ددرس‌گفتارها

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیا سه.

سلام علیکم و رحمة الله.

در روایت نهم از باب چهارم کتاب الموت بودیم که در خصوص علت اینکه ما موت رو دوست نداریم بود که پیغمبر فرمود چون پولتون رو تقدیم نمی‌کنید، پیشکش این سفر نمی‌کنید.

که یکی از وجوهش رو عرض کردیم یعنی خرج باطن عالم کردن.

چون موت سفر از ظاهر به باطن است.

هر چیزی که باطنه، حقایق آ-عالم باطنه.

اصلاً آنچه که ما در درون خودمون می‌فهمیم، استیض می‌کنیم از بیرون، ارتباطی که ما اصلاً از بیرون داریم، ارتباطی که با بیرون از خودمون چه از طریق حواس ظاهری، چه مکمن غیبمون می‌گیریم و اونچه که می‌فهمیم اصلاً ارتباط ما بیرون از خودمون در مرحله احدیت وجود ما صورت می‌گیره.

یعنی اون مرتبه جمعی ما.

واحدیت مرتبه کثرت-- کثرات بود.

اون مرتبه جمعی، اون غیبی‌ترین حالت ما، اون دیگه باطن‌ترین حالت ماست.

[کشیدن نفس] یعنی ماها اگر اون رو تعطیل کنیم یک پوستی، یک ب-بشری، بشری، بشری چی بگیم؟

بشر از بشر میاد دیگه.

بشره میگن.

پوست.

یه پوسته‌ای بیش نیستیم.

مثل یه گردویی که مغز نداره.

پوستش به چه درد می‌خوره؟

[کشیدن نفس] باید با باطن عالم ارتباط بگیریم.

قرآن حقیقت باطن عالمه.

ولایت حقیقت باطن عالمه.

اینایی که میگن ولایت غصب شد نفهمیدن.

نخیر، ولایت غصب نشد.

ولایت غصب پذیر نیست.

خلافت غصب پذیر نیست.

ریاست ظاهری بر مردم غصب شد.

ولایت که ساری و جاریه.

[سرف کشیدن] اتفاقاً خیلی شیرین بود برام که در آیه هجده سوره حشر اونجایی که می‌فرماید "ولتنظر".

خدا رحمت کنه چقدر امام به فرزندانش توصیه می‌کردن سوره حشر رو بخوانید خصوصاً توجه کنید به آیات پ-- انتهایی این سوره.

این جزو آیات انتهاییه.

"ولتنظر" نگاه کن و بنگر نگاه کن.

نظر نگاه عمیقه.

یه نگاه گذرا و سطحی نیست.

"ولتنظر" مثل "وانظر إلينا نظرة رحیم".

نگاه عمیقه.

یه نگاه عمیق بنداز.

"ولتنظر نفس ما قدمت لقاء".

به نفست.

نفس جنبه باطن وجود ماست.

نگاه کن به نفست، به باطن خودت که چی؟

"ما قدمت لقاء".

چی رو آماده کردی برای لقاء آینده؟

برای فردا چی آماده کردی؟

اتفاقاً تو این آیه اولش که می‌فرماید "یا ایها الذين آمنوا" سریع می‌فرماید "اتقوا الله" تقوا پیشه کن.

بعد می‌فرماید "ولتنظر نفس ما قدمت لقاء" دوباره تأکید "واتقوا الله".

یعنی نشون میده که کسی که شدت تقوا-- چون تأکید رو تقواست.

دو بار تو آیه.

یک بار پیش از دستور به توجه به اینکه چی مقدم می‌کنی برای آخرتت، یک بار بعدش.

می‌شه یک وجهش این باشه که اول میگه تقوا پیشه کن یعنی این کارو انجام بده.

یعنی از معانی تقوا اینه که تو توجه کنی که چی داری پیش می‌فرستی، تقدیم می‌کنی برای فردات.

بعد اون "واتقوا الله" دوم تأکید بر اینه که حالا در این پیش فرستادن و در این حفظ این ارسال هم باز "واتقوا الله".

یعنی حواست باشه که بخشش‌هات رو از بین نبری، خرجش نکنی.

خیلی از ما جمع می‌کنیم بلد نیستیم نگهش داریم.

که از آقای بهجت پرسیدن شما چه کردی اینطور به اینجا رسیدی؟

از قول استادش، از قول استادش سه تا واسطه زد که ایشون فرمود از اس-استادش آقای کمپانی، ایشون از استادش همینطوری تا استاد کلشون که فرمودن، ایشون فرمودن یعنی نظر خودشونم بود که من هرچی که از بچگیم نور و لو با یک استغفار، یک صلوات، یه صدقه، اینا همه نوره دیگه.

وضو نوره.

"الوضوء، الوضوء نور على نور".

پس وضو نوره.

اینا همه نورن.

هرچه جمع کردم نگهش داشتم.

ولی شما خرج کردید با گناه، با معصیت، با غفلت خرج کردید.

ما اینو بلد نیستیم.

اگه این بشه، می‌شه "نور على نور".

حالا بحثم اینجا بود که در تفاسیر روایی دقت کردم این منظور اصلی از این منطوق که خدا فرموده ببین برای فردات چی؟

فرش قرمز فردات رو چی قرار میدی پیشکش کنی، پهن کنی برای سفر آخرتت، این چیه؟

بالاخره همه خیرات هست.

اما اون منظور اصلی خدا چیه؟

یعنی تأویل یه لایه پنهان، پنهان‌تر از این لایه روینه که همه می‌فهمن.

یعنی کار خیر بکن.

نه حالا اون منظور اصلی چیه؟

اونو اهل بیت فرمودن.

در تفاسیر روایی اهل بیت علیهم السلام فرمودن این ولایت علی بن ابی طالبه.

منظور اصلی خدا از این فرش قرمزی که بنداز برای خودت ببین برای فردا چی آماده کردی.

بعد دو بار تاکید بر اتقى الله داره.

ولایت امیرالمؤمنین.

بردن ولایت مولا از این نشر خیلی مهمه.

همه داریم الحمد لله رب العالمین.

اما بردنش من جاء دقت به این کلمه جاء بکنیم.

بزرگان ما خیلی اساتید ما به این سفارش داشتن.

من جاء اگر کسی بیاد بالحسنه بله فله عشر امثاله.

ای کسی بیاد با حسنه که این حسنه رو حب فاطمة زهرا گرفتن تفاسیر.

حب امیرالمؤمنین همون ولایت گرفتن.

من جاء اگر کسی بیاد بالحسنه بله فله عشر امثاله ده برابر پاداش.

اما که بیاد اینکه پیغمبر فرمود به حضرت سلمان نوک سوزن رو جلوی سلمان زد تو آب گفت چقدر اینجا آب جمع میشه؟

گفت چیز خیلی جزئی.

پیغمبر فرمود به خدا قسم که اگر کسی به اندازه سر این سوزن حب علی ابن ابی طالب رو همراه خودش ببره خدا اون رو با آتش معذب نمیکنه و اهل نجاته.

و اگر کسی سر سوزن به اندازه همین بغض این آقا رو ببره روی به بهشت نمیبینه.

این، این فرمایش قطعیه و همه ما کلاهمون رو بندازیم بالا آسمون هفتم که به به داریم الحمد لله.

ولی بردنش مهمه.

قربونت برم.

که ما تو راه اینو خرج می‌کنیم.

اگر میتونی پولت رو خرج ولایت کن.

حالا یکی هم سؤال کرده بود که ما خرج ما گفته بودیم که سعی کنیم خرج باطن عالم کنیم.

خرج معارف کنیم.

بخشی از پولمون رو هدیه کنیم به امام زمان در نشر حقایق عالم اینها علم و معرفت شه و اینا.

یکی گفته بود من مثلاً یه مقدار پول میذارم کنار همه ساله اربعین که می‌شه مهمون می‌فرستم برای ابو عبدالله.

اونا که سال اولن تا نرفتن تا حالا.

زائر اولین.

این بهتره یا اون؟

من عرض می‌کنم دوتاش چرا یکی یکی رو.

چرا اینو حذف کنی اونو.

دو تاشو یه دونه زائر کربلا بفرست.

اینم در راه ولایته.

اینم خیلی خوبه.

اینم در راه تعظیم شعائره و هرچه اربعین پررونق‌تر بشه عزیزان دلم ظهور هی شکلش بیشتر قوی‌تر می‌شه.

چارچوبش محکم‌تر می‌شه.

چون ان جدی ال ان جدی الحسین ان جدی جد قطعاً جد منه الحسین.

وقتی خودش رو معرفی می‌کنه پیداست که امام حسین جهانی شده که الا يا اهل العالم ان جدی الحسین قتلوه و اجانا.

هرکی میره مخصوصاً اربعین داره کمک به ظهور می‌کنه دیگه.

اینا دیگه ثابت شده است.

این رو کار رو انجام بده، اون کارم انجام بده.

در مسیر نشر حقایق و معارف اون کارم دست بگیر و انجام بده.

اونم چیز کمی نیست.

اتفاقاً [مکث] هر چیزی که من به شما این رو نکته‌ای عرض کنم حالا بحث رو بقیش فردا.

اینجا اجازه بدید فرود بیام چون خیلی مهمه.

تو دوراهی‌ها، اگر پیغمبر فرمود تو دوراهی‌ها ببینید کدوم به نفست نزدیک‌تره اونو بذار کنار.

یعنی نفست بیشتر از این خوشش میاد و حال می‌کنه اصطلاحاً.

اونو بذار کنار.

خواهش نه، به خواهش نفست نزدیک‌تره اونو ترک کن.

در این مسیر خیر دوراهی‌ها رو هم نگاه کنیم ببینیم اینم یه ملاک درستیه که کدوم از نفست دورتره.

گمنام‌تر می مونی.

به به چه چه نداره.

قربونت برم التماس دعا حاج آقا نداره.

اینا رو میذاری کنار کسی متوجه نیست.

گمنام‌تره تا می‌شه.

یک.

دو، به باطن عالم نزدیک‌تر باشه.

اینم ملاک بعدیه.

در کمک به خیرات هر چیزی که به باطنه.

حالا مثلا الان به نظر شما مسجد بسازین ظاهر مسجد رو بسازین احیا کنیم تعمیر کنیم بهتره یا باطن مسجد رو بسازیم؟

پول خرج ساخت باطن مسجد کنیم یا ظاهر مسجد؟

قطعاً باید بگید باطن مسجد ارجحه.

این همه مسجد ماشالله البته کم داریم.

نگیم که مسجد زیاد داریم.

حالا خونه خود ما یه جایی واقع شده که نمی‌شه پیاده تا مسجد رفت.

باید حتما با ماشین بریم.

انقدر که مسجد دوره تو همین تهران.

اما خب بله اون هم باید باشه.

اما ارجح بر اون باطن مسجده.

ببینیم چرا این مساجد از نوجوون‌ها و جوون‌ها خالین؟

چرا هیئت‌ها خالین؟

بریم خرج کنیم برای اینکه پرشون کنیم از جوون و نوجوون.

با چه راهی؟

بسم الله.

مشورت بگیریم با عقلا، با خردمندان، با آدم‌های مجرب و پیشکسوت این کار و هزینه کنیم.

بعد اون موقع اگر کسی این کار کرد همینجا، همینجا ده برابر.

اون ما را آخرت رو، اون رو چرا ده برابر؟

قرآن می‌گه هفتصد برابر.

و الله یضاعف لمن یشاء.

خدا تازه اضافه‌شم می‌کنه.

ولدئین أمیض.

اون ور اصلاً بی‌حساب کتاب.

اما اینجا دیگه حداقلش ده برابر.

اینکه سر اینکه هست امام علیه الرحمه اون دستور بیست‌گانه‌شون به بچه بسیجی‌ها یاد داشت به خیر زمان جنگ همیشه به بچه‌های نوجوون‌های هیئتمون اون موقع هم می‌گفتم که امام فرمود یک دهم حقوقت رو هرچی در میاری در ماه چه کاسبی، چه کارمندی، یک دهمشو همون اول صدقه رد کن.

سرش می‌تونه تو همین باشه که ده برابر خدا وعده داده برگردونه.

تو همین دنیا محاله که نشه.

حالا چند تا مصداق داریم ان شاالله فردا عرض می‌کنم.

ان شاالله عاقبتمون ختم به خیر بشه.

به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد