یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
وعدهٔ معرفی وسائط فیض
وعده داده شده بود که اجمالاً برخی دستهجات فرشتگان و ملائکهٔ الله — قوای عالم — معرفی شوند تا سازوکار بافت و چینش نظام هستی روشن گردد. اگر انسان به این وسائط توجه کند، به بهانهٔ ترس از موت از واجباتی چون جهاد نمیگریزد؛ اینان واسطهٔ فیض و امداد الهیاند و خدا به وسیلهٔ ایشان انسان را یاری میرساند. همه با مأخذ نقل میشوند.
امروز به عدد حروف «بسم الله الرحمن الرحیم» نوزده دسته به جمعبندی اجمالی ارائه میشود.
راحیل — خطیب اهل بهشت
در عیون اخبار الرضا جلد یک صفحهٔ دویست و بیست و چهار: فرشتهای به نام راحیل از ملائکهٔ بهشت است. خداوند ملکى از ملائکهٔ جنت را امر کرد که راحیل خوانده میشود و در ملائکه بلیغتر از او نیست؛ خطبهای خواند که اهل آسمان مانند آن نخوانند. او خطیبترین ملک است؛ هر فصاحت خطبهای با وساطت اوست. همان ملکی است که خطبهٔ عقد امیرالمؤمنین و حضرت زهرا را جاری ساخت و همهٔ ملائکهٔ آسمان و زمین از نحوهٔ خطبهخوانیاش به وجد آمدند.
دردائیل — شانزده هزار بال
کمالالدین و تمامالنعمه شیخ صدوق جلد یک صفحهٔ دویست و هشتاد و دو: ابن عباس از رسول خدا نقل میکند خداوند ملکی دارد به نام دردائیل با شانزده هزار بال؛ میان دو بال او هوایی است چون فاصلهٔ آسمان تا زمین. چنین وسعتی است که بتوانند شمارهٔ هر باران و برف را احصا کنند.
اسماعیل — اذن حاجت پس از هفت بار
از کتاب الزهد حسین بن سعید اهوازی صفحهٔ پنجاه و چهار، از امام صادق علیهالسلام: خداوند ملکی دارد به نام اسماعیل ساکن آسمان دنیا. چون بنده هفت بار بگوید «یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ»، اسماعیل روی به او میکند و میگوید: بهتحقیق خدا — أرحمالراحمین — صدایت را شنید؛ اکنون حاجتت را بخواه. این واسطهٔ فیض و حاجتدهی است.
حیوان — مراقب جنین از چهارماهگی
المحاسن برقی جلد دو صفحهٔ سیصد و پانزده: چون نطفه چهار ماه در رحم بماند و روح در آن انشا شود، خداوند ملکی به نام حیوان به سوی او میفرستد که از چهارماهگی مراقب کودک است. همه چیز در عالم حساب و کتاب دارد.
زاجر — بیرونآوردن از رحم
کافی کلینی جلد شش صفحهٔ پانزده: خداوند ملکی به نام زاجر میفرستد که میراند و بیرون میآورد. هر یک از ما هنگام خروج از رحم مادر — که منشق از اسم رحمان است — با وساطت زاجر بیرون آمدهایم؛ چه حقی بر گردن ما دارند.
رضوان و شعار ذوالفقار
ملکی به نام رضوان همواره در آسمان ندا میدهد: «لا سیفَ إلّا ذو الفقار». یکی از افتخارات امیرالمؤمنین وجود همین ملک است. حکمت این ندا جای بحث جداگانه دارد.
هزغائل — هجده هزار بال
روضة الواعظین نیشابوری جلد یک صفحهٔ چهل و هفت: ملکی به نام هزغائل هجده هزار بال دارد. خدا به هر یک مسئولیتی داده؛ بیکار نیستند.
میخائیل — گرفتن برائت نماز
جامعالاخبار شعیری صفحهٔ هفتاد و یک: پیامبر فرمود خداوند ملکی دارد به نام میخائیل که برائات را برای نمازگزاران هنگام هر نماز میگیرد. پسوند «ایل» به معنای بنده است — چنانکه در میکائیل و دردائیل. میخائیل درِ خانهٔ خدا را میکوبد برای برائت از آتش، اگر نماز حقیقتاً نماز باشد.
سجّل — ثبت سالانه
از کتاب الزهد: ملکی در هوا اعمال را حساب میکند؛ چون رأس سال رسد خداوند ملکی به نام سجّل میفرستد که سال را سجلی میکند. شناسنامه همان اعمال است؛ علم و عمل جوهر انسانسازند و اتحاد وجودی با علم و عمل برقرار میشود.
داعی — منادی ماه رجب
اقبالالأعمال سید بن طاووس جلد دو صفحهٔ ششصد و بیست و هشت: ملکی به نام داعی چون ماه رجب درآید هر شب تا صبح ندا میدهد: «طوبی للذاکرین طوبی للطائعین». در روایتی دیگر جایگاه او آسمان هفتم است؛ اهمیت رجب از همین اوج معلوم میشود.
زهلیل — رساندن صلوات به پیامبر
جمالالأسبوع سید بن طاووس صفحهٔ دویست و چهل و سه: خداوند ملکی به نام زهلیل را وکیل قبر پیامبر کرده است. چون کسی صلوات بفرستد، او میگوید: یا رسولالله فلان بر تو سلام و صلوات فرستاد؛ و پیامبر ردّ سلام میکند. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
ایمان — سنجش دعوی
الصراط المستقیم عاملی جلد یک صفحهٔ صد و پنجاه و شش: ملکی به نام ایمان دعوی ایمان را میسنجد. خدا انسان را رها نمیگذارد که ادعا کند؛ مرکز سنجش هست.
ذو قابل — واسطهٔ محبان حسین
تسلیةالمجالس (مقتلالحسین) موسوی: خداوند ملکی به نام ذو قابل میفرستد مرتبط با محبان امام حسین؛ هر عمل مرتبط با امام حسین با وساطت او میرسد.
مالک — خازن جهنم
«وَنادَوْا یا مالِکُ لِیَقْضِ عَلَیْنا رَبُّکَ قالَ إِنَّکُمْ ماکِثونَ» (زخرف/۷۷)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و ندا دهند ای مالک، پروردگارت کار ما را تمام کند؛ گوید شما ماندگارید.
مالک خازن جهنم است؛ نامی هولناک.
نکیر و منکر و رومان
پانزدهم و شانزدهم نکیر و منکرند که پس از موت — نه قبر فقهی خاکی، بلکه چون نفس ناطقه از بدن خاکی انصراف دهد و به بدن برزخی رود — میآیند و میپرسند.
پیش از ایشان هفدهمین ملک است به نام رومان (بدون تشدید؛ نه رمّان). در صحیفهٔ سجادیه بر او صلوات آمده. کارش بو کردن است: اگر بوی بهشت دهد سفارش شفاعتگونه میکند که سخت نگیرند؛ اگر بوی جهنم دهد میگوید حساب را سخت بگیرید. رومان را میتوان بزرگ ملائکهٔ قوهٔ شامه دانست؛ اگر با نظر ملاصدرا قوای وجودی هر یک ملکی باشند، شامه تحت امر رومان است.
هاروت و ماروت
«وَما أُنْزِلَ عَلَی الْمَلَکَیْنِ بِبابِلَ هاروتَ وَماروتَ» (بقره/۱۰۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و آنچه بر دو فرشته در بابل، هاروت و ماروت، فروفرستاده شد.
هجدهم و نوزدهم هاروت و ماروتاند. سحر میدانستند و راه ابطال سحر را نیز به مردم آموختند؛ در روزگاری که سحر زیاد شده بود. اخیراً در سخنرانیها از اجنه نیز سخن رفته؛ راههای ایمنی به زبان اهلبیت جای بحث جداگانه دارد.
وسائط شرک نیستند؛ توحید افعالیاند. شناخت آنان ترس از تنهایی تکلیف را میکاهد. انشاءالله عاقبت ختم به خیر.
جمع نوزده و حروف بسمالله
نوزده دسته به عدد حروف بسمالله الرحمن الرحیم جمعبندی اجمالی است؛ هر حرف مجرایی دارد. معرفی برای نترسی از تکلیف است نه برای شرک به وسائط. مصادر از عیون و کمالالدین و کافی و اقبال و صحیفه پشتوانهٔ نقلاند.
وجد آسمان از خطبهٔ راحیل
وجد ملائکه از خطبهٔ عقد علی و زهرا الگوی جشن عصمت است. فصاحت خطبه با وساطت راحیل معنا مییابد. شناخت این مجاری ادب طلب امداد است.
اسماعیل روزانه و سجّل سالانه
اسماعیل افزون بر اذن حاجت، در روایتی اعمال روزانه را حساب میکند؛ سجّل در رأس سال شناسنامه میزند. اتحاد علم و عمل با وجود انسان در همین سجلیشدن معنا مییابد.
رجب و آسمان هفتم
قرار داعی در آسمان هفتم نشان سنگینی ماه رجب است. طوبی للذاکرین هر شب تا صبح، دعوت به ذکر و طاعت است نه شعار.
شامهٔ رومان و پرسش نکیر
بو پیش از سؤال میرسد. رومان قوهٔ شامهٔ باطن است؛ سپس نکیر و منکر میپرسند. آمادگی قبر برزخی آمادگی بوی عمل است.
تفصیل راحیل از عیون
متن عیون میگوید خداوند ملکی از ملائکهٔ جنت را امر کرد که راحیل خوانده میشود و در ملائکه بلیغتر از او نیست؛ خطبهای خواند که اهل آسمان مانند آن نخوانند. فایدهٔ اجمالی آشنایی است؛ تفصیل خطبه جای خود دارد. وجد آسمان و زمین از عقد علی و زهرا نشان میدهد جشن عصمت امر زمینی تنها نیست.
تفصیل دردائیل
ابن عباس شنید رسول خدا فرمود: إنّ لله ملکاً یقال له دردائل؛ شانزده هزار بال دارد و میان بال تا بال هوایی است چون آسمان تا زمین. احصای قطرات باران و دانههای برف با چنین وسعت بال ممکن مینماید. مصادر عالیاند؛ هر ملک از جایی گرد آمده است.
تفصیل اسماعیل و حیوان و زاجر
اسماعیل ساکن آسمان دنیاست؛ هفت بار یا أرحمالراحمین اذن حاجت میگشاید. حیوان از چهارماهگی — پس از انشای روح — مراقب است. زاجر مأمور بیرونآوردن از رحم است؛ رحم منشق از اسم رحمان است. حق این ملائکه بر گردن انسان سنگین است.
رضوان و هزغائل و میخائیل
ندای دائم رضوان «لا سیف إلا ذو الفقار» افتخار علوی است. هزغائل هجده هزار بال دارد؛ از شانزده هزار دردائیل فراتر. میخائیل برائت نماز را میگیرد؛ ایل یعنی بنده. خندهٔ به پسوند ایل بیجاست؛ معنا عبادت است.
سجّل و داعی و زهلیل
سجّل رأس سال را ثبت میکند؛ شناسنامه اعمال است. داعی در رجب از شب تا صبح طوبی للذاکرین میگوید و در روایتی در آسمان هفتم است. زهلیل کنار قبر پیامبر صلوات را میرساند و پیامبر ردّ سلام میکند؛ صلوات همین لحظه دست او را به کار میگیرد.
ایمان و ذو قابل و مالک
ملک ایمان دعوی را میسنجد؛ ادعا بدون سنجش نزد خدا رها نیست. ذو قابل با مقتل و محبان حسین پیوند دارد؛ عمل حسینی را میرساند. مالک خازن جهنم در زخرف خوانده میشود؛ ماندگاری دوزخیان پاسخ تقاضای موت آنان است.
رومان پیش از نکیر و هاروت و ماروت
رومان بو میکند پیش از پرسش نکیر و منکر. بوی بهشت سفارش نرم؛ بوی جهنم سختگیری. اگر قوای وجودی ملک باشند، شامه زیر رومان است. هاروت و ماروت در بابل سحر و ابطال سحر آموختند. ایمنی از سحر و اجنه به زبان اهلبیت بحث آینده است. نوزده مجرا امدادند نه شرک.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.