ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 147

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

حملهٔ سحر و افریت از جن

الصلاة والسلام علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجه. بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین. السلام علیک یا داعی الله و ربّانی آیاته. دربارهٔ اتّفاقی که سحر دیشب افتاد نکته‌ای باید گفت. چندی پیش جلسه‌ای از نتانیاهوی ملعون با خاخام‌های شیطان‌پرستشان دیده شد. عین عبارتش به خاخام‌ها این بود: جنگ ما طولانی است؛ به قدرت و حیله‌گری و دعا و طلسم و جادوی سیاه و سیاست‌های شما نیاز داریم. خاخام‌های آنان دسته‌های مختلف دارند و شیطان‌پرستانشان را آورده‌اند. علّت افتخار به کشتن کودک این است که باید خون کودک ریخته شود تا افریت‌های جن و ابالسهٔ قدرتمندشان وسط بیایند؛ اگر خون کودک ریخته نشود نمی‌آیند. هرچه می‌توانند می‌کشند تا آنان بیایند؛ و اکنون آمده‌اند. پیش‌تر گوشزد شد که اعاظم شیاطین دست به دست هم داده‌اند پشت اسرائیل را گرفته‌اند — چنان‌که اعاظم علما دست به دست می‌دهند. این خود دلالتی بر قریب‌الوقوع بودن ظهور است؛ ملأت الأرض ظلماً و جوراً دارد به تمامه رخ می‌دهد؛ زور نهایی کفر زده می‌شود و به قول قرآن دست یهود، و سپس امام عصر این دست را قطع می‌کند؛ منتها به قول رهبر باید زمینه‌ساز باشیم. زور نهایی کفر که قرآن از دست یهود می‌گوید همین افق است؛ قطع آن دست با ظهور است و تا آن روز میدان، میدان زمینه‌سازی و دعا و حرز و زیارت و قربانی است نه تماشای اخبار.

شکار اختاپوس و ابجد ۱۳۵۷

حملهٔ سحر دیشب اسم رمزشان «شکار اختاپوس» بود؛ خاخام‌ها انتخاب کرده بودند. حروف اختاپوس را ابجد کنی می‌شود هزار و سیصد و پنجاه و هفت — سال پیروزی انقلاب — و از جهت ابجدی با «عفریت من الجن» در سورهٔ نمل نیز مطابقت دارد؛ افریت سرکردهٔ جن است. آشنایان علوم غریبه می‌گویند این همان کار نهایی است؛ افریتی وسط آمده و اتّفاقات عجیب حتّی در زندگی شخصی اهل ایمان رخ می‌دهد. کسانی که زندگی‌شان پیچیده نبود و مصائبشان رفع می‌شد اکنون مشکلات عدیدهٔ اقتصادی و جسمی و روحی و خانوادگی و اجتماعی می‌بینند؛ همه از قدرت‌نمایی آنان است. ما نیز باید زور بزنیم و قدرت‌نمایی کنیم: احراز و عوذات و حرزها و تعویذها و دعاها از بهترین دستمایه‌هاست. سحرها باید فرق کند؛ سبک زندگی متفاوت شود. سحرگاهان دیگر خواب سنگین و برنامه‌های سست نمی‌سازد؛ ذکر و حرز و نگاه به ضریح و توسّل زهرایی باید برنامهٔ ثابت هفته باشد تا در برابر افریت وسط‌آمده کم نیاوریم.

زیارت و یا رئوف یا رحیم

هفته‌ای نباید بگذرد مگر زیارت امامزاده‌ای منتسب به خون حضرت صدّیقهٔ شهیده حضرت زهرا؛ سری در آن است؛ نیروهای منفی را دفن و برمی‌دارند. در تهران حضرت عبدالعظیم حسنی؛ در قم حضرت معصومه. اگر کسی بتواند — ولو به قرض — امام معصوم را زیارت کند مهم است؛ الحمدلله امام رضا را داریم. مشهدی‌ها مسئولیت سنگین دارند. جایی بنشینند که ضریح حضرت علی بن موسی الرضا دیده شود؛ بعضی بزرگان گنبد گفته‌اند امّا دیدن ضریح بهتر و اثرش بیشتر است. خود دیدن ضریح دافع طلسمات سنگین و نیروهای منفی شیطانی است؛ چه رسد نزدیک ضریح بنشینی و هزار و یک مرتبه «یا رئوف یا رحیم» بگویی. به نیّت خدا یا به نیّت امام رئوف هر دو رواست؛ آنان کانال ارتباطی و واسطهٔ فیض‌اند؛ برزخ جامع‌اند؛ حتّی کفّار بی‌آنکه بدانند از طریق آنان فیض و رزق می‌گیرند. این ذکر سنگین‌ترین طلسم‌ها را می‌شکند؛ به نیّت دفع جادو و طلسمات خاخام‌های شیطان‌پرست و دفع بلا از مقاومت و رهبری. قربانی برای رهبری و مقاومت بسیار اثر دارد؛ در دعای عقیقه دم به دم و لحم به لحم فدا می‌شود. خدا پدافند کشور را که دیشب بیدار بود حفظ کند؛ پرتاب تیر به ایران حماقت است و به‌موقع پاسخ می‌گیرد.

روایت سیزدهم؛ شیئان یکرههما ابن‌آدم

باز می‌گردیم به کتاب الموت؛ روایت سیزدهم از باب چهارم. پیامبر اعظم فرمودند: «شیئان یکرههما ابن‌آدم» — دو چیز که فرزند آدم از آن‌ها کراهت دارد — «یکره الموت» و ادامه: «والموت راحة للمؤمن من الفتنة». سیاق مطلق است: همهٔ بنی‌آدم از مرگ بدشان می‌آید. مرحوم مصطفی زنده‌یاد در شرح نصوص و اسفار می‌فرمود پیرمرد هشتاد ساله‌ای بالای سرش برای عیادت، التماس می‌کرد دعا کنید خدا شفایم دهد؛ دیگر جان حرف زدن نداشت و باز می‌خواست بماند. دنیا چنین است. امّا وقتی به اولیاء می‌نگری «فتمنّوا الموت ان کنتم صادقین»؛ دختر هجده ساله‌ای که عالم به انگشت کوچکش نمی‌رسد، حضرت صدّیقهٔ شهیده، در هجده سالگی التماس می‌کند ببریدمان. سبک زندگی و تمنّاها باید عوض شود.

سجن المؤمن و راحة من الفتنة

ابتدا مطلق است که همه بدشان می‌آید؛ مژده به مؤمن است: تو چرا بدت می‌آید؟ آنان بدشان می‌آید چون دنیا «سجن المؤمن و جنّة الکافر» است؛ کافر از بهشت دنیا می‌رود به جهنّم. تو از زندان بیرون می‌آیی؛ چرا بدت بیاید؟ تصریح می‌فرماید الموت راحة للمؤمن من الفتنة — راحتی مؤمن از فتنه‌ها. امتحان تا ندهی نمره‌ات معلوم نمی‌شود؛ ضریب ایمانت آشکار می‌شود. هر کس سربلند بیرون نمی‌آید؛ امتحان خوفناک است. بزرگان بال و پر ریخته‌اند. یکی از معانی فتنه همین ابتلائات است. هرچه به ظهور نزدیک‌تر، امتحان سخت‌تر و غربال درست‌تر. الک منفذهایش درشت‌تر است؛ دانه‌های درشت هم می‌ریزند. بزرگان در سختی روزگار می‌ریزند؛ کربلا رخ می‌دهد. سپس ما راحت فحش سیاسی می‌دهیم به افتادگان الک؛ حواست به خودت باشد. مرجعی بیست و چهار ساعت واژگونه آویزان بود تا کما؛ پایین که آوردند وضو گرفت و نماز خواند؛ همان در اوایل انقلاب جلوی امام ایستاد و منحرف شد؛ از بهترین کتاب‌ها را در اثبات ولایت فقیه نوشته بود و جلوی مصداق ولیّ فقیه ایستاد. خطرناک است. عاشق‌تر از ما سر می‌خورند؛ جذابیت دنیا دل‌ها را می‌برد.

لیلة الرغائب و بدن برزخی

باید مراقب لیلة الرغائب دل باشیم؛ شبی که رغبت‌ها مشخص می‌شود. رغبت‌ها کار دست ما می‌دهد؛ اول دل میلش عوض می‌شود بعد دست از خدا و دین می‌کشد. رغبت عمل می‌سازد؛ اصرار بر عمل ملکات نفس؛ ملکات صور و اشکال برزخی را می‌سازند — چنان‌که در صد کلمهٔ معرفت نفس علامه آمده. نفس بدون بدن نمی‌ماند؛ بدن برزخی را نفس انشا می‌کند. در خواب هر صورت ایجاد نفس است؛ بیرون از ما نیست. صوت مادّی را نیز در درون صورت می‌دهی. شیطان می‌تواند طول موج صدا را عوض کند تا چیز دیگر بشنوی؛ و صورت خیالی‌ات نسبت به تفکّرات و توهّمات و حاکمیت عقل و تمایلات و نیّات شکل می‌گیرد. «نیّة المؤمن خیر من عمله»؛ «انّما الأعمال بالنیّات». چون بمیریم نفس بدنی انشا می‌کند که شکل و هیئت و كثافت و هیئتش نسبت به خواستگاه نفس است؛ خواستگاه از ملکات؛ ملکات از اصرار اعمال؛ اعمال از نیّات؛ نیّات از میل و رغبت دل. پس لیلة الرغائب دل را پایین بکش؛ هر آن می‌تواند شب قدر و لیلة الرغائب باشد.

عاقبت‌بخیری بهتر از مقامات

امتحانات سنگین است؛ الحمد لله الذی جعلنا من المتمسّکین بولایة امیرالمؤمنین. الموت راحة للمؤمن من الفتنة یعنی از این امتحانات که ممکن است از الک بیفتی راحتت می‌کند. وقتی چنین بنگری می‌گویی نرود بهتر است یا برود در درجات پایین‌تر. آنجا حدّ یقف نداریم؛ نفس از جهت ذات و صفات و افعال به وزان حق لایتناهی آفریده شده؛ بر بستر اعمال و نیّات و علوم دنیا سیر می‌دهند؛ شافع و اولیاء هستند؛ به اصل الحاق می‌کنند. امام الرئوف وعده داده هرکه از راه دور در غربت زیارتش کند در سه جای حسّاس به دادش می‌رسد. این بهتر نیست از طمع مقامات عالیه ماندن و افتادن از الک؟ اگر خدا خواست بروی زود راضی باش؛ این‌قدر پا به پا نکن. از استاد امام پرسیدند مهم‌ترین دعا چیست؛ امام از شاگردان می‌پرسید اگر یک حاجت مستجاب داشته باشی چیست؟ کشف و کرامات و بهشت و درجه گفته بودند؛ امام به نقل از استاد: من از خدا عاقبت‌بخیری می‌خواهم. این خطر جدّاً همه را تهدید می‌کند. والحمد لله ربّ العالمین.

قدرت‌نمایی دو سوی میدان

افریط جن و ابالسه وقتی خون کودک بریزد وسط می‌آیند؛ پرستیژ آنان چنین می‌طلبد. دست به دست شدن اعاظم شیاطین پشت اسرائیل نشانهٔ پر شدن زمین از ظلم است و افق ظهور را نزدیک می‌کند. زمینه‌سازی با رهبر است نه تماشا. اسم رمز شکار اختاپوس هم سال انقلاب را در ابجد دارد هم عفریت من الجن را؛ یعنی کار نهایی شیطنت وسط آمده. مشکلات ناگهانی اهل ایمان را قدرت‌نمایی آنان بدان؛ پاسخ ما احراز و دعا و حرز و تغییر سبک سحر و توسّل است. زیارت هفتگی امامزادهٔ زهرایی نیروهای منفی را دفن می‌کند؛ عبدالعظیم و معصومه نمونه‌اند. مشهدی ضریح را ببیند و هزار و یک یا رئوف یا رحیم بگوید؛ نیّت الله یا امام رئوف هر دو درست است چون واسطهٔ فیض برزخ جامع‌اند و حتّی کافر از ایشان روزی می‌خورد. قربانی برای رهبری و مقاومت فداست به سان عقیقه. پدافند دیشب بیدار بود؛ تیر حماقت پاسخ خواهد گرفت.

مطلق کراهت و مژدهٔ مؤمن

روایت سیزدهم باب چهارم را دوباره برای تبرّک بخوان: شیئان یکرههما ابن‌آدم؛ یکره الموت؛ والموت راحة للمؤمن من الفتنة. مطلق بنی‌آدم از مرگ می‌گریزد؛ مثال پیرمرد هشتاد ساله در نقل مصطفی زنده شاهد است. در سوی دیگر زهرای هجده ساله تمنای موت صادقان را مجسّم می‌کند. دنیا سجن مؤمن و جنّت کافر است؛ کافر حق دارد بترسد؛ مؤمن از زندان آزاد می‌شود. فتنه ابتلاست؛ نزدیک ظهور الک درشت‌تر می‌شود و بزرگان می‌ریزند. نمونهٔ مرجع آویختهٔ بیست و چهار ساعته که پس از کما نماز خواند و بعد جلوی امام ایستاد نشان می‌دهد سابقه و کتاب ولایت فقیه مانع سقوط از الک نیست. فحش به افتادگان آسان است؛ مراقبت از رغبت دل سخت.

از رغبت تا صورت برزخی

لیلة الرغائب رمز شب رغبت‌هاست؛ رغبت میل را می‌سازد، میل نیّت، نیّت عمل، عمل با اصرار ملکه، ملکه صورت برزخی. صد کلمهٔ معرفت نفس علامه همین زنجیره را برای انشای بدن برزخی می‌گوید. خواب آزمایشگاه است: همهٔ صور از نفس‌اند. شنیدن نیز صورت درونی می‌سازد؛ شیطان طول موج را عوض می‌کند و خیال مطابق توهّم و تمایل شکل می‌دهد. نیّة المؤمن خیر من عمله و انّما الأعمال بالنیّات پایهٔ شکل بدن پس از مرگ‌اند. خواستگاه نفس هیئت برزخی را رقم می‌زند.

الحاق اولیا و دعای عاقبت

الحاق به اولیا در برزخ دستگیر است؛ امام رئوف در سه جای حسّاس به داد زائر غربت می‌رسد. ماندن برای طمع مقام و افتادن از الک بدتر از رفتن زودهنگام با رضاست. سؤال امام از شاگردان دربارهٔ یک حاجت مستجاب، و پاسخ عاقبت‌بخیری به نقل از استاد، برنامهٔ عملی این روزهای پرخطر است. شکر ولایت امیرالمؤمنین را با ترس سالم از الک جمع کن؛ الموت راحة من الفتنة را جدّی بگیر. عاقبت همه ختم به خیر باد. والحمد لله ربّ العالمین.

در ادامهٔ همان روایت پیامبر، مژده مخصوص اهل ایمان است نه مطلق مردم. کافر از جنّت دنیا می‌رود؛ مؤمن از سجن. لذا الراحة من الفتنة فقط برای مؤمن معنا دارد. فتنه را ابتلا بخوان؛ غربال آخرالزمان را الک درشت بدان که مرجع و عاشق و عابد را هم می‌ریزاند. نام نبردن از افتادگان ادب است؛ عبرت گرفتن واجب. خدمات و عشق و عبادت بیشتر از ما در سابقهٔ بعضی بوده و باز از الک افتاده‌اند؛ پس سابقه حصار نیست.

بدن خاک می‌شود و گل کوزه‌گران می‌گردد؛ نفس بدن جدید در برزخ می‌سازد. کمّ و کیف قیافه و صورت و هیئت برزخی از ملکات است. ملکات از اصرار عمل؛ عمل از نیّت؛ نیّت از رغبت. لیلة الرغائب را هر لحظه بگیر که دل میل تازه کند؛ همان لحظه می‌تواند شب قدر رغبت‌ها باشد. شیطان در مسیر صوت مادّی تا صورت ذهنی دخالت می‌کند؛ سلیم‌النفس هم اگر طول موج عوض شود چیز دیگر می‌شنود. مراقبت از میل باطنی مهم‌تر از جدال سیاسی با افتادگان الک است.

راویان و شاگردان امام وقتی از یک حاجت مستجاب پرسیده شدند مقام و بهشت خواستند؛ پاسخ برگزیده عاقبت‌بخیری بود. امروز که خطر جدّی همه را تهدید می‌کند همان دعا اولویت دارد. امام رئوف وعدهٔ سه جای حسّاس را داده؛ بی‌کس نیستیم اگر ملحق شویم. رضای زودهنگام به موت اگر خدا بخواهد رفتن را، بهتر از پا به پا کردن و سقوط است. الحمد لله علی ولایة علی؛ و الحذر من الفتنة. صلوات ختم سخن است.

هم‌سلولی‌های آن مرجع می‌گفتند به محض پایین آوردن از آویختن بیست و چهار ساعته، وضو گرفت و ایستاد نماز خواند؛ همان پایداری بعد در برابر مصداق ولیّ فقیه شکست. بهترین نوشته‌ها دربارهٔ ولایت فقیه مانع انحراف نشد. چهل سال پیش بود؛ امروز امتحان سخت‌تر است. عاشق‌ترها سر می‌خورند چون دنیا دل برده است.

نفس در هر عالم بدنی به وزان آن عالم می‌خواهد. بدن برزخی را نفس می‌سازد چنان‌که در خواب صور می‌سازد. حتّی کمّ مسموع صوت مادّی را شنونده در درون مصداق و صورت می‌دهد. اگر شیطان طول موج را عوض کند، صورت ذهنی منحرف می‌شود هرچند گوینده راست گفته باشد. لذا نیّت و رغبت باطن، شکل شنیدن و شکل بدن بعدی را رقم می‌زند.

آیهٔ فتمنّوا الموت ان کنتم صادقین معیار صدق مدّعیان است؛ زهرا در جوانی صادقانه تمنا کرد. پیرمرد هشتاد ساله در نقل زنده‌یاد مصطفی هنوز می‌خواست بماند. میان این دو قطب، مؤمن باید موت را راحت از فتنه ببیند نه فرار از دنیا و نه چسبیدن کور به ماندن. شکر متمسّک بودن به ولایت علی را با دعای عاقبت‌بخیری کامل کن.

در پایان جلسه یادآوری شد وقت محدود است؛ اصل سخن همان روایت پیامبر و ترس سالم از الک فتنه بود. دعا برای غیورمردان پدافند و برای رهبری و برای عاقبت‌بخیری خودمان سه حلقهٔ عملی همان شب حمله است. صلوات بر محمّد و آل محمّد و تعجیل فرج، ختم مناسب این نگرانی و این امید است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.