ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 115

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

خرج آسمانی و رغبت دل

در ادامهٔ بحث روایت نهم از باب چهارم کتاب الموت بحار در خصوص خرج کردن بودیم. به فرمایش آن حدیث قدسی که ابن‌عربی در فصوص آورده است: اگر می‌خواهی دلت آسمانی بشود خرج آسمان کن؛ اگر می‌خواهی به باطن راه پیدا کنی خرج باطن کن. اکثر خرج‌هایی که ما می‌کنیم صرف ظواهر است؛ یعنی صرف ظاهر می‌شود، خرج ظاهر می‌شود. باطن خیلی مدنظر نیست؛ وگرنه قطعاً راهی به باطن پیدا می‌کردیم و علقهٔ بسیار زیادی نسبت به باطن پیدا می‌کردیم. این البته عکسش هم هست. یعنی اینکه اگر می‌فرمود دل مردم جایی است که پول خرجش می‌کنند، می‌توان چنین هم گفت که پولت را جایی خرج کن که قابل دلبستن باشد؛ چون هر کجا که خرج کنی دل به آن سمت متمایل می‌شود. میل دل، رغبت دل به سمت جایی می‌رود که به همان سمت پول هزینه می‌شود. لذا جایی که ارزشمند است پولت را هزینه کن تا دلت به آن سمت رغبت پیدا کند. این هم یک وجه.

هزینه برای حجت خدا؛ کعبهٔ دل‌ها

کیست در این نشئهٔ اولی که ارزشش بالاتر از این باشد که ما پولمان را پایش بریزیم جز حجت خدا؟ کیست که قیمتش بالاتر از این باشد؟ کیست که دل‌ها به او معطوف بشود و ارزشش بیشتر از این باشد که دل معطوف به حجت خدا بشود که او کعبهٔ دل‌هاست؟ کعبه یک سنگ نشانی است که ره گم نشود. حاجی احرام دیگر بند، ببین یار کجاست. اصلاً فصل‌الخطاب ما عندکم است؛ نزد آن‌هاست. در جامعهٔ کبیره می‌خوانیم فصل‌الخطاب دست آن‌هاست. رابطهٔ ما با امام زمانمان هر مقداری هست، رابطهٔ ما با خدا همان‌گونه است. اصلاً او میزان حجت است. حتی اینکه امام رضا علیه‌السلام فرمودند قامت السماوات والأرض بالحجة بسیار فرمایش عظیمی است. حجت، برهان؛ منظور این حجت قاطع، این برهان قاطع، دلیل قاطع، انسان کامل است؛ امام زمان هر نشئه‌ای است، هر عصری است که اکنون در عصر ما — والعصر — در این عصر که به آن می‌گویند عصر محمدی صلی‌الله‌علیه‌وآله. که زبده و خلاصه و برجسته و چکیدهٔ همهٔ فضائل در آن جمع است؛ آن شخص برگزیده امام زمان است. خوشا به سعادت کسی که پولش را هزینهٔ امام زمان کند و در خدمت حضرت باشد. حالا آن خمس و زکات و این‌ها که آن واجب است. کسی آن را ادا نکند که هیچی؛ اصلاً از دایرهٔ دیانت خارج شده. نه؛ ما فعلاً در بحث انفاق هستیم؛ انفاق مستحب. می‌گوید می‌خواهد مستحب کار خیر انجام بدهد.

روایت صله به امام؛ افضل از هزار هزار درهم

یک روایت بخوانیم تا کیف کنید. این‌هایی که در راه امام زمان، در راه امام حسین این‌ها پول هزینه می‌کنند اما بحث باطن را در نظر داشته باشید. چون روایت چیست؟ آن شخص گفت آقا چرا من از مرگ بدم می‌آید؟ پیامبر فرمود چون پول خرج نمی‌کنی، پیشکش نمی‌کنی برای مرگت؛ که گفتیم مرگ چون سفر از ظاهر به باطن است یعنی پولت را خرج باطن نمی‌کنی؛ حقایق مکنون، پشت پرده. اصول کافی، جلد یک، صفحهٔ پانصد و سی و هشت، باب صله به امام. این یک منبع. مکفال‌المکارم، جلد دو، صفحهٔ سیصد و پنجاه و دو. این هم منبعی که پیش‌تر گفته شد اگر کسی می‌خواهد امام زمانی که اکنون در ذهنش است را بگذارد کنار و یک امام زمان جدیدی پیدا کند، این کتاب دو جلدی مکفال‌المکارم را قطعاً بخواند. بعد برود سراغ کتاب أبقری الحسان که آن دیگر عالی است. امام صادق علیه‌السلام فرمودند درهمی که وصل بشود به امام، صله داده بشود در راه امام، برسد به امام، در راه امام زمانت هزینه بشود، افضل و برتر از چیست به نظرتان؟ مقایسه را بنگرید. از چند درهم بالاتر است؟ یک درهم، حالا یک تومان به قول ما، بدهی در راه امام زمانت افضل — این قیاس را بنگرید — آن هم قیاس نسبت به کارهای خیر؛ مطلق کارهای خیر دیگر. نه کار غیر خیر؛ کار خیر است. مطلق کارهای خیر را بگذار یک طرف؛ یک تومانی که در راه امام زمانت خرج کنی فرمود افضل من ألف ألف درهم فیما سواه من وجوه البر. این البر را توجه داشته باشید؛ یعنی وجوهی که در راه خیر و نیکی و این‌ها هزینه بشود. دو میلیون برابر. عجب! یعنی دو میلیون کار خیر را در نظر بگیر؛ این‌طوری می‌شود گفت. یک کار خیری که برای امام زمان در راه آقا صله به حضرت بشود، وصل به حضرت بشود، تمام می‌شود؛ یعنی حد و اندازه‌اش می‌گوید تازه خیر برتر از دو میلیون. دو میلیون هم آن‌موقع اصلاً نمی‌توانستند دو میلیون را بشمرند. حالا می‌گفتند هزار؛ حالا طرف شاید می‌توانست؛ می‌گفت به عدد گله مثلاً فلان جا. ولی دو میلیون دیگر — هزار هزار — کی می‌توانست بگوید؟ یا دو هزار تا هزار تا؟ نمی‌توانستند. عدد یعنی این؛ یعنی انقدر اصلاً غیرقابل شمارش. دو هزار تا هزار تا؛ نمی‌دانم دو میلیون تا. این‌ها در روایات همچنین زیاد داریم. عدد بالای هزار را دیگر اصلاً عرب نمی‌توانست بشمارد.

نیت صله و موج عشق دوطرفه

اکنون حالا چقدر خوب است که آدم یک راهی پیدا کند هزینهٔ امام زمانش کند. نیت کنیم بگوییم آقا مثلاً من یک پول کمی از مالم کنار بگذارم؛ آقا دوست دارم این را صله در راه شما بدهم؛ شما مشخص کن به کی بدهم. نیت کنید روشن می‌شود آقا برای شما مشخص می‌کند. معامله کنید با آقا در راه عشق حضرت. هیچ‌وقت یادم نمی‌رود این فرمایش‌های برجسته را که به خود بنده فرمودند. دو ساعت نشستم تا از ایشان یک فیضی بگیرم. یک نگاه عمیقی به بنده کردند و حالا مفصل پیش‌تر بخشی‌اش گفته شد و همین را فرمودند: در راه امام زمان مفاتیح، دعاها، زیارات و صدقه به نیت آقا. بعد موج عشق شما در دل حضرت می‌افتد و بالعکس محبت آقا در دل شما. این یکی از بهترین راه‌هایی است که انسان عاشق امام زمان بشود. می‌گوید آقا من نمی‌توانم. نمی‌دانم چرا بسیار در همین محرم مخصوصاً نوجوانان، جوانان می‌آمدند می‌گفتند حاج‌آقا ما نمی‌توانیم ارتباط با امام حسین بگیریم. ملت خودشان را می‌کشند ما نمی‌توانیم. راه را، یک راهش این است. پول خرج کن در راه امام حسین. دلت می‌رود. این سر روایت است دیگر. چرا ما متأسفانه تا بحث، بحث پول می‌آید جبهه می‌گیریم، فاصله می‌گیریم؟

خلقت الأشیاء لأجلک؛ خرج الهی برای انسان

حالا اتفاقاً امروز داشتم فکر می‌کردم و واقعاً هم مردد بودم این را بگویم یا نه. امیدوارم درست برداشت بشود. خیلی حرف‌ها دوست داریم بزنیم بنا به دلایلی؛ جگر گفتنش را داریم؛ اما نمی‌دانم شما جگر شنیدنش را داشته باشید یا نه. تحمل می‌خواهد بعضی حرف‌ها هم گفتنش هم شنیدنش؛ و بعد برداشت نشود. به نظر شما خدا خرج کی کرده همهٔ دارایی‌اش را؟ اولاً کی را بیشتر از همه دوست دارد بین خلایقش؟ دو، همهٔ خلق، آن دارایی‌اش را خرج کی کرده؟ پای کی ریخته؟ مشخص است. از هر دو راه می‌شود این را تشخیص داد. یک روایت بخوانم که همین را حالا من خیلی تصریحاً نگفتم، تلویحاً گفتم رفتم؛ اما این روایت تصریح کرده. جواهر السنیه صفحهٔ سیصد و شصت و شش: خلقت الأشیاء لأجلک. آدم، همهٔ اشیا، همهٔ خلایق را به خاطر تو آفریدم. لأجلک پای تو ریختم به این معنا. و خلقتک — و تو را برای کی خلق کردم؟ — لأجلی برای خودم که تو خودت را خرج من کنی به این معنا بریزی پای من. یعنی اصلاً نمی‌توانی کسی را پیدا کنی که وزن‌گیری کنی، وزن‌کشی کنی، ارزش این معامله را داشته باشد جز خودم. خدا می‌گوید بندهٔ من تو فقط خودت را خرج من کن. همه‌چیز را برای تو خرج کردم. تو خودت را برای من خرج کن چون تو را برای خودم خلق کردم. حالا اینکه این معنایش چیست؟ یعنی همه‌چیز را برای تو خلق کردم یعنی چه؟ یعنی دارایی‌ام را ریختم پای تو. این بود که گفتم ان‌شاءالله بد برداشت نشود. ما روایت می‌گوید چه؟ دل آدم‌ها جایی است که بابتش پول خرج می‌کنند. حالا به یک وجه، به یک معنا، جهت سهولت فهم اشکال ندارد این‌طوری مثال بزنیم. تمثیل است دیگر. برای اینکه قوهٔ خیال قوی بشود بتواند صورت و شکل بیاورد در وجود ما، ما آن را ببینیم این حقیقت را تا بچشیم. خدا هم پولش را کجا ریخته؟ خرج کی کرده؟ دارایی‌اش را پای کی ریخته؟ انسان. برای همین است که احدی را مثل انسان دوست ندارد. اصلاً انسان. حالا این انسان، انسان کامل که شد دیگر شوق و حب خدا به او شدت و تام می‌گیرد و نسبت به این حالا اینکه در مسیر حق باشد این حب کمتر می‌شود — اگر نباشد.

فروعات؛ حق‌الناس و ناموس خدا

اما اینجا وقتی آدم یک مقدار توجه می‌کند چه کثیرالفروع این حرف که چه فروعاتی از این اصل بیرون می‌آید. مثلاً چقدر آدم باید مراقب چه باشد به نظر شما؟ حق‌الناس. انقدر که ناس مردم، مردم ناموس خدا، عیال خدا. انقدر خدا دوست دارد این مردم را اصلاً از این وجه نگاهش کن. نه اینکه مردم سخت‌گیرند. نه، خدا سخت‌پسند است. فقط انسان را اختیار کرده. بقیه را پایش ریخته، خرجش کرده. بعد خدا می‌گوید حق‌الناس داری برو از خودش راضی، رضایت بگیر. چون این آدم، این انسان برای من عزیز است. چرا نمی‌رود و نمی‌گوید برو معذرت بخواه، عذر می‌خواهم از این سگ، از این گاو، از این گوساله، از این خر حلالیت بطلب؟ می‌گوید برو از این انسان حق‌الناس، این را حلالیت بطلب. انقدر که پیش خدا ارزش پیدا کرده. این‌ها چیزهایی است که آدم را یک مقدار مراقب می‌کند؛ مراقبت انسان را زیاد می‌کند که حواسش باشد که با کی طرف است. این‌هایی که دل می‌شکنند، این‌هایی که آبرو می‌برند، این‌هایی که به راحتی نان این و آن را می‌برند، به راحتی قضاوت در رابطه با دیگران می‌کنند، این‌ها خیلی کارشان خطرناک است. این بچه‌های امنیتی، این بچه‌های صیانتی، حراستی — هر اسم بخواهی بگذار — این‌ها خیلی کارشان سخت است. خیلی باید مراقب باشند. پوست می‌کند خدا.

سه کار از شیخ انصاری؛ قضاوت نکنید

این هم پیش‌تر گفته شد؛ حالا که بحث به اینجا رسید این هم باز دوباره برخی جدید بشنوند، بشنویم همه باز هم که شیخ مرتضی بزرگ، شیخ مرتضی انصاری فرموده‌اند یک کار را فقط برای خدا انجام بده، برای غیر خدا ترکش کن. آن هم امام جماعت شدن است. اگر برای خداست انجام بده. یک کار را چه برای خدا بود، چه برای غیر خدا هم بود انجام بده. عجب! چیست آن؟ تحصیل علم است. چون نور، علم نور است. خودبه‌خود هدایتت می‌کند، می‌کشاندت. و یک کار را اینجا عجیب است: چه برای خدا بود، چه غیر خدا مطلقاً انجام نده. فرمود قضاوت. قضاوت نکنید این و آن را به راحتی. ان‌شاءالله عاقبتمان ختم به خیر بشود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.