ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 139

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

روایت یازدهم؛ حبّ امیرالمؤمنین به لقاء الله

در روایت یازدهم از باب چهارم کتاب الموت، مولا امیرالمؤمنین علیه‌السلام علت حبّ خود به لقاء الله را چنین فرموده‌اند: «قد اختار لی دین ملائکته». خدا از این حیث که میان بهترین چیزها برای او اختیار کرده — و ناموس خدا همان دین خداست — در آن‌سوی حیات نیز او را فراموش نمی‌کند؛ از این رو عاشق دیدار اوست.

نکتهٔ دقیق آن است که همان امیرالمؤمنین که به سینهٔ مبارکش اشاره می‌کند و می‌فرماید «إنها هنا لعلم جمع» — همهٔ علم در سینهٔ منِ علی است — و پرنده‌ای به قلهٔ علم او نمی‌رسد، باز می‌گوید خدا برای من دین ملائکه‌اش را اختیار کرد؛ ملائکه از عالم عقول‌اند، و نیز دین انبیا و رسولانش را. یعنی حتی علی از خود حرف نمی‌زند و دینی از خود نمی‌تراشد؛ هرچه از بالا نازل شود. رتبهٔ ملائکه مافوق دنیاست و مافوق نشئهٔ ما. ما اکنون در نشئهٔ انزل مراتب‌ایم؛ از جهت فلسفی در پست‌ترین رتبه. دین باید از آنجا بیاید: دینِ خدا که ملائکه‌اش از عالم عقول نازل می‌کنند، انبیایش اخذ می‌کنند، رسولانش اخذ می‌کنند و ما پیرویم.

دینِ نازل‌شده؛ نه دین مردم‌درآوردی

امروز دین‌های مردم‌درآوردی بسیار است. هرچه انسان عالم‌تر باشد سکوتش بیشتر و آرام‌تر است، چون حقیقت را می‌بیند. چرا در لحظهٔ موت انسان لال می‌شود؟ چون حقیقت برایش مکشوف می‌گردد. وقتی پرده برداشته شود، آیه چنین است:

«فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ» (ق/۲۲)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس امروز چشمت تیز است.

چشم تیز می‌شود چون حقیقت را می‌بیند؛ و چون حقیقت را دید لال می‌شود. هرچه آدم بی‌سوادتر و حقیقت‌نچشیده‌تر باشد بیشتر حرف می‌زند؛ علما آرام‌اند.

امام عصر صلوات‌الله‌علیه نیز نمی‌تواند نماز صبح را تصرف کند و بگوید سه رکعت بخوانید یا چهار، یا نخوانید، یا وقتش را عوض کنید. نبوت تشریعی تمام شده است؛ خاتم‌الانبیا تمام است. البته نبوت انوایی دارد و راه آن به روی همگان باز است. از ریشهٔ «نبع» اسم فاعل «نابع» یعنی باخبر؛ نبی به شدت باخبر می‌شود. هرچه از حقایق عالمی و از پشت پردهٔ اشیا — که همان اسماء‌اند — باخبرتر باشی حکیم‌تری:

«وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا» (بقره/۳۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و خدا همهٔ نام‌ها را به آدم آموخت.

حکیم یعنی به باطن اشیا — که یکی از آن‌ها خودِ توست — بیشتر پی ببری. این از کجا می‌آید؟ مگر از خدا نیامده‌ایم؟ در قوس نزول «إنا لله»؛ پس از الله آمده‌ایم و چون لقاء الله باید صورت گیرد، مسیر آن از «لله» است. باید از بالا دین نازل شود:

«إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ» (قدر/۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ما آن را در شب قدر نازل کردیم.

«أنزلناه» باید نازل شود؛ دین نیز باید نازل شود. از این رو می‌گوید «دین ملائکته» نه هر دینی. انسان باید پشت سر انسان عالمِ جامع‌الاطراف حرکت کند؛ حتی نه هر عالمی. همه چیز باید اصولی باشد. قرآن اصولِ امهات را تلقین می‌کند؛ باید اصولی بار آمد.

اصل و فرع؛ اقامهٔ نماز نشانهٔ تمکن

مثال روشن: پخش نوار عزا و صلوات در فضای عمومی نیکوست؛ اما وقتی وقت اذان فرا رسد ادامهٔ آن اصولی نیست. آن اصل نیست، متفرع است و دین مردم‌درآوردی می‌شود. هنگام اذان باید قطع شود، اذان پخش گردد، و حتی عمل شود تا نماز تمام شود؛ سپس دوباره ادامه یابد. مگر نفرمود:

«الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ» (حج/۴۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): کسانی که اگر در زمین تمکنشان دهیم نماز را برپا می‌دارند.

اولین نشانهٔ کسانی که تمکن می‌یابند اقامهٔ نماز است. نمازخانه در سازمان و اداره و حوزه باید بهترین جا باشد؛ بیشترین امکانات، شلوغ‌ترین، منظم‌ترین و نظیف‌ترین از هر حیث؛ اشرف و اجل باشد و بیشتر به آن توجه شود. اگر در حوزه به مسائل امنیتی بیش از نماز جماعت ظهر توجه شود، آن دین نیست؛ دین ساختگی است.

منبع خبر؛ نبأ عظیم و فضای مجازی

همان‌طور که دین باید از بالا بیاید، امیرالمؤمنین نیز ادعایی ندارد. می‌پرسد این خبر از کجاست؟

«أَمْ يَتَسَاءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ» (نبأ/۱)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): آیا از خبر بزرگ می‌پرسند؟

نبی را از آن رو نبی گویند که از اخبار عالم باخبر است. منبع خبر کجاست؟ دین ملائکته.

در فضای مجازی دربارهٔ نحوهٔ شهادت شهید رئیسی و همراهان و تبعات پس از آن، انواع خبر می‌رسد. نخست باید دنبال منبع خبر گشت. بحث کاملاً محک است. دیروز یکی از همکاران سازمانی فیلمی آورد که مدعی بود لحظهٔ سقوط بالگرد رئیس‌جمهور را یافته‌اند. بررسی شد: عکسی در پایین و فیلمی در بالا بود که دقیقاً بر هم تطبیق می‌کرد؛ همان عکس فیلم بالا بود. نوشته بودند که ترامپ آن را در صفحهٔ خود منتشر کرده. اگر ترامپ چنین کرده باشد دو دست گور خود را کنده و مسئولیت آن ترور را پذیرفته است. پس از بررسی روشن شد فیلم مربوط به سال‌های پیش و سقوط بالگرد در کشوری دیگر است که به شهید رئیسی نسبت داده شده؛ تحلیل در کانال مربوط گذاشته شد.

اکنون باید نشست و پرسید این شخص کی بود؟ حیاتش چه برکاتی داشت که مماتش — به تعبیر رهبر، شهادت‌گونه‌اش — یک‌سوم دنیا را عزادار کرد؟ اعلام عزای عمومی از سه روز تا یک روز؛ گفتن «بهترین رفیقمان را از دست دادیم»؛ نیمه‌برافراشته کردن پرچم مانند روسیه. این‌ها از حیث دیپلماسی کارهای کمی نیست؛ اهل کار دیپلماسی بین‌المللی معنایش را می‌دانند. نمونه‌اش را جز برای حضرت امام نداشتیم. اگر بر نقشهٔ جغرافیا کشورهایی را که عزا اعلام کردند یا همدردی و تسلیت گفتند یا پرچم نیمه‌برافراشته کردند سرخ رنگ کنند، یک‌سوم زمین سرخ می‌شود؛ و هنوز هم مانده است. باید بر این اندیشید.

به روح شهدا، به‌ویژه سید و سالارشان شهید رئیسی، صلوات.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.