگان زیاد است. در هیئت یا زهرا سال شهداست؛ بغل‌دستی‌ات را بپای؛ شاید سال بعد نباشد.

رمضان؛ روضه؛ آمادگی قلب

خدا را شاکریم ماه مبارک رمضان می‌آید؛ ماه روضه و ماه خدا ریزش شدیدتر رحمت و آمادگی بیشتر برای اخذ فیض. روضه تمرینی است که مصائب را راحت‌تر تحمّل کنیم. در گرسنگی سرّ و خیر کثیری هست که وجود را برای اخذ فیض و درک بلای عظما آماده‌تر می‌کند. امید که عاقبت همه ختم به شهادت زیبایی شود که جریان‌ساز و مقدّمهٔ ریزش فیض بر اجتماع و انقلاب و مردم باشد. جنگ وسیع است — جهانی یا منطقه‌ای — گسترده‌تر از دفعهٔ پیش؛ با بسیاری کشورها مواجه می‌شویم؛ مارها سر از لانه بیرون می‌آورند. بیش از هر چیز باید در حین جنگ خود را نبازیم. محصل حدود پانصد جلسهٔ قلب در قرآن باید این باشد که قلب‌ها به اطمینان برسد و نترسیم؛ بلکه با آغوش باز — چنان‌که رهبر سالیان پیش می‌فرمود — به سوی میدان جهاد پرواز کنیم. اگر چنین باشیم زمینه‌ساز ظهوریم و آقا به زودی تشریف می‌آورند. والحمد لله ربّ العالمین. اللهمّ بارک لمولانا صاحب الزّمان.

صلح الهی و زبان حال عین ثابت

چون پروردگار همیشه خیر می‌خواهد، بلای اهل ایمان خیر محض است در باطن، هرچند صورت جلال دارد. موت را تا رضای مؤمن نگیرد نمی‌برد؛ فقر و بلا نیز با طلب وجودی و زبان حال عین ثابت نسبت دارد. مباحث عین ثابت پیش‌تر گذشته است. امروز تأکید بر بلاست: از میزان بلا قدر خود را بخوان. اگر کاسهٔ صبر سرریز نمی‌شود یعنی هنوز سعه هست؛ اگر سرریز نزدیک است نشانهٔ آن است که بار به لب ظرفیت رسیده. خدا نمی‌خواهد از راه به در روی؛ لذا به قدر طاقت می‌فرستد نه بیش از آن برای اهل ایمان.

آیهٔ ابتلا را صدوق به شیعیان آخرالزمان زده. خوف و جوع و نقص اموال و انفس و ثمرات برنامهٔ غربال است. بشر الصابرین کسانی‌اند که در مصیبت انّا لله و انّا الیه راجعون می‌گویند. این ذکر فقط ورد زبان نیست؛ نگاه وجودی است که ظرف را بزرگ می‌کند. البلا للولاء نتیجهٔ منطقی همین است: هر که ولایتش بیشتر، کورهٔ بلایش داغ‌تر. کربلا الگوی اعلاست؛ ذوات مقدّسه بلاکش امّت نیز هستند. برای خودمان: عزّت نزد خدا را با سنگینی بلا بسنج. زنگار سال‌ها بی‌خبری را بلا برمی‌دارد. آمادگی سالی یک بلای عظیم توصیهٔ اهل معرفت است؛ تجربهٔ عمومی زندگی مؤمنان همین را تأیید می‌کند.

مذاکره و پررویی دشمن

ایران اسلامی سختی بسیار کشیده. جنگ پیش رو را نباید سبک شمرد. ممکن است تقویم چند روز جابه‌جا شود؛ اصل وقوع نزدیک است. جنگ سنگین‌ترین میدان بلاست. اشتباه زودتن‌دادن به مذاکره دشمن را پررو کرد؛ دور بعد میدان فقط یک دشمن نیست. آمریکا و همپیمانان اهتمام دارند وارد شوند. جنگ حیثیّتی است؛ آبرو و بودن در میان است. قریب‌الوقوع یعنی دیگر فاصلهٔ طولانی متصوّر نیست.

از نقطه تا شکل نجومی

در علوم غریبه نقطه اصل است. لفظ جلاله از حروف است و حرف از نقطه. سیل قلم نقطه را به حرف می‌کشاند. أنا نقطة تحت الباء هویت علوی نقطه است؛ العلم نقطة کثرها الجاهلون هشدار به پراکنده‌کاری جاهلان است. رمل صحیح ستاره‌ها را نقطه می‌بیند و به شکل متّصل می‌کند؛ سمت شکل و معنای القایی‌اش خوانده می‌شود. رجوع به رمّال‌های بازاری حرام است؛ سخن از محاسبهٔ منضبط است. از مجموع این محاسبات جنگ نزدیک دیده شده؛ سنگین و حیثیّتی.

پرسش شهادت رهبری را نباید شوخی گرفت. از روایات و بزرگان و محاسبات چنین برمی‌آید که پایان زمینی رهبری با شهادت است؛ زمان و کیفیت پنهان است. جوشش خون آن سیّد — احتمالاً در افق سیّد خراسانی بدون تطبیق قطعی — مردم را برمی‌انگیزد. بحرت مردم شاید همین رمز باشد. جلسهٔ امروز ممکن است آخرین حضور سال در یا زهرا شمال باشد؛ ادامه در مسجد بلال با صد کلمهٔ معرفت نفس پس از نماز عصر. آمادگی برای غربال آخرالزمان واجب است. ظهور بلافاصله پس از جنگ یا شهادت نیست؛ حسن‌زاده چنین تلقّی‌ای به دست می‌دهد که نزدیک است امّا با فاصلهٔ سازندگی بلا.

سه قطب رزق و مدّت جنگ

رزق از آسمان است. نقشهٔ اخذ فیض زمین در آیندهٔ نزدیک سه کانون پرروز نشان می‌دهد: ایران، روسیه، چین؛ و در آن افق نامی از آمریکا و اسرائیل در ربط رزق نیست. این می‌تواند با فروپاشی یا بی‌اثر شدن آنان بخواند؛ قطعیّت در همین جنگ لازم نیست امّا امید هست. مدّت جنگ یک تا سه ماه برآورد شده؛ کلید عملکرد خود ماست. پس‌زدن بلا جمع‌شدن به ضرر است؛ به جان خریدن و دیدن رحمت، نعمت جنگ را چنان‌که امام گفت آشکار می‌کند و نامش را می‌توان انقلاب جدید گذاشت. استقامت می‌تواند اسرائیل را از میان بردارد، حیثیّت آمریکا را بشکند و ظهور را نزدیک‌تر کند. هزینه: زیرساخت و خون بزرگان. سال شهداست؛ همسایهٔ هیئت را بپای که سال بعد نباشد.

رمضان و روضه و گرسنگی تمرین تحمّل و اخذ فیض‌اند. شهادت جریان‌ساز آرمان است. جنگ وسیع‌تر از تجربهٔ پیشین خواهد بود؛ کشورها سر برمی‌آورند. مهم آن است در میدان خود را نبازیم. پانصد جلسهٔ قلب باید به اطمینان قلبی انجامیده باشد تا به سوی جهاد پرواز کنیم نه بگریزیم. زمینه‌سازی ظهور در همین شجاعت قلب است. بارک الله لمولانا صاحب الزّمان. والحمد لله ربّ العالمین.

پرسش‌های میان بحث را نباید رشته را پاره کرد؛ بهتر است پایان جلسه بماند. نکتهٔ مهم همان نسبت بلا و ولایت است. آل‌الله بیش از همه بلا دیده‌اند؛ ما نیز اگر عزیز باشیم کوره داغ‌تر می‌شود. زنگار قلب بی‌خبرانه می‌نشیند؛ بلا خبر می‌کند و می‌تراشد. توصیهٔ سالی یک امتحان سنگین، برنامهٔ سلوکی است نه تهدید.

در هیئت یا زهرا کسانی تازه وارد مجمع شده‌اند و از شهادت رهبری پرسیده‌اند. پاسخ با احتیاط است: روایات و بزرگان و محاسبات به شهادت نهایی اشاره دارند؛ جزئیات زمان در علم ما نیست. تطبیق قطعی با سیّد خراسانی جایز شمرده نشد؛ امّا جوشش خون آن سیّد مردم را زیر و رو می‌کند. انتقال برنامه به مسجد بلال و صد کلمهٔ معرفت نفس ادامهٔ همان آماده‌سازی قلب است.

محاسبهٔ نجومی رزق آسمانی سه قطب ایران و روسیه و چین را پرروز نشان می‌دهد و آمریکا و اسرائیل را در آن افق خاموش. این بشارت با محاسبات سیاسی ظاهری همیشه هم‌خوان نیست؛ از این‌رو عجیب می‌نماید. جنگ یک تا سه ماه؛ اگر مردم بلا را رحمت ببینند و نترسند، امام‌گونه خواهند یافت که جنگ نعمت بود. صدمه خواهیم دید؛ بزرگان شهید می‌شوند؛ سال شهدا بغل‌دستی را بپای. رمضان تمرین روضه و گرسنگی است برای روز سخت‌تر. جنگ جهانی یا منطقه‌ای گسترده در پیش است؛ مارها بیرون می‌آیند. قلب مطمئن از پانصد جلسه باید پرواز به جهاد باشد نه ترس. امید ظهور نزدیک با این آمادگی گره خورده است.

شیخ صدوق نام کامل کتابش کمال الدین و تمام النعمة است؛ ذیل همان آیهٔ خوف و جوع و نقص، صابرین را به شیعهٔ منتظر گره زده. انّا لله و انّا الیه راجعون شعار صبر نیست؛ توجّه وجودی است که ظرف را فراخ می‌کند. البلا للولاء را از همین نسبت ظرفیت و نزول بلا نتیجه گرفتیم. کربلا را سرتاسر بلا بخوان تا ببینی ولایت یعنی چه بار کشیدن.

امام می‌فرمود جنگ برای ما نعمت بود؛ استاد نام جنگ پیش رو را انقلاب جدید می‌گذارد اگر استقامت باشد. سال شهدا در یا زهرا یعنی ممکن است آنکه کنار تو نشسته سال بعد نباشد؛ ان یرد بهم یوم یلقونه. خیلی از کسانی که دل بسته‌ایم در این امتحان می‌روند. زبان بسته است از گفتن همهٔ جزئیات محاسبات؛ اصل آمادگی قلب است. اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.