یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
بیماری و موت و فقر برای خشیت
سؤال جدی در ادامهٔ روایت پنجم باب اول کتاب الموت این است: خدا بیماری و موت و فقر را نهاده تا انسان را به خشیت بکشاند و دل نرم شود؛ چگونه است که بعضی با وجود این سه باز خاشع نمیشوند؟ خود بیمار میشوند یا عزیزشان؛ خود فقیر میشوند یا دیگران را میبینند؛ و اگر بپرسی میمیری؟ میگویند آری. موت اجباری که رخ دهد همه سرنگون و خاشع میشوند؛ اما پیش از آن چرا خاشع نمیشوند؟
علت را آیهٔ چهل و دوم سورهٔ مائده میگوید:
«سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ» (مائده/۴۲)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): بسیار شنوای دروغاند و بسیارخورندهٔ حرام.
چرا حرف رسول خدا را گوش نمیدهند؟ دو دلیل: چندان دروغ و سخن لغو شنیدهاند که گوششان به راست بدهکار نیست؛ و مال حرام. هر دو نکته را حضرت زهرا خطاب به مردم مدینه، اباعبدالله در کربلا، و حضرت زینب در کوفه و شام فرمودهاند. پشت در وقتی نانجیب جسارت کرد، حضرت زهرا فرمود سماعون للکذب — چندان دروغ شنیدهاید که حرف راست قبول نمیکنید. اباعبدالله فرمود بطونکم من الحرام ملئت — اشاره به اکالون للسحت. آیا همین دو در کف جامعه نیست؟ علت بیتأثیری حقایق خشیتزا همین است.
امپراتوری دروغ و رشوه
امپراتوری دروغ تا دلت بخواهد هست و نیاز به بازنگری اساسی دارد تا دروغپردازی دستکم درست به سمع مردم برسد. اکالون للسحت نیز با آن گره خورده است. کسانی اقرار کردهاند برای آتشزدن که برای فلان کار دهها میلیون گرفتهاند؛ یکی گفته با هر سطل زبالهٔ آتشزده پنج میلیون میگرفته. یک معنای اکالون للسحت همین رشوهگرفتن در عوض کار است. پایههای قرآنی از پیش گوشزد کرده؛ رعایت نکردن کار را به اینجا رسانده است.
با این همه باید گفتوگو کرد. تجربهٔ وسط میدان نشان میدهد گفتوگو و تبیین اثر دارد. از بچههای خانه شروع کنیم تا از دست نروند تبیین کنیم؛ آنان نیز تحت تأثیر قرار میگیرند.
روایت فساد نساء و فسق شباب
آیهای — بلکه روایتی — نهی همگانی است. کافی مرحوم کلینی، جلد پنج، کتاب الجهاد: امام صادق از پیامبر نقل میکند — و واقعیت امروز کف خیابانهاست — «کیف بکم إذا فسدت نساؤکم و فسق شبابکم و لم تأمروا بالمعروف و لم تنهوا عن المنکر» — حالتان چگونه است وقتی زنانتان فاسد و جوانانتان فاسق شوند و امر به معروف و نهی از منکر نکنید و رها کنید هرچه میخواهند بکنند؟ حاضران تعجب میکنند؛ شاهد مسئله همین کف جامعه است.
باید در هیئت و محل و فامیل چند نفر شد؛ خواهران دو سه پنج نفر، آقایان نیز. کلیپی پخش میشود که جوانی جلوی بانوی چادری میگیرد که چادر را بردار؛ زیباییات با چادر پیدا نیست؛ با پولش چند مانتو و روسری رنگین بخر و از شر این سیاهی راحت شو. انحراف فکری این است که منکر را معروف معرفی میکنند. چندان عقب نشستهایم که آنان وسط آمدهاند. باید از جایی بسم الله گفت و حرکت کرد و نتیجه را دید.
دروغ رسانه و عمامهپرانی
در فیلمی لحظهٔ عمامهپرانی هست اما آنجا که طلبه حق را کف دست گذاشته و ثابت کرده اهل نظامآباد است در فیلم نیست؛ فقط عمامهپرانی مانده. این نیز دروغ رسانهای است. باید صلوات فرستاد و کار را به جای باریک نکشاند. اللهم صل علی محمد و آل محمد.
خشیت با بیماری و موت و فقر نمیآید اگر گوش سماع کذب و شکم اکال سحت باشد. درمان از خانه و امر به معروف کوچک آغاز میشود.
بازگشت به روایت خشیت
روایت میگفت مرض و موت و فقر برای خشیت است. سؤال این نشست آن بود که چرا بعضی خاشع نمیشوند. پاسخ قرآنی: سماع کذب و اکل سحت گوش و دل را میبندد. زهرا و حسین و زینب همین دو را فریاد زدند. امروز نیز امپراتوری دروغ و رشوه همان دو را زنده کرده است.
گفتوگو بهجای سکوت
با وجود سیاهیها باید حرف زد و تبیین کرد. از فرزند خانه تا جمع هیئت. روایت پیامبر دربارهٔ فساد نساء و فسق شباب در حالی که امر و نهی ترک شده، دقیقاً وضع رهاشدگی است. منکر را معروف خواندن — چنانکه در کلیپ چادر — اوج وارونگی است. حرکت از همین جمعهای کوچک آغاز میشود.
دو بیماری گوش و شکم
گوش معتاد به دروغ راست را پس میزند؛ شکم معتاد به سحت حکم خدا را پس میزند. آن دو یهودی که حکم سنگسار را شنیدند و مشت بر سر کوفتند و رفتند، مصداق تاریخیاند. امروز نیز حکم روشن را میشنوند و با دروغ رسانه و رشوه میگریزند. تا این دو درمان نشود، بیماری و فقر و یاد مرگ خشیت نمیزاید.
تفصیل دو علت بیخشیتی
خدا مرض و موت و فقر را نهاده تا دل نرم شود. با این همه بعضی خاشع نمیشوند. آیه میگوید سماعون للکذب و اکالون للسحت. گوشی که سالها دروغ و لغو شنیده، راست پیامبر را برنمیتابد. شکمی که به حرام عادت کرده، حکم خدا را سنگین مییابد. دو یهودی زناکار حکم سنگسار را از پیامبر شنیدند، مشت بر سر کوفتند و رفتند؛ گوششان بدهکار راست نبود و درونشان با سحت آلوده بود.
خطبهٔ زهرا و کربلا و شام
صدیقهٔ طاهره به مردم مدینه فرمود چندان دروغ شنیدهاید که راست را رد میکنید. اباعبدالله در کربلا از بطون پر از حرام گفت. زینب در کوفه و شام همان دو را فریاد زد. این سه شهادت تاریخی نشان میدهد بیماری جامعه همیشه همین دو بوده است: دروغشنوی و حرامخواری. امروز نیز امپراتوری رسانه دروغ میبافد و رشوه سحت را جاری میکند.
اقرارهای کف خیابان
کسانی اقرار کردهاند برای آشوب و آتشافروزی مبالغ کلان گرفتهاند؛ یکی با هر سطل زبالهٔ آتشزده پولی میگرفته. این اکل سحت روشن است: پول در عوض کار حرام. قرآن از پیش گوشزد کرده بود. رعایت نشد و کار به اینجا رسید. با این حال ترک گفتوگو جایز نیست؛ باید تبیین کرد تا دروغ حداقل بیپاسخ نماند.
امر به معروف ترکشده
پیامبر فرمود حالتان چگونه است وقتی زنانتان فاسد و جوانانتان فاسق شوند و امر و نهی نکنید؟ کافی این روایت را در کتاب الجهاد آورده است. ترک مراقبت از خانواده و رها کردن آنان به هرچه خواهند، همان وضعی است که روایت میترساند. حاضران تعجب میکنند؛ شاهد در خیابان است.
وارونهسازی منکر و معروف
جوانی به بانوی چادری میگوید چادر را بردار تا زیبایی پیدا شود و با پولش لباس رنگین بخر. منکر را معروف میفروشد و آزادی دروغین را تزئین میکند. چندان عقب نشستهایم که میدان را به آنان دادهایم. پاسخ نه فحاش در فضای مجازی تنها، که تشکیل جمعهای کوچک هیئت و محل و فامیل برای امر و نهی نرم و تبیین است.
دروغ فیلم و عمامه
در فیلمی فقط عمامهپرانی مانده و دفاع طلبه و هویت محلّیاش بریده شده است. این دروغ رسانهای است. باید هوشیار بود و با صلوات و تبیین، کار را به فتنه نکشاند. خشیت بدون درمان گوش و شکم نمیآید؛ بیماری و فقر و مرگ ظاهری کافی نیست اگر سماع کذب و اکل سحت باقی باشد.
برنامهٔ خانگی تبیین
استاد میگوید امروز این روایت را نوشتم تا در خانه برای دختر و پسر کلاس بگذارم؛ شما زودتر شنیدید. از خانه آغاز کنید تا فرزندان تحت تأثیر دروغ نروند. چند نفر در هیئت همعهد شوید. حرکت کوچک بهتر از سکوت بزرگ است. این جمعبندی روایت پنجم و آیهٔ مائده در فضای امروز است.
بازخوانی سؤال خشیت
خدا سه چیز نهاده: مرض، موت، فقر. هدف خشیت و نرمی دل است. با این همه بعضی نمیشکنند. عزیز بیمار میشود و دل سنگ میماند؛ قبرستان میروند و باز هماناند. سؤال این نشست همین چرا است و پاسخ را از مائده میگیرد نه از روانشناسی صرف.
دو ستون مائده چهل و دو
سماعون للکذب: گوش انباشته از دروغ راستپذیر نیست. اکالون للسحت: شکم انباشته از حرام حکمپذیر نیست. این دو ستون را صدیقه در مدینه و حسین در کربلا و زینب در کوفه و شام برپا داشتند. امروز نیز همان دو ستون زیر پای جامعه است اگر خشیت نمیآید.
مشت بر سر و ترک حکم
در ماجرای تاریخی، حکم سنگسار را شنیدند و نپذیرفتند؛ مشت بر سر کوفتند و رفتند. گوش بدهکار نبود. این الگو تکرار میشود هرگاه حکم روشن با منافع حرام برخورد کند. سحت گوش را نیز میبندد چون دل را تیره میکند.
اقرارهای آشوب و آتش
اقرار به گرفتن پول برای آتشافروزی مصداق روشن سحت است. قرآن از پیش گفته بود. وقتی پایه رعایت نشود بنا کج بالا میرود. امپراتوری دروغ نیز سماع کذب را تغذیه میکند تا راست بیخریدار بماند.
کافی و هشدار پیامبر
کیف بکم إذا فسدت نساؤکم و فسق شبابکم و لم تأمروا بالمعروف: رها کردن خانواده و ترک امر و نهی، همان فسادی است که روایت میترساند. تعجب مجلس از آن روست که شاهد را بیرون در خیابان میبیند.
جمعهای کوچک هیئت
پاسخ امپراتوری دروغ لزوماً تریبون بزرگ نیست؛ دو سه خواهر و چند برادر در محل و فامیل که تبیین کنند و معروف را زنده نگاه دارند. از خانه آغاز کردن همان است که استاد برای فرزند خود میخواست بگوید.
چادر و معرفی منکر بهعنوان معروف
جوانی که چادر را مانع جمال میخواند و رنگ را آزادی، منکر را زینت میدهد. عقبنشینی اهل ایمان میدان را پر کرده است. حرکت دوباره باید از بسم الله محلی آغاز شود.
بریدن دفاع از فیلم
فیلمی که فقط عمامهپرانی را میگذارد و دفاع و هویت را میبرد، دروغ تصویری است. سماع کذب امروز اغلب تصویری است. هوشیاری و صلوات و تبیین بهجای واکنش خام لازم است.
جمع روایت موت و مائده
ابزار خشیت بیکلید مائده کار نمیکند. کلید ترک دروغشنوی و حرامخواری و احیای امر به معروف است. این فقه اجتماعی همان امتداد کتاب الموت است در زندگی روزمره.
نرمی دل پس از ترک سحت
اگر لقمه پاک شود و گوش از دروغ سیر نشود، همان بیماری و همان یاد مرگ ناگهان اثر میکند. دل آماده خشیت میشود چون قفل دوگانه برداشته شده است. این امید جلسه است نه یأس.
ختم کلام خشیت و مائده
ابزار سهگانه مرض و موت و فقر وقتی گوش سماع کذب و شکم اکل سحت باشد کارگر نیست. خطبههای زهرا و حسین و زینب همین را گفتند. امروز دروغ تصویری و رشوه و ترک امر به معروف همان قفلاند. کلید از خانه و هیئت کوچک آغاز میشود؛ صلوات و تبیین همراه آن است.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.