[همهمه] بسم الله الرحمن الرحیم و بهین استعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
سلام علیکم و رحمة الله.
در روایت پنجم از باب چهارم کتاب الموت بودیم.
در موضوع ولایت شیطان و ربطش با فراموشی مرگ.
رسیده بودیم به این قسمت که قطعاً کسی که تحت ولایت شیطان قرار میگیره مرگ و موت رو فراموش میکنه و باور نداره که قراره بمیره.
و اگر کسی بلعکسشم گفتیم هست، اگر کسی فراموشی مرگ بهش دست داد قطعاً سر خورده سمت شیطان و تحت ولایت شیطان قرار گرفته.
و نکتهای رو پیرامون ولایت شیطان عرض کردیم و اجازه بدید که این رو از تو دل چند تا آیه در بیاریم که بالاخره ولایت شیطان به چه کسایی کارساز نیست.
چه کسایی گاردشون رو محکم بستن.
مصوناند از ولایت شیطان که اگر کسی از ما به اون مقام نرسیده باشه قطعاً چه بداند چه نداند تحت ولایت شیطان رفته است.
حتی اگر خبر نداشته باشه و وقتی سرش به سنگ لحد خورد تازه میفهمه.
مثلا در آیه سی و نه و چهل سوره حجر میفرماید، گفتم این صحبتها و مهاجه این دشمن پلید و خبیث جهان بشری رو که شیطانه، اون شیطان رجم، اون سردمدارشون.
اونو با خدا رو بخونید تو قرآن ببینید خیلی نکات عجیبی ازش در میاد.
یکیش اینه که به خدا میگه "فبعزتک" فبعزتک قسم به عزت خدا میخوره و پیداست که خیلی کار جدیه، قصه جدیه.
"لأغوينّهم أجمعين" اون لام هم که تأکیده.
قطعاً من همشون رو اغوا میکنم.
یه همچین دشمنی داریم که کاملاً مترصد ماست.
ما بیخبر و غافل از او و او مترصد ماست با تمام قوای خودش.
اما خودش اینجا چون گفتیم بعد از امام هر زمانی عالمترین شخص اون زمان شیطانه.
یه همچین شخصی که انقدر علم داره میگه "إلا عبادك منهم المخلصين".
عجب!
اونم نه مخلصین، مخلص.
حالا فرق مخلص و مخلص رو قبلاً گفتیم رهبر عزیزمون یه بار تو صحبت قشنگشون تصریح کردن.
حالا مفصله یه نکتهش رو فقط عرض کنم فرقش رو بدونیم تا چیزکی.
اونم اینکه مخلص فرقش اینه که هیچی از خدا نمیخواد.
خدا رو، خود خدا رو میخواد.
اما مخلص خالص شده یعنی به مقام اخلاص رسیده.
اما خلوص شاید نداشته باشه.
یعنی خلوصم اگر هم داشته باشه عیارش خیلی بالاست، بالا نیست.
خلوص شدت اخلاصه.
طوریه که یعنی مخلص طوریه که خودش رو خالص کرده.
هیچی نه بهشت میخواد، نه فرار از جهنم داره.
همون عبادت، عبادت أبراره.
حالا اینا کماند، خیلی کماند.
اکثر ماها به شوق سیب و گلابی و حور بهشتی و قصور و انهار و اینها هستیم.
اما اونها اصلاً اینطوری نیستند.
در آیه چهل و دو حجر میفرماید "إن عبادي" بندگان من "ليس لك عليهم سلطان إلا من اتبعك من الغاوين".
بر اونهایی که بندگان من هستند یعنی در بند خدا.
هرچی خدا گفت چشم.
اصلاً دیگه چون و چرا ندارن.
خدایا این کارو انجام بدم ثوابش چیه؟
خدایا این کارو انجام بدم منو از جهنم بیرون میاری، نجات میدی.
اصلاً این حرفا تو کت، کته اینا نمیره.
میگه اینا "عبادي" تمام بنده منن، من، من.
مثل "فادخلی عبادی، وادخلی جنتی" که حکما و عرفا اینا همه تصریح فرمودند که این جنت ذاته.
یعنی پی حضرت حق رفته.
یعنی در، به توحید ذاتی رسیده.
فناء في الله و بقاء بالله و اینا که قبلاً بحثهاش بین ما گذشته تقریباً.
که یعنی عرض کردیم دیگه.
وحده، وحده، وحده.
دیگه افعال خودش رو، اون وحده سوم به توحید افعالی.
افعال خودشو فانی در افعال حضرت حق دیده میگه لا حول و لا قوه إلا بالله.
وحده وسط.
اون صفات خودش رو هرچی "ما أصابك من حسنة فمن الله" هرچی خیر و خوبی درشه میگه از خداست.
صفات خودشو فانی در صفات الله میبینه.
لذا میگه لا اله الا الله.
وحده اول که دیگه نقطه پرش مخلصینه.
دیگه اوجه.
میشه گفت معراجه یا عرشه که عرش هم رتبش مافوق صادر اول و اولین تعyینه.
دیگه خیلی خیلی بالاست.
اونجا دیگه "قلب المؤمن عرش الرحمن".
قلب، مقام قلب.
میگه فلان چیز در قله قافه.
یعنی انقدر دوره.
قاف، قاف قلبه.
انقدر دست یافتن به اون سخته.
عزیز دلم، اونجا میگه ذات خدا، اصلاً بود خودت رو، وجود خودت رو فانی و مستهلک در وجود خدا میبینی.
یعنی خودت رو هم خودت نمیبینی.
جلوه حق، ظهور حق، آیت حق، مجلای حق، کلمه الهی میبینی.
این میشه این چیزی که ما داریم دربارهش همینطوری سخن میگیم، راحت رد میشیم، میریم در حالی که کنّ مریم ما بزرگان ما خودشونو بیچاره کردن تا به این مقام برسن یک عمر تلاش کردن زحمت کشیدن.
فقط اینان که س-- لا میفرماید "لیس لک علیهم سلطان".
تو نمیتونی به اینا سلطنت پیدا کنی.
اینا غرق در منن.
یعنی اینطوری بخوایم بریم جلو عزیزان دلم خیلی قصه خطرناک میشه ها.
یعنی اونایی که شوق به بهشت دارن روایات میگه بد نیست.
اما س-- حسنات الأبرار سیئات المقربین.
برای کسی که میخواد مقر– مقرب بشه اینم گناه میشه.
اینم بوی شیطان میده.
توجه کردی چی شد؟
قرآن سوره واقعه که همه انشاالله سرود شبانگاهی همهتونه.
سوره واقعه وقتی اون سه تا رو میشمره، وقتی میرسه به اصحاب یمین میفرماید "ثلة من الأولین، ثلة من الآخرین".
ثلهای بسیاری از قدیمن، بسیاری از جدیدن.
اما مقربین رو چی میگه مقربون؟
اصحاب سابقون.
"ثلة من الأولین" و آفرین "قلیل من الآخرین".
به هر کسی نمیدن اینطوری نیست.
چرا "قلیل من الآخرین"؟
حالا اینجا خیلی حرفا داریم و علامه چقدر تو هم مصباح العقولش هم شرح فصوصش میگه این توجه به همین "قلیل من الآخرین" داشته باشید.
چقدر اینجا حرف پیاده کرده استاد.
خدا روحش رو شاد کنه.
این "قلیل من الأولین" پر طاووس رو به کرکس نمیدن.
هرچی میری-- شهید حججی روحش شاد.
به علی اون پسرش علیه وصیت چند دقیقهای میکنه اینجا وقتی شهید شدن اون روز ما اومدیم یه تحلیلی ازش ارائه دادیم با سیزده تا نکته حاییشون باشه.
اونجا به پسرش علی میگه که هرچی میریم جلوتر زمانه سختتر میشه، گناه بیشتر میشه، پاک بودن سختتره اینطوری.
واقعاً هم اینطوریه.
اگر ما اعتقاد داریم به سمت نور در حرکتیم "الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات إلى النور".
داره شدت میگیره، شدت نور.
الان رهبر واقعاً درست میگه.
جوونایی که الان هستن واقعاً یه سر و گردن بالاتر از جوونای زمان جنگن.
اونایی که الان تو وادی نورن و شدت-- اصلاً باید اینطور باشه چون به شدت دارن به سمت نور حرکت میکنن.
"نور على نور، نور على نور".
هی تجلی حضرت حق آن fortnight بیشتر میشه.
اما از اون طرفش هم هست.
اونایی که ولایت طاغوت رو اختیار کردن یعنی تحت ولایت شیطان قرار گرفتن اونا "من الظلمات إلى النور".
به شدت هی ظلمت روی ظلمت.
کی یه همچین تصرفی در گناه بوده؟
کی یه همچین راحتیای برای انجام گناه در عالم بوده؟
تو چقدر خلوتت یه گوشه یک عذرتی تمام گناهها در دسترست باشه با رسانه.
مثلا امپراتوری دروغ، دروغ، دروغها که میگن دشمن خداست.
از قدیم به ما میگفتن دروغگو دشمن خداست.
از بچگی خدا رحمت کنه مادرمون همیشه به ما میگفت اکبر دروغ نگیا.
دروغگو دشمن خداست.
اینو هی به ما نهیب میزدن.
یعنی چی دروغگو دشمن خداست؟
مگه من کیم که با خدا دشمنی کنم؟
الان داریم میفهمیم امپراتوری دروغ.
یعنی اون کسی که اون دجالی که در برابر نظام ولایت آل الله، محیط ولایت آل الله و امام عصر ما که قراره انشاالله تمام زحمات اولیا، انبیا رو به ثمر برسونه قد علم کرده همین امپراتوری دروغه، همین رسانه است.
الان اغتشاشات اینا میبینی همش ری-- زیر سر چی بود؟
همین رسانهها.
دروغ، دروغ، دروغ و اون دجال اصلاً همینه.
اینکه تکچشمه روایت میگه تکچشمه یک چشم در پیشانی داره.
اینو روایت میگه و میاد مردم رو بسیاری از مردم رو به بالا سر خودش میکشونه میره و در دریا غرق میکنه.
اینکه چرا دریا، چرا غرق میشن، چرا تکچشم؟
اینا بزرگان حرفها پیاده کردن برید ببینید.
حالا خیلیشون تفسیر کردن که بسیار، حالا قطعاً صد درصد نگفتن اما تعبیرش فرمودن شاید همین ماهواره و موبایل و این تکچشم تلویزیون و ببین یک چشم داره.
این چنینه که شما همینجا نشستی میتونی مخابره کنی به تمام دنیا تصویرت رو.
تمام دنیا تو رو میبینه.
یعنی از اینجا داری گناه میکنی، نقطه به نقطه حتی تو کعبه کسی باشه موبایل دستش باشه [سرفه] اونجا در معرض گناهه.
[سرفه] این یعنی کثرت، شدت.
توجه کردی چی شد؟
برای همین سختتره و ولایت شیطان گسترش، گسترش خیلی بیشتر شده.
بیخود نیست وقتی موسی بهش گفتش که بابا برگرد من وساطت میکنم تو آدم شو، درست شو، توبه کن.
گفت باشه برو به خدا بگو.
بعد [سرفه] به خدا گفت.
خدا هم گفت راهش اینه که بیاد بگه غلط کردم.
[سرفه] کی؟
شیطان.
بیاد بگه غلط کردم.
[سرفه] بیاد جلوی شما به من بگه من غلط کردم.
نه خودشو هر کسی هم که اغوا کرده میبخشم.
این عجب خدایی داریم.
بعد اومد حضرت موسی خوشحال بهش گفت آره مژده بدم.
خدا گفته بیا بگو غلط کردم تمامه.
گفت همین یه دونه رو من نمیخوام بگم.
بعد گفتش که این حرف و جمله رو ببینید.
گفت اگر من هم بخوام بیام خدا باید بیاد چون سر خدا خلوتتر از منه.
من سرم شلوغتره الان.
الان که دیگه خیلی به شدته.
اکثر املاء عقلون الان خیلی بهت-- بیشتر دیده میشه.
"قلیل" همون که گفتم حالا تو اونجا بودیم دیگه.
"قلیل من الآخرین".
جا نمونیم از این قافله.
بریم جلوتر.
آیه صد نحل.
"انما سلطانه على الذين يتولونه".
سلطنت شیطان برای کساییه که "يتولونه" دوستش دارن.
حالا یعنی چی؟
یعنی ما آدم خبیث رو دوست داریم، یه شخص خبیث رو دوست داریم، کارهاشو دوست داریم.
کارهاشو دوست داریم، کف نفس میکنیم.
جسارت به شما نشه ها.
حالا ما کلی داریم صحبت میکنیم.
اصلاً فکر کنید کتاب وجودی خودمو دارم بر عقل میزنم کف نفس میکنیم چشمامون رو نامحرم میبندیم.
خب؟
اما میگم دندون رو جیگر گذاشتم و بستم.
یعنی اسلام دست ما رو بست که ما چشمامونو بستیم.
[خنده] این میشه که بعد که ترمز پاره کردیم یهو اونوری شدیم بدتر از اونوریا میشیم.
یه آدم خدایی نکرده تو این وادی مونده باشه، کف نفس کرده باشه چون دوست داره گناه رو انجام نمیده چون اصلاً یه سری گناه رو انجام بده آبروش میره.
چون اینطوریه وقتی ترمز پاره کنه یعنی رها کنه اعتقاداتو دیگه کسی به گردش نمیرسه.
اینه که خیلی انقلابیون همین مذهبیها میبینی یه دفعه که چپه میکنن بد چپ میکنن.
علتش اینه.
دوست داشته گناه رو رو انجام ولی انجام ندادهها ولی دوست داشته تو دل، تو دلش، تو این گوشهی دلش.
اینه که خیلی واقعاً میل دل به چه سمتی میره؟
لیلة الرغائب، رغبت، رغبتها کجاست؟
میل دل کجاست؟
الان میل دلت کجاست؟
تو نمازی، تو سجدهای.
بهترین حالت بنده با خدا سجدهست.
اونجا میل دلت کجاست؟
یکی بیاد حاجی که اونطوری الهی ال-- تو سجده اینو بشکاف قلبتو اون قاف قلبتو بشکاف ببینیم چی اونجاست.
تو تور قلبت، قاف قلبت، مقام تور قلبت که قلبته، اون بطنان و مکمن غیب قلبته باز کنی ببینی شیطان اونجاست.
میگی آقا مگه عرش الرحمن نیست؟
مگه شیطان به عرش راه پیدا میکنه؟
اگر این قافه، اگر این توره بله حضرت موسی که در کوه تور مناجات میکرد شیطان اونجام رفت و گفت نا، نانجیب خبیث تو اینجا چیکار میکنی؟
گفت برو عمو جون.
حالا من لطیفهش رو میگم.
ما در مقام غد جد آدم رو اغوا کردیم.
شما دیگه فلان.
ما دشمن رو درسته کیدش قرآن میگه ضعیفه اما ما هم گاردمون رو نبستیم.
غافل بودیم ازش.
لذا این باعث شد ما به کجا برسه وضعیتمون؟
شما بفرمایید.
برسه به اینکه العیاذ بالله یه دفعه میبینی س-- قیامتمون که قیامت کرد لحظهی موتم هست.
فکر نکنین قیامت باید منتظر باشیم یه زمانی برسه.
نه.
اصلاً قیامت کبری که همین جا اتفاق افتاده.
ما حالیمون نیست.
بدنمون گرمه، هنوز سرد نشده.
و الا قیامت کبری برای من و شما افتادن پردههاست.
الان پردهها افتاده ما نمیبینیم.
مغبر فضا، ما غبار، غبار جلومون رو گرفته.
حالا میگیم موت.
وقت موت قیامت کبریه که تازه میفهمیم عجب چقدر تحت تصرفش بودیم، چقدر دل بهش بسته بودیم، به کا-- به چیزهایی که اون آلارم میداد ما توجه میکردیم و فلان.
حالا توبه میکنیم، حالا تصفیف، تصفیف.
خدا به داد هممون برسه.
یعنی کار، کار دشواریه.
اینطوری نیست به ب-- خیلی عذرخواهی میکنم هر بیسر و پایی رو تو این وادی راه بدن.
درسته خدا گفته همه بیان همه رو میبخشم اما اینطوری نیست که هر بیسر "لا یمسهُ إلا المتحرون".
جز با طهارت نمیشه مس کرد ملکوت عالم رو، نمیشه.
حتی کسی هم که میمیره اگر آلوده باشه درسته میره به لی-- ملاقات پروردگارش اما غبار آلوده.
اونطور که باید خدا رو ملاقات نمیکنه.
این خودش یه زجر، شما فکر کن یک عینک، الان رو عینک من خش افتاده یه چند روزه، یه خش، زیاد خش افتاده.
میذارم چشمم هی عینکم رو ورمیدارن.
هی چشمم رو اذیت میکنه.
گمان کنی یه عینک پر از خش و آلودگی بزنی رو چشت دائم جلوتو نمیتونی درست ببینی.
زجر خودش، یکی از زجرهای برزخ اینه.
حقایق رو نمیتونی ببینی.
حضرت زهرا رو نمیتونی ببینی.
خداتو نمیتونی درست مق-- ما-- ملاقات کنی.
بذار در اعرافی بین جهنم و بهشتی تو برزخی.
اصلاً برزخ یعنی این.
تا یه شفیعی بیاد شفاعتت کنه آیا استعدادت مضمحل شده، نشده و خیلی راه طولانیه.
خدا به هممون رحم کنه.
انشاءالله عاقبتمون ختم به خیر بشه.
به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم