ددرس‌گفتارها

به نستعین.

السلام علیک یا داعی الله و ربانی ایاته.

سلام علیکم و رحمة الله.

وعده داده بودیم که چند تا نکته رو پیرامون آیه پنج سوره حج که در باب دوم از کتاب الموت مرحوم مجلسی آورده رو عرض کنیم.

اجازه بدید که به جهت زیاد بودن وقتمون اجمالا از تفسیر نور استفاده کنم که نکات قشنگی رو بیان کرده.

اولا پیرامون ارزش و اهمیت عقل و علم.

اگر توجه بفرمایید در این آیه سوره آیه پنج سوره حج أرذل العمر رو اون پست‌ترین حالت عمر انسان رو وقتی بیان میکنه که أرذل العمر کیه؟

لکیلا يعلم من بعد علم شیئا.

هیچ علمی تو ذهنش نمونده همه رو از دست داده.

این ارزش علم رو میرسونه که قرآن دقت کنید پست‌ترین أرذل، أرذل پست‌ترین بر وزن افعل پست‌ترین حالت عمر رو وقتی بیان میکنه که انسان علمی براش نمونده.

این ارزش علم، علم رو میرسونه که andet جایگاه هر کسی به میزان علم و آگاهیشه.

که انسان نفسش همونطور که قبلاً عرض شد نفسش با این علم و باورهاش بعد از موت شکل می‌گیره.

شکل نفسش شبیه علم و معارف و باورهاشه.

و نکته دوم اهمیت عقله.

چی باعث میشه که علم فراموش بشه؟

چون ما یه مخزنی داریم پشت عقل بهش میگن خزانه عقل که محل حافظه است.

چرا اون حافظه مختل میشه؟

همه چی از بین میره.

چون عقل زایل میشه تو اون سن.

باز اهمیت و جایگاه عقل رو داره میرسونه که چقدر عقل ارزش داره که کسی که عقلشو از دست میده دیگه پست‌ترین حالت عمرشه.

نکته دوم تشبیه معقول به محسوسه.

چون سیر خلقت رو داره بیان میکنه برای تفهیم موضوع حتی اینکه میخواد قرآن به نوعی به ما بفهمونه که موت از بین رفتن نیست.

موت إنما تنتقلون من دارٍ إلى دار از یه داری به دار دیگر رفتنه.

بلکه به یک معنا یک سیر تکاملیه.

میاد تشبیه معقول به محسوس میکنه.

یعنی چی؟

میخواد یک اصل عقلی رو به ما بفهمونه که موت یه نوع تکامله.

مثلاً میاد چیکار میکنه؟

سیر محسوس رو پیش میگیره که اینو همه حس میکنیم.

حس کردیم تجربتاً که از مثلاً اِمم اون نطفه رسیدیم به علقه و مضغه و جنین و همینطوری به دنیا اومدیم.

شدیم طفل و شدت وجودی پیدا کردیم و بلوغ و بعدم پیری که أرذل العمر.

ببینید این محسوسه دیگه.

میخواد یه اصلو به ما بفهمونه.

چقدرم این اصل به درد بخوره که میخواد بفهمونه آقا توفی این نیست که شما فکر کنید نابودیه بلکه یک سیر تکاملیه.

یعنی موت یک مرحله از تکامل انسانه.

نکته بعد اینه که عرض شد ماده اولیه ما رو از خاک بر میشماره.

آیه قرآن زیاد داریم.

هو الذي أنشأكم من الأرض از همین خاک.

واستعمركم فيها.

اینه که ما رو زمین ولا میشیم چه آرامشی پیدا میکنیم.

چون از این خاکیم.

متاسفانه همش دنبال اینیم که از این خاک فاصله بگیریم، شاسی بلند سوار شیم، پنت هاوس بشینیم، از این خاک فاصله بگیریم بریم.

در حسب ظاهر.

سیر هفت مرحله قبل از موت رو بیان کرده که عرض کردیم خاک، تراب، نطفه، علقه، مضغه بعد طفل، طفولیت بعد بلوغه بعد پیری.

این سیر مرحله رو سه، هفت مرحله رو داره میگه که این‌ها انسان رو میکشونه تا وهله موت که خودش یک سیر تکاملیه.

تمام این مراحل رو نکته بعد حضرت حق به خودش نسبت میده.

خلقناکم.

نخرجکم.

نقرکم.

ما هستیم که تو رحم شما رو قرار میدیم.

ما هستیم که شما رو خلق میکنیم.

ما هستیم که شما رو خارج میکنیم.

این به یک معنا توحید نابه.

همه چی به دست خداست و بیده ملکوته کل شیء ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم.

سیر تدریجی.

نکته بعد سیر تدریجیه در طبیعته.

اینکه ثمة ثمة ثمة ثمة ثمة میاد یعنی چی؟

سیر تدریجه.

دفعة نیست.

دفعی مال عالم بعده.

عالم بعد که میری واردش میشی مجرد، دفعیه، به یکباره‌ست.

حتی ما وقتی دعا میکنیم در عالم بالا در ملکوط، اونجا یا به عبارتی عالم امر هم بهش میگن آناً دعا مستجابه.

ادعونی استجب لکم.

اما پیاده شدن این اسباب استجابت در دنیا تدریج میخوره.

زمان و مکان بر داره.

دنیا دار تدریجه.

به یک دفعه انسان اونطور نیست که به جایی برسه.

پیغمبر هم چهل سال تو همین دار تدریج زحمت میکشه تا به رسالت برگزیده بشه.

نکته بعد مدت حمله.

میفرماید که این إلى أجل مسمى مدت هم دست خداست.

اینایی که هی میخوان دخالت کنن در بحث بارداری و ژنتیک و اینا حواسشون باشه همه چی دست خداست.

نکته بعد استقرار نطفه یا صغت اونه.

حالا چه استقرارش، چه صغتش.

میفرماید نقر في الأرحام ما نشأ.

اونطور که ما میخوایم قرار میدیم نقر رو استقرار میدیم نطفه رو در رحم یعنی باز این هم دست خداست که می‌دونید سخت بکنه، نکنه.

اینا همش حکمت داره اگرچه ما بی-- ت-توجه به حکمتش را داشته باشیم.

نکته بعد این که می‌فرماید تو این آیه داره صراحتا می‌فرماید همه روز اول یک س-یک سن یک جورند چون نمی‌فرماید اطفالاً می‌فرماید طفلاً.

اطفالاً نه طفلاً.

یعنی همه به یک شکل همه طفل از رحم مادر بیرون اومدید.

یعنی همه طور وجودیتون یک طور بود.

اینم خیلی جالب که دیگه خدا پارتی بازی نکرده.

نکته بعد اینکه مرگ مخصوص پیران نیست چون می‌فرماید قبل از اینکه به ارزل الامور برسید یعنی تو همون شدت وجودی "و منکم من یتوفی" یه عده‌تون رو همونجا تو جوونی عمر جونتون رو می‌گیریم تموم میشه.

این نشون میده که مرگ فقط مخصوص پیرها نیست.

حواسمون باید باشه.

نکته بعد زوجیت در گیاهانه که عرض کردیم "من کل زوج بهیج" از می‌فرماید در نباتات زوج زوج رشد می‌کنند، شکوفا می‌شن، سرسبز می‌شن که "خلق الازواج كله".

سبحان الذي خلق، خلقکم یا سبحان الذي خلق الازواج كله.

خدا کسی‌ست که همه چی رو زوج زوج آفریده.

نکته بعد که خیلی شیرینه چون میگه از خاک به اشدکم بعد از اشدکم به ارذل الامور دو تا قوس رو داره نشون میده.

قوس اول قوس صعوده.

از خاک صعود می‌کنی میری به شدت وجودی.

دوباره از شدت وجودی میای به حالت پیری و کهولت.

خرف شدن، ارذل الامور.

این میشه نزول.

دو تا قوس رو داره بیان می‌کنه تو این آیه.

قوس صعود، قوس نزول.

اصلاً عالم این شکلیه.

به قول مرحوم فارابی قوس موصعه.

همه چی حالت قوسی شکل داره.

خلائق هم شما ببینید قوسی شکله.

گنبد و بارگاه یک نماد شیعه‌ست قوسی شکله.

مثلاً مسیحی‌ها قوسی نیستن.

صلیب که می‌کشن تیزه نوکش.

اما مال ما منح-- انحنا داره.

این در فرهنگ ماست.

کلاه خود اینو ببینید انحنا داره.

یا بینی، دست، صورت، سر، پا.

اینا همه نگاه کنید اصلاً وضعیت بدن انسان قوسیه.

عالم نظام هستی قوسیه.

هوا، آب بخار میشه میره دو مرتبه برمی‌گرده به صورت بارون قوسیه.

همه در یک مداری در حرکتند.

"کل فی فلك یسبحون" همه چی.

اینام نکات زیبائی‌ست که خودش جای بحث داره بماند و نکته دیگه پیرامون استدلال و منطق با کفاره.

چون اول آیه می‌فرماید "ان کنتم فی ریب" اگر شما در شکی‌د از اینکه شما زنده می‌شید خب حالا گوش بدید "فانا خلقناکم" همینطوری شروع می‌کنه ما رو شما رو از خاک آفریدیم.

این نشون میده که منطق ما داریم، استدلال داریم.

فقط اه از شاید ضرب و شتم فقط باتوم که دستمون نیست.

اول با منطق، اول با استقلا-استدلال.

چه جالب که یکی از عزیزان امنیتی همینجا چند روز پیش به ما در دل می‌کرد.

خیلی صحبته به درازا کشید.

یکی از حرفاش این بود که تو این جریانات آشوب‌های اخیر از بعضی از این بازیگرا ما دعوت کردیم.

مثلاً می‌گفت با یکیشون سه ساعت صحبت کردیم، آخر به گریه افتاد.

به گریه افتاد.

گفتم نکنه اینم از بازیگریته، بازیگری دیگه.

این گریه هم از بازیگریته.

گریه می‌کرد می‌گفت نه به خدا.

واقعاً من متوجه شدم.

چرا؟

گفته بود هیچکس تا حالا با ما همچین حرفایی نزده بود.

حرفای ارتقا، ارتقا بهش بده، استدلال بیاره، براش منطق بیاره.

با ما همچین حرفایی تا حالا هیچکس نزده بود و ما اینو خیلی تجربه کردیم.

تو حوزه، تو دانشگاه، مخصوصاً تو دانشگاه.

جاهای دیگه حرف با استدلال زدن.

حالا انشالله بعد میریم روزهای بعد پیرامون این صحبت می‌کنیم که این ارذل الامور چه سالی از سال‌های عمره که روایات بعدی مرحوم مجلسی رو به خودش اختصاص میده.

چند تا روایت رو انشالله روزهای بعد قبل از اینکه ورود کنیم به روایت او-اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم که تقریباً یک فهم و داره در باب دوم تو مقدمش این روایتو میاره مرحوم مجلسی که رویا عن علی علیه الصلاة والسلام ان ارذل الامور شاید شما براتون سؤال شده باشه.

چه سالی از عمر وروده به مرحله ارذل الامور؟

فرمودن خمسا و سبعون سنة.

یعنی هفتاد و پنج سالگی.

دیگه آماده باشی.

ان‌شاءالله عاقبتمون ختم به خیر بشه به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

اللهم صل على محمد و آل محمد