ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 084

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

روایت پنجم؛ ولایت شیطان و رفتن اجل به پشت دریا

و قال إذا استحقت ولایة الشیطان و الشقاء جاء العمل بین العینین و ذهب الأجل وراء البحر. بحث در روایت پنجم باب چهارم کتاب الموت به این نقطهٔ بسیار حساس رسیده که نتیجهٔ ولایت شیطان بر آدم‌ها انتهايش این می‌شود که وذهب الأجل وراء البحر. اجل را، مرگ را، موت را پشت سرشان قرار می‌دهند. یعنی نمی‌بینند، نگاهش نمی‌کنند. چون چیزی که پشت سر است دیده نمی‌شود. یعنی اصلاً توجه به موت ندارند.

محک خروج از ولایت آل‌الله

اگر کسی می‌خواهد خود را محک بزند که العیاذبالله تحت تصرف ولایت شیطان قرار گرفته یا نه، سر خورده به آن سمت یا نه، از ولایت آل‌الله خروج پیدا کرده یا نه، همین نشانه‌اش است. چقدر به فکر موتی؛ چقدر به فکر اجل و مرگی که حتمی است. مراتبش تشکیکی است. هر مقدار که کمتر به موت فکر کنیم، همان مقدار سر خورده‌ایم سمت شیطان. نکته‌ای که دیروز گفته شد خود باور کنید ده‌ها منبر می‌طلبد که باز شود؛ و چقدر مهم است دانستن این‌ها.

پس از امام؛ عالم‌ترین شخص آن زمان شیطان است

شیطان هم که ما داریم — بعد از امام، عجب حرفی است — بعد از امام هر زمانی عالم‌ترین مردم و اشخاص آن زمان شیطان است. برخی شاخک‌هاشان تیز شد. بله روایت داریم: بعد از امام زمان هر دوره‌ای عالم‌ترین شخص شیطان است. آن اسم اعظم هم بلداست. در خون ما می‌تواند نفوذ کند. حالا سؤالاتی پیش می‌آید چرا خدا این‌قدر به او دور داده؟ برای اینکه تو با یک حریف قدرتمند مبارزه کنی مچت قوی می‌شود. وگرنه با آدم ضعیف، با دشمن ضعیف جنگیدن هنر نیست؛ بچه را مچ خواباندن هنر نیست. خدا به تو عزت داده. بعد او می‌داند تو در چه دوره‌ای چگونه به ما حمله‌ور شود. دوره دوره که دیروز پنج تا دوره از عمرمان را شمردیم و راه‌های برخورد شیطان، تعامل شیطان با انسان‌ها در این دوره‌ها را گفتیم. این‌قدر این قصه مهم است.

حرکت دوری عالم و قوس فارابی

بنگرید اصلاً عالم که حرکتش دوری است. دایره می‌چرخد. لاستیک ماشین را چرا دایره‌اش کرده‌اند؟ که بچرخد. اگر مستطیل بود، اگر مثلث بود می‌چرخید؟

«كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ» (انبیاء/۳۳)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): هر کدام در مدارى شناورند.

این شناگری همهٔ افلاک به جهت حرکت دوری‌شان است اصلاً. دوره دوره است. الان دورهٔ دنیای ماست؛ تمام می‌شود دورهٔ برزخ. همه چیز دوره دوره است. بعد قوسی‌شکل همه چیز؛ قوس نزول به قول مرحوم فارابی. این دوره‌ها این‌قدر مهم است. شما یک دانه‌اش را در نظر بگیر؛ یک دانه‌اش را می‌خواهیم امروز توجه کنیم. حالا بحث ما چیز دیگری بود ولی به جهت اهمیت قصه خوب است نکته‌ای گفته شود.

علوم آشنا که غریبه نام گرفته‌اند

این همه کتاب‌هایی که پیرامونش ماها می‌گوییم اصطلاحاً علوم غریبه، در صورتی که علوم آشناست. غریبه چیست؟ الان به ما غریبه شده این‌ها. علوم اعداد مثلاً، حروف، اریثماطیقی این‌ها، هیئت، نجوم که الان می‌گویی همه تعجب می‌کنند این‌ها چیست می‌گوید. که قدیم‌ها این‌ها همه در حوزه تدریس می‌شده. این‌ها همه اسباب و لوازم‌اند که مقرب ما باشند به سمت حضرت حق. یعنی برای اینکه ما را مقرب بکنند. شما الان نماز خواندی گفتی چه؟ چهار رکعت نماز ظهر اقامه می‌کنم واجب قربةً الی الله. قربتاً؛ می‌خواهی مقرب باشی دیگر. برای مقرب شدن زیاد نیاز به مقرب داریم. چیزهایی ما در نظر گرفتیم. این‌ها کمک حال ما باید باشند برای اینکه مقرب بشوند که ما مقرب شویم؛ ما را نزدیک بکنند.

مزاج، خوردن، خواب، تکلم و ولایت

حالا بعد این حرف‌ها را که بزنیم بعضی کسانی که حال و حوصله ندارند اصلاً عقلشان را تعطیل کرده‌اند؛ قشر خاکستری مغز آسیب دیده، چه شده، چه خورده. خوردن‌ها آه چقدر تأثیر دارد در انسان، در فهم انسان. یکی سریع قرآن را حفظ می‌کند، یکی زور می‌زند نمی‌تواند. باور کنید بحثی چند روز داشتیم پیرامون مزاج‌شناسی، خوردنی‌ها، پوشیدنی‌ها، ساعت خواب، ساعت بیداری، حتی تکلم با دیگران، با جنس مخالف، افکار آن شخصی که با تو دارد حرف می‌زند، چه شب بخوابی یا روز. این‌ها همه در مزاج تأثیرگذار است و همه در فهم؛ و فهم مستقیماً در عمل و در تأثیر ولایت شیطان یا ولایت الله.

انباشتهٔ علوم و اندک بودن بهرهٔ ما

یعنی ما در معرض یک عالم انباشته‌ای از علوم هستیم که حالا تازه اگر به گمان خودمان — و این جملهٔ آخر درخور تأمل است — اگر به گمان خودمان تا تهش هم برویم، همهٔ این کتاب‌ها را بخوانیم، باز به فرمایش قرآن:

«وَمَا أُوتِيتُم مِّنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا» (اسراء/۸۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و از علم جز اندکی به شما داده نشده است.

اصلاً به شما علمی جز یک قلیلی داده نشده. همه‌اش در سینهٔ حجت خداست. و چقدر ما باید بگوییم خدا لعنت کند آن‌هایی را که دست ما را از دامن اهل‌بیت کوتاه کردند که ما زمین خوردیم.

پیوند فکر موت با علوم مقرب و مزاج

اگر اجل را پیش رو بنهی، علوم اعداد و هیئت و حروف از سرگرمی به مقرب تبدیل می‌شوند؛ چون هر کدام نشانی از نظم الهی‌اند که مرگ را نیز در همان نظم می‌نشانند. اگر مزاج از اعتدال بیرون باشد، فهم همین نظم تیره می‌شود و وسوسه آسان‌تر رخنه می‌کند. پس سه رشته در این جلسه به هم می‌رسند: محک موت، دشمن عالم پس از امام، و بستر مزاجی فهم. هرکس یکی را بی‌دیگر بگیرد، روایت پنجم را ناتمام گذاشته است.

دورهٔ دنیا و دورهٔ برزخ

دورهٔ دنیا تمام‌شدنی است و دورهٔ برزخ در پی آن است. انکار دوری بودن حرکت، انسان را در خط مستقیم وهمی می‌اندازد که انگار اجل هرگز نمی‌رسد. وراء البحر همان خطاست: مرگ را به افقی دور و نادیدنی تبعید کردن. توحید افعالی و ولایت آل‌الله مرگ را جلو می‌آورند تا عمل بین العینین بماند؛ کار پیش چشم باشد نه فراموش‌شده در پشت سر.

عزت جهاد با خصم قوی

خدا شیطان را ضعیف نیافریده تا بازیچه باشد؛ قوی آفریده تا جهاد معنی بیابد. اسم اعظم‌دانی او نه برای تشویق ترس است برای هوشیاری. نفوذ در خون استعاره از نزدیکی وسوسه است. در هر یک از پنج دورهٔ عمر، نقطهٔ حمله فرق می‌کند؛ نقشهٔ دیروز باید امروز به محک فکر موت بسته شود تا معلوم شود کدام دوره ما را غافل‌تر کرده است.

عمل بین العینین در برابر اجل پشت سر

صدر روایت می‌گوید وقتی ولایت شیطان و شقاوت مستحق شد، عمل میان دو چشم می‌آید و اجل به پشت دریا می‌رود. یعنی کارهای روزمره پررنگ می‌شود و مرگ از میدان توجه بیرون می‌افتد. این جابه‌جایی میدان دید، خودِ ولایت شیطان است: نه لزوماً گناه علنی، بلکه غفلت ساختمند از مرگ.

تشکیک در مراتب غفلت

مراتب غفلت تشکیکی است. کسی که سالی یک‌بار به مرگ می‌اندیشد با کسی که شبانه محاسبه می‌کند در یک رتبه نیستند. همین مقیاس، میزان نزدیکی به ولایت آل‌الله یا دوری از آن را نشان می‌دهد. محک ساده و بی‌رحم است: چقدر اجل پیش چشم است؟

اسم اعظم و هوشیاری نه ترس

دانستن اینکه خصم اسم اعظم می‌داند نباید به فلج بینجامد؛ باید به ذکر و توسل و مراقبت از مزاج و فکر منجر شود. عزت الهی در دادن حریف قوی است تا مؤمن سست نماند. پنج دورهٔ عمر هر کدام درِ خاصی به وسوسه دارند؛ نقشهٔ دیروز بدون تمرین امروز کاغذ باطله است.

هیئت و حروف در خدمت قربت

هیئت و نجوم و حروف و اعداد وقتی از حوزه بیرون رفتند غریبه شدند؛ وقتی با نیت قربةً الی الله خوانده شوند دوباره آشنا می‌شوند. هدف چرخاندن افلاک در ذهن نیست؛ نزدیک شدن به ناظم افلاک است. نماز با همان لفظ قربت، الگوی هر علم دیگر است.

فهم، عمل، ولایت

خوردن و خواب و سخن با دیگران مزاج را می‌سازد؛ مزاج فهم را؛ فهم عمل را؛ عمل میدان ولایت حق یا باطل را. از این رو بحث مزاج‌شناسی چندروزه به روایت اجل پشت دریا گره می‌خورد. ظرف ناسالم، توحید افعالی را هم کج می‌فهمد و مرگ را دور می‌پندارد.

کوتاهی دست از حجت

هرچه از علوم انباشته بخوانیم، قرآن می‌گوید جز اندکی داده نشده‌اید. مخزن کامل در سینهٔ حجت است. کسانی که مردم را از اهل‌بیت بریدند، هم علم را ناقص گذاشتند هم مرگ‌آگاهی را. بازپیوند به دامن حجت، هم علم را می‌افزاید هم اجل را از وراء البحر به پیش چشم می‌آورد.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.