ددرس‌گفتارها
بازگشت به پخش
متن کاملخلاصهنسخه کتابی · جلسه 063

یادداشت: ترجمه‌های فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند.

باب چهارم؛ حب لقاء و مذمت فرار از موت

در باب چهارم کتاب الموت مرحوم مجلسی بودیم. روایت نخست از تمنای موت سخن گفت. ابتدای باب حب لقاء الله است و مذمت فرار از موت، چون همه به آن می‌رسند. مجلسی آیاتی می‌آورد؛ از جمله آیات نود و چهار تا نود و شش سورهٔ بقره.

ادعای یهود دربارهٔ آخرت

«قُلْ إِنْ كَانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الْآخِرَةُ عِنْدَ اللَّهِ خَالِصَةً مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ» (بقره/۹۴)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بگو اگر سرای آخرت نزد خدا ویژهٔ شماست نه دیگر مردم، پس اگر راست می‌گویید مرگ را آرزو کنید.

خطاب به یهود است. آنان معتقدند قوم برترند و آخرت و نعمت‌هایش مخصوص ایشان است؛ در دنیا نیز همه‌چیز — حتی انسان‌ها — برای آنان خلق شده. قرآن می‌فرماید آنچه در آسمان و زمین است مسخر شماست؛ آنان انسان‌های غیر یهود را ابزار دست خویش می‌دانند. اینجا می‌گوید اگر دار آخرت خالصاً از آن شماست من دون الناس، فتمنوا الموت إن کنتم صادقین. این عطف به همان تمنای موت روایت اول است. چرا تمنا نمی‌کنید؟

و لن یتمنوه أبدا

«وَلَنْ يَتَمَنَّوْهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ» (بقره/۹۵)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و هرگز آن را آرزو نمی‌کنند به سبب آنچه دست‌هایشان پیش فرستاده؛ و خدا به ستمگران داناست.

مطلقاً تمنای موت نمی‌کنند؛ به‌خاطر کارهای خودشان. انسان اگر از موت می‌ترسد به‌خاطر خود اوست؛ موت فی‌نفسه ترس ندارد؛ انتقال است از داری به دار. والله علیم بالظالمین.

أحرص الناس علی الحیاة

«وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَىٰ حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَنْ يُعَمَّرَ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ» (بقره/۹۶)

ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و آنان را حریص‌ترین مردم بر زندگی می‌یابی، حتی از مشرکان؛ هر یک دوست دارد هزار سال عمر کند، و عمر دراز او را از عذاب دور نمی‌کند؛ و خدا به آنچه می‌کنند بیناست.

حتی از مشرکان بر دنیا حریص‌ترند؛ قرآن آنان را کنار مشرکان می‌نهد و پیداست شرک دارند. ألف سنة نماد کثرت است؛ دوست دارند تا آخر دنیا بمانند. اگر آخرت مال شماست چرا این‌همه دوست دارید هزار ساله در دنیا بمانید؟ این تضاد است. وما هو بمزحزحه من العذاب: عمر طولانی از آتش تبرئه نمی‌کند.

بنی‌اسرائیل؛ دو فساد و علو کبیر

قرآن از یهود به بنی‌اسرائیل یاد می‌کند. آیات چهار و پنج سورهٔ اسراء: دو بار فساد در زمین و علواً کبیرا. هنوز زنده‌اند و نبض ثروت و قدرت ظاهری را در دست دارند؛ پس قطعهٔ آخر وعده نرسیده. باید به روایات رجوع کرد؛ کارشناس امام صادق علیه‌السلام است.

اسناد روایت امام صادق

روایت در تفسیر اهل‌بیت ج۸ ص۸۸ ذیل همین آیات؛ در البرهان و نور الثقلین؛ کافی کلینی ج۸ ص۲۰۶؛ بحار مجلسی ج۵۲؛ تأویل الآیات ج۲۷۱؛ عیاشی ج۲ ص۲۸۱؛ کامل الزیارات ابن‌قولویه قمّی ص۶۲ — از قدیمی‌ترین مصادر کربلا که گفته‌اند امام زمان ضریح مؤلف را بوسیده‌اند. این اسناد قوت سند را نشان می‌دهد و روشن می‌کند چرا رهبری با صهیونیسم کنار نمی‌آید و مسئلهٔ اول جهان اسلام را فلسطین می‌داند؛ ریشه فراتر از بحث انسانی است.

قتل علی و طعن حسن؛ کربلا علو کبیر

امام صادق ذیل آیه فرمودند دو فساد: قتل علی بن ابی‌طالب و طعن الحسن — خنجر و نیزه بر امام حسن. عجب که یهود چه ربطی به ابن ملجم و اطرافیان امام حسن دارد؟ صریح آیه و روایت ذیل آن است؛ ریشهٔ دشمنی با اسلام و توحید در یهود خلاصه شده. اولین فساد بنی‌اسرائیل کشتن امیرالمؤمنین است؛ هرچه دخالت بوده یهودی است. و لتعلن علواً کبیرا: برتری‌جویی بزرگ؛ حضرت فرمودند مقصود کشته شدن امام حسین و کربلاست. شمر و یزید و خولی و عمر سعد که نماز می‌خواندند گرگ در لباس میش بودند؛ به تصریح روایت یهودی‌مسلک.

وعدهٔ انتقام و گروه برانگیخته

فإذا جاء وعد أولاهما: یاری خون حسین و گرفتن انتقام. عباداً لنا أولی بأس شدید فجاسوا خلال الدیار: گروهی که خدا پیش از قیام آخری یادگار برمی‌انگیزد؛ تعبیر به انقلاب و نهضت اسلامی ایران شده که با ظالمان بر پیامبر درگیر می‌شوند. وعدهٔ قطعی قرآن است. جنگ انتهایی میان یهود و اسلام است؛ میان یهود و خونخواهان حسین و امام عصر. خط مقدم مخالفت با انقلاب و قرآن و توحید یهود است. روایتی نیز می‌گوید آن که سرانجام امام زمان را از پشت با خنجر به شهادت می‌رساند زن یهودیه‌ای است که نفاق را پنهان کرده.

مخاطب فتمنوا الموت

این سلسله اهمیت دشمنی با یهود را روشن می‌کند و اینکه چرا اینجا فتمنوا الموت آمده. مگر نمی‌گویند تمنای موت کراهت دارد و نباید از خدا مرگ خواست؟ باید دید مخاطب کیست: یهود. خطاب آزمون صدق ادعای آنان است نه توصیهٔ عام به مؤمنان.

ترس از موت به‌خاطر کردار خویش

موت فی‌نفسه هول ندارد؛ انتقال از داری به دار است. آنچه می‌ترساند قدّمت أیدیهم است: پروندهٔ پیش‌فرستاده. یهود چون می‌دانند چه کرده‌اند هرگز موت را تمنا نمی‌کنند؛ ادعای خالص بودن آخرت برای آنان با حرص هزارساله بر دنیا رسوا می‌شود.

حریص‌تر از مشرکان

آیه آنان را أحرص الناس می‌خواند و حتی از مشرکان حریص‌تر. کنار مشرکان نهادن نشانهٔ شرک باطنی است هرچند اهل کتاب ظاهری‌اند. ودّ أحدهم لو یعمّر ألف سنة نماد حرص بی‌پایان است؛ و عمر دراز مزحزح از عذاب نیست. تضاد ادعا و رفتار کامل است.

کامل الزیارات و قوت اسناد

کامل الزیارات ابن‌قولویه از کهن‌ترین مصادر کربلاست؛ توصیه شده همگان داشته باشند. کنار کافی و بحار و عیاشی و تفاسیر روایی، سند روایت امام صادق ذیل اسراء۴ـ۵ بسیار محکم است. بطن آیه با قتل علی و طعن حسن و شهادت حسین گشوده می‌شود.

ریشهٔ دشمنی با توحید

امام صادق تصریح می‌کند اولین فساد بنی‌اسرائیل کشتن امیرالمؤمنین و دوم طعن امام حسن است؛ علو کبیر کربلاست. ظاهر قاتلان عرب‌نما و نمازخوان بودند؛ حقیقت یهودی‌مسلکی و دشمنی با ولایت. ریشهٔ دشمنی با اسلام در این خط خلاصه می‌شود؛ ازاین‌رو ستیز با صهیونیسم و محوریت فلسطین فقط شعار سیاسی نیست.

انقلاب به‌مثابهٔ عباد أولی بأس

وعدهٔ آمدن گروهی با بأس شدید که خلال دیار جاسوس‌وار دشمن را برمی‌کَنند، به نهضت اسلامی پیش از قیام آخر تفسیر شده است. جنگ نهایی میان خونخواهان حسین و یهود است؛ دشمن اصلی امام عصر نیز در این خط است. روایت خنجر زن یهودیه در آخرالزمان حلقهٔ همان سلسله است.

تمنای موت؛ عام و خاص

تمنای موت برای مؤمن کراهت دارد چون باید عمر را در طاعت گسترش دهد؛ اما خطاب فتمنوا الموت به مدعیان انحصار آخرت آزمون صدق است. اگر راست می‌گفتند از دنیا حریص نمی‌بودند. مخاطب‌شناسی آیه کلید فهم است.

قوم برتر و تسخیر انسان‌ها

یهود خود را قوم برتر می‌دانند و نعمت آخرت را ویژهٔ خویش. در دنیا نیز چنان می‌پندارند که انسان‌های غیر ایشان ابزار دست‌اند؛ العیاذ بالله حیوانات مسخر. قرآن مسخر بودن آسمان و زمین و حیوان و جماد و نبات را برای انسان گفته است؛ آنان این را تا انسان‌های دیگر گسترش داده‌اند. آگاهی از این دشمن خطرناک دین و انقلاب لازم است؛ صریح قرآن و روایات چنین می‌گویند.

عطف تمنای موت به روایت اول

فتمنوا الموت در آیه عطف معنایی به تمنای موت روایت اول باب است. آنجا از حب لقاء و مذمت فرار سخن بود؛ اینجا آزمون مدعیان انحصار. اگر صادق‌اند مرگ را بخواهند تا به آنچه خالص خود می‌پندارند برسند. و لن یتمنوه أبدا پاسخ قطعی قرآن است.

چرا قطعهٔ آخر اسراء هنوز نرسیده؟

آیه می‌گوید گروهی با بأس شدید شما را از خانه‌ها بیرون می‌کشند و به قتل می‌رسانند. یهود هنوز زنده‌اند و سر و صدا و ثروت و قدرت ظاهری دارند؛ پس آن قطعه هنوز تمام نشده. روایات بطن فسادها را گشوده‌اند و وعده را به آیندهٔ نزدیک ظهور و انتقام خون حسین پیوند داده‌اند.

شمر و یزید در لباس دین

ظاهر کربلا عرب‌نمایان نمازخوان‌اند؛ روایت می‌گوید حقیقت یهودی‌مسلکی است: گرگ در لباس میش. نماز و نام دین مانع نیست اگر ریشهٔ دشمنی با ولایت باشد. علواً کبیرا همان برتری‌جویی خونین کربلاست که قرآن خبر داده است.

فلسطین مسئلهٔ اول؛ ریشه نه فقط انسان‌دوستی

رهبری مسئلهٔ اول جهان اسلام را فلسطین دانسته‌اند و با صهیونیسم کنار نمی‌آیند. بعد انسانی درست است؛ اما وقتی آیه و روایت دیده شود ریشه فراتر است: دشمنی با توحید و ولایت و خون حسین. انقلاب پیش‌درآمد عباد أولی بأس است؛ جنگ نهایی با همان خط است.

جمع‌بندی باب و خطاب ویژه

باب چهارم از حب لقاء آغاز می‌شود و آیات بقره مدعیان انحصار آخرت را رسوا می‌کند: نه تمنای موت می‌کنند و نه از حرص هزارساله دست می‌کشند. بطن اسراء فسادهای تاریخی علیه علی و حسن و حسین را می‌نماید و وعدهٔ انتقام را زنده نگه می‌دارد. تمنای موت برای مؤمن مکروه است؛ برای مدعی دروغین آزمون است. مخاطب‌شناسی آیه کلید فهم صحیح است.

یادداشت پایانی: متن حاضر از پیاده‌سازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمه‌های فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شده‌اند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسش‌وپاسخ‌های پس از درس و صداهای جانبی حذف شده‌اند. تقسیم‌بندی‌های فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.