اللهم صل على محمد وآل محمد.
بسم الله الرحمن الرحيم.
الرحمن الرحيم.
السلام عليك يا داعي الله ورباني آياته.
سلام عليكم ورحمة الله.
برگردیم به كتاب الموت مرحوم مجلسی و ادامه بحث موت.
در باب دوم کتاب روایت اولش رو بررسی کردیم و رسیدیم به موضوع ارذل العمر که پستترین حالت عمر انسانی است که موهبتی است آن هم برای انسان که افتاده حال بشه از اون تکبر به خشوع بیفته.
اینها بحثهاش گذشت.
روایت دوم تا روایت ششم.
این چند تا روایت، این پنج تا روایت برای سال ارذل العمر یعنی اون سالی که این اتفاق برای انسان رخ میده اصطلاحاً فراموشکار میشه.
دیگه نهایتش امروز بهش میگن آلزایمر.
فراموشی میگیره، افتاده حال میشه.
این حالت حتی از جهت عقلی رکود میکنه به شکل یه بچه طبق روایات مثلا خردسال هفت ساله اینها میشه.
متفاوت گفتن مثلا در روایت دوم میخوام علتش رو بررسی کنیم.
در روایت دوم که حالا من متنش رو نمیخونم که زیاده وقت داریم فرمودن ما بین الستين الی السبعین یعنی بین شصت سالگی و هفتاد سالگی این حالت رخ میده.
یعنی از شصت سالگی شروع میشه.
روایت سوم فرمودن اذا بلغ العبد مئة سنة یعنی وقتی صد سالش شد فهی ارذل العمر اون حالت براش پیش میاد.
عجب!
میگه از شصت سال شروع میشه.
اینجا میگه صد سال.
روایت چهارم میفرماید ان اذا بلغ المئة فذلك ارذل العمر باز میگه صد سال.
همینطور این چند تا روایت چرا مثلا از شصت شروع کردن تا صد سال؟
اهل بیت علیهم الصلاة والسلام چرا یک سال خاصی رو مشخص برای همه نکردند؟
یه دلیلش رو من عرض کنم از جهت علمی برمیگرده به همون عرض شود اینجا ما گفتیم بعضیا خندیدن متأسفانه مراقب باشن بعضیا به حقایق علمی بخندن چوب میخورن.
خندیدن به بحث مزاج، مزاج، مزاج شناسی.
ببینید یه توضیح مختصری بدم.
نفس ناطقه ما که مجرده احکامش رو که میخواد به بدن ما پیاده کنه که ماده است چون اون ما-- مال ملکوت نفس و این مال ماده است، این احکام ملکوت میخواد در ما-- ملک، در ماده، در بدن پیاده بشه.
یه واسطه میخواد.
انقدر نفس عظمت داره و شامخه بلکه اشمخ مقامش این بدن انزل مراتبه مربوط به ماده است.
ر-- پست، پست فلسفی مادون مراتب خلقت ارتباط اینها یه واسطه میخواد.
واسطه اینها یک چیزیست که عضوی از اعضای بدن ماست و ما ازش غافلیم.
اختلافات رو اون باعثش میشه.
اص-اصطلاحاً بهش میگن روح بخاری که مزاج از اون حاصل میشه.
حالا بخواهیم برگردیم عقبتر.
وقتی که نطفه ما تشکیل شده در رحم شریف مادر که از اسم الرحمن حضرت حق منشعب شده، اونجا این نطفه از عناصر اربعة ممزوج شده، از امتزاج عناصر اربعة تشکیل شده که قبلاً گفتیم.
چی بود؟
آب و خاک و هوا و آتش یا مثلا حرارت، گرما.
به میزانی که اینها چه می-- چطور با هم مخلوط و ممزوج میشن، اینجا در حقیقت نطفه به اولین رنگیه که در عالم خلقت میگیره، رنگ میگیره.
شد-- اون صاع و شدت و حدت و ضیغ این نطفه از اونجا معلوم میشه.
صاع وجودیش، اندازهش، قدرش، لیلة القدر، اندازهش، س-سر القدرش اولیا Godknows میفهمن کار هرکسی نیست.
خب این وقتی که شکل گرفت بعد بعد از این مرحله عناصر اربعة چهار تا از امتزاج این عناصر چهار تا رکن یا خلت میگن اخلاط اربعة تشکیل میشه.
همون دم و سودا و بلغم و صفرا.
اینها تشکیل میشن.
حالا از لطافت اینها، اینجا رو خوب توجه کنید.
اینها که ممزوج شدن باز به میزان اینکه چگونه با هم ممزوج میشن، اِاِ-- اینجا مزاج ما تشکیل میشه و خودش رو نشون میده.
حالا از لطافت این امتزاج روح بخاری درست میشه.
از کثافت این امتزاج، اینم باز فلسفیه ها.
کثافت که میگیم یعنی نه در معنی زشتی یعنی پستی مرتبهای.
یعنی سختی، لطافت، رقت، پاکی، کثافت، پست-پستی مثلا مرتبهای.
مرتبهش مثل الان مثلا بدن ما کثافته روح ما لطافته.
اینطوری نگاه کنید به قصه نه از جهت اخلاقی.
پس از لطافتش روح بخاری از اون عناصر، از اون ارکان اربعة ایجاد میشه از کثافتش بدن، بدن شکل میگیره.
اینا همش مراتب نفس ها، شناخت نفس، معرفت نفس.
من عرف نفسه فقد عرف ربه.
بزرگان همه سفارش کردن.
علامه عسلزاده بسیار بیش از هر کسی سفارش داره که آقا جون اینا رو باید بشناسی.
حتی فرمود در تهذیبتون، در تحصیل معرفتتون، در حتی اخلاقتون تاثیر مستقیم داره.
چرا یکی زود قرآن رو حفظ میشه یکی دیر؟
یکی میگیره زود میگیره مطلب رو.
مطلب پیچیده علمی رو تو میگی عقلش سریع میگیره.
ولی یکی باید کلی مثال بزنی تا بگیری، بگیره.
چرا؟
اختلاف، اختلاف مزاج.
یا مثلا ما میگیم جان یا میگیم روان.
جان چیه؟
جان همون روح بخاریه.
اصطلاحا روح حیوانیه.
روان چیه؟
روان همون نفسه.
اینا رو جایگاهش رو باید بدونیم.
حالا نفس ناطقه ما حالا به یک معنا میگیم روح یا به عبارتی اون عرض شود جان ما.
ببخشید روان ما.
روان، روانشناسی که میگن یعنی نفسشناسی.
اون وقتی میخواد احکامش رو پیاده کنه در این بدن به وساطت، به وساطت کی انجام میده؟
به وساطت جان ما، روح نباتی ما یا روح حیوانی ما.
هرچی اون لطیفتره، پاکتره، سبکتره، رقیقتره، اعتدال در مزاج ایجاد میشه و مزاج معتدلتره.
هرچی مزاج معتدلتره دیرتر از پا میافته.
این یه دلیل علمی که ما گفتیم چرا اختلاف اهل بدعت دادن اتفاقا این خیلی حکیمانه است این اختلافی که بر اساس سن ارز لول امور دادن از شصت سال دیگه سرازیریشه میره تا صد سال دیگه، دیگه صد درصده.
دیگه کسی به اون سن رسید دیگه بسه.
حالا این مزاج رو و اینجا نشون میده چقدر مزاج شناسی مهمه.
نه این مزاج شناسیهای بازاریها.
کتابهای بزرگان رو آدم مثل شیخ الرئیس رو بخونه، شیخ طوسی رو بخونه، خود علامه رو بررسی کنه.
حداقل کتابهای شاگردای ایشون.
چقدر در مسیر معرفت نفس اینا مهمن.
حالا یه روح پس بخاری یا حیوانی داریم، روح نفسانی هم داریم.
خون، قلب اینا برمیگرده به روح بخاری که روح بخاری از طریق قلب و پمپاژشو خون، اون دم، خون در اعضای بدن احکامش رو نازل میکنه و مدیریت میکنه بدن رو.
روح این شد روح حالا بخاری یا روح حیوانی.
اما روح نفسانی ما، اون از چه طریقی؟
از طریق دماغ و اعصاب کنترل میکنه بدن رو.
حالا اینها رو برای اینکه از جهت علمی شما بخواید بدونید چند تا جمله من براتون اینا رو میگم.
حالا هر کدومش جای توضیح داره اما میگم رد میشم.
اگه کسی خواست پژوهش کنه این جملات خیلی به دردش میخوره.
یکی اینکه جسم کثیف و روح مجرد از لحاظ ماهیت کاملا متقابلند.
توضیح دادیم.
لذا واسطه میخواهند که اون روح بتونه احکامش رو پیاده کنه.
روح بخاری مرکب نفس است، مرکب نفس و همان روح حیوانی است.
اینا رو که گفتیم.
اعتدال روح بخاری به وسیله نفس حفظ میشود و به واسطه هوا تغذیه میشود.
چرا میگن برو جایی که هوا پاکه؟
الان آلودگی هوا پدر مزاجها رو داره در میاره.
لذا اعصابها خورد، کسی قدرت تحمل نداره.
اینا یکیش هم این هوا.
چرا میگن سحر پاشو؟
عجیبه ارتباط مزاج با سحر.
هوا اونجا تلطیف میشه.
در سحر.
هوا پاکسازی میشه، تلطیف میشه و اتفاقاتی میافته که مفصله.
اونجا هم بزرگان حرفهایی زدن.
لذا اونجا مزاج وقتی معتدل میشه خیلی چیزا رو میگیریم.
اصلا چرا امام معصوم ما معتقدیم نمیمیره مگر بکشند او را؟
چون اعدل امزجه رو داره.
هی بعضیا اینو به مسخره گرفتن به ما رسیدن.
اعدل امزجه، اعدل امزجه متاسفانه.
چون اون معتدلترین مزاج رو داره.
چرا به این حقایق ما میخندیم؟
بعد عالم هم به ما میخنده.
اینجا رو ببینید.
روح بخاری لطیفترین، دقیقترین و پاکترین اجسام از اجزای بدن است.
به همین دلیل بهتر از سایر اجزای بدن افعال نفس را قبول میکند.
روح بخاری اگر از بدن مفارقت کند باطل و فاسد میشود.
یعنی وقت مرگ چه اتفاقی میافته؟
روح بخاری که روح حیوانیه خارج میشه.
وقت م-- م-- وقت موت خارج میشه.
وقت نوم یعنی خواب خارج نمیشه.
لذا بیداری بدنت فاسد نمیشه.
وقتی موت اتفاق افتاد خارج میشه.
لذا بدنت فاسد میشه.
روح حیوانی پس ماده آن چیه؟
هواست.
محل رویشش کجاست؟
گفتیم قلبه.
توسط رگها در بدن پراکنده میشه.
افعالش چیه؟
حیات، نبض، تنفس و غیره.
آخرین نکته.
روح نفسانی چی شد؟
گفتیم ماده آن روح حیوانی است.
مادش روح حیوانی است.
یعنی از اونجا مون انتشار پیدا میکنه.
محل رویششه.
خب وقتی، وقتی که این اتفاق افتاد چگونه این در بدن توسعه پیدا میکنه؟
توسط دماغ و خود دماغ هم که از توسط اعصاب در تمام بدن.
حالا دماغ چه کارهایی رو میکنه؟
اعصاب.
فکر کردن، یادآوری، یادآوری حافظه، رؤیت و از این قبیل چیزا.
پس اگر مزاج کسی به هم بریزه همه اینا مختل میشن.
ولی ربطی به فیزیکش نداره به نظرم.
به چی؟
مزاج ربطی به فیزیک نداره، به قوت ربطی نداره.
مثلا شما میگی که الان امام معصوم- بله.
یعنی امام معصوم پنجاه ساله همون قوت امام معصوم بیست ساله رو داره.
این که نمیشه- چرا میشه.
عقلانی نیست.
چرا؟
اصلا فیزیک- برادرم مزاج که نمیتونه بیاد قدرت عضله رو درست بکنه، بیاد جلوی پیر شدن چهره رو بگیره، پوست رو جوان نگه داره.
چرا نمیشه؟
چرا خیلیا دیرتر پیر میشن؟
نهایتا مزاج تاثیر میذاره تو رنگ.
مثلا رنگ زبونش رنگ مزاجشینه.
رنگ صورتش زرد.
ولی نمیتونه جلوش- حالا شما زحمت بکش بعد از نماز دم در وایسا.
[خنده] من کتاب [خنده] کتاب اِاِاِ اشارات شیخ صدوق همراهمه.
نمت سوم رو از رو میخونیم با هم روش بحث میکنیم.
آره انشاالله چون وقت نمازم گرفته میشه.
ببخشید.
انشاالله عاقبت بخیر بشه و برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم