یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
حرکت روح به نفس و نفس به باد؛ اسرافیل
در این قسمت بودیم که در روایت چهارم از باب اول کتاب الموت مرحوم مجلسی علیهالرحمه سخن از تحرک الروح و النفس بود: روح بهوسیلۀ نفس حرکت میکند. نکتۀ جالب توجه آنکه بلافاصله حضرت فرمودند حالا روح به وسیلۀ نفس حرکت میکند؛ نفس چگونه حرکت میکند؟ حرکت نفس از کجاست؟ فرمودند تحرکت الروح و نفسه؛ حالا حرکتها برمیگردد به نفس. حرکتها من الریح — حرکت نفس از ریح است، از باد.
این باد را ظاهراً نمیبینیم؛ ظاهراً دیده نمیشود. حرکت نفس نیز ظاهراً دیده نمیشود. اما وقتی باد برخورد میکند به شاخههای درخت، از حرکت شاخههای درخت متوجه باد میشویم. چنین است. حالا این باد — میدانی در این عالم هر چیزی متولیای دارد. آنکه نفخ صور میکند میدمد؛ دمیدن باد است، نسیم است؛ حالا تند و خیز دارد. این نفخ صور همان حرکت دادن باد است. متولی اصلیش کیست که نفخ صور میکند؟ حضرت اسرافیل. پس حرکت نفس به وسیلۀ باد است. باد در تسخیر کیست؟ حضرت اسرافیل. اینها همه روی حساب است؛ همه روی حساب خاصی است.
حالا وقتی حضرت قابضالارواح تشریف میآورند اینجا، این بادی که دارد حرکت میکند جهت مسیر باد عوض میشود و با تشریففرمایی حضرت قابضالارواح روح حرکت میکند به سمت جوهرۀ اولش: یرجع کل الی جوهره الاول. حالا این جوهرۀ اول انسان کامل میرود و میرسد به آن و رسیده به آن صادر اول که عرض کردیم همۀ حقایق و کثرات در آن منتقشاند. اما بقیۀ انسانها به آن نهایت نمیرسند. در آن طبقات و لایههای میانی حالا یکی میرود به سمت اسم جلال خدا، یکی میرود به سمت اسم جمال خدا که بحثش را گذاشتهایم.
تسخیر آسمان و زمین؛ کمال جماد و نبات و حیوان
حیوانات، نباتات، جمادات اینها همه به سمت انسان در حرکتاند. اتفاقاً آیۀ شریفه سیزده سورۀ جاثیه هم فرمود سخر لکم ما فی السماوات و ما فی الارض — آنچه در آسمان و زمین است همه تسخیر شماست، دست شماست، برای شماست. و جایی دیگر میفرماید هو الذی سخر لکم — اوست که این کار را کرده. همهچیز مال شماست.
«وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مِّنْهُ» (سوره جاثیه، آیه ۱۳)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است همگی را از جانب خود برای شما رام کرد.
یعنی ما میرویم به سمت آن صدر، صادر اول، به سمت آن جوهر اول، به سمت فیض مقدس که تنزلیافتۀ فیض اقدس بود که قبلاً گفتیم. حیوانات میخواهند بیایند بشوند انسان. جمادات میخواهند بیایند بشوند انسان. نباتات همه به سمت انسان حرکتاند. یعنی کمال یک جماد چیست؟ وقتی که بشود نطفۀ یک انسان. نان و آب جماد است دیگر؛ پدر و مادر بخورندش تبدیل بشود به نطفه. کمال یک نبات این است که انسان بخوردش و بشود انسان. کمال یک حیوان چیست؟ مثلاً یک گوسفند کی به کمال میرسد؟ وقتی که انسان ذبحش کند این به کمال میرسد — نه آنکه گرگی بخوردش.
حالا میان این کمالات هم باز یکی اکمل است. آن کسی که در راه سیدالشهدا، آن حیوانی که در راه سیدالشهدا قربانی بشود و برود تو بدن اهل ایمان، اینها دیگر اکمل است؛ کمالش بالاتر است. در هر حال آنکه همۀ موجودات را میبرد به سمت حضرت حق کیست؟ انسان است. آنها به تنهایی نمیتوانند. انسان میرود. اما آن انسان کامل است که میرود به آن نهایت؛ بقیه در میانهها نسبت به درجاتی که دارند — حالا این درجه میتواند شقاوت باشد، میتواند سعادت باشد. پس حیوانات، نباتات، جمادات اینها میخواهند انسان بشوند.
معجزۀ کیمیاگری وجود؛ غذا جان میشود
چرا میشود انسان؟ این نکته است که مرحوم فارابی به نوعی فرموده؛ مرحوم شیخالرئیس به نوعی فرموده. خلاصهاش را حضرت علامه حسنزاده علیهالرحمه خیلی زیبا میفرماید: این از معجزات الهی در وجود ماست که همین غذایی که میخوری — حالا این غذا میتواند اصلیتش از جماد پا شده از آن عناصری که در خاک بوده؛ آمده شده حالا یا نبات شده، یک گیاهی داری میخوری، یا حیوان شده گوشت داری میخوری — این میآید تو وجود تو. چه کارخانهای خدا در انسان، در وجود انسان قرار داده؛ چه کیمیاگری در وجود انسان رخ میدهد که همان گوشت، همان گیاه که اصلیتش از جماد است همانها بدل میشود به جان، جان. یادم هست قبلاً جلسهای در ارتباط با همین موضوع و معجزۀ الهی در وجود خودمان صحبت کردیم. این از معجزات الهی است. میشود جان.
اصلاً خود روح مگر ما جسمانیة الحدوث نبودیم و روحانیة البقاء؟ خود روح — نفس ناطقه — از کجا متکون میشود؟ از کجا بیرون میآید اصطلاحاً رشد میکند؟ از تو دل همین جسم، همین نطفه. دقت کنید چه شد؟ حالا این غذایی که میخوری میشود جان. میخواهی جانت طیب باشد، پاک باشد یا خبیث باشد؟ ببین چقدر ارتباط مستقیم وجود دارد میان خوراک و جان. خوراکت پاک است، جانت پاک است. خوراکت ناپاک است، خداینکرده جانت ناپاک است. این است که میفرماید عبادت — اسلام میفرماید — ده جزء دارد، نه جزءش رزق حلال است، کسب حلال است. این را اکنون درمییابی یعنی چه. همهاش تحت شعاع همین قرار میگیرد. اینقدر مهم است.
لقمۀ ناپاک؛ حقالناس و تباهی تربیت
حالا داشتیم در حکما اینها زیاد این قصه را داشتیم که از میان سرکردههاشان اینها مثلاً زیردستانشان کسانی بودند که به هیچ عنوان دست از ولایت و اهلبیت نمیکشیدند اما با آنها هم همکاری میکردند. حاضر نبودند مثلاً نامهای را امضا کنند بر علیه اهلبیت، بر علیه آنها حرفی بزنند. آنها میدانستند نظام عالم چگونه است. جالب است بعضیشان از ما عالمتر بودند ظاهراً. دعوتشان کردند؛ یک لقمۀ ناپاک سر سفرۀ اینها خوردند؛ تمام. بر علیه امام زمانشان رأی دادند، حرف زدند، ایستادند. این است.
بسیاری از این مشکلات، این آشوبها، این نابسامانیها را اگر ریشهیابی کنی از حیث روانشناسی و تربیت بروی بررسی کنی میبینی برمیگردد بالاخره به لقمۀ ناپاک. تربیت ناپاک از کجا آمده؟ از لقمۀ ناپاک، نطفۀ ناپاک. اینها همه آمده این بلا را به جان من و شما آورده. وای به حال کسی که گرفتار حقالناس بشود. آنهایی که مخصوصاً در ادارات — کاسب آن یک بحث خود را دارد — آنهایی که در ادارات کمکاری کنند، کمکاریها اینها خیلی خطر جدی که مدیون هشتاد میلیون آدم میشود. مسئولیتی را به او سپردهاند تنبلی میکند، درست انجام نمیدهد. در هر حوزهای. این حقالناس هشتاد میلیونی است. شوخی نیست؛ خیلی سنگین است. بعد این جان را ناپاک میکند. تربیت بچه به مشکل برمیخورد. خودت را میکشی میبینی بچه به راه نمیآید. اینها را مراقبت کنیم.
به حدیث بازگردیم: کجا بودیم؟ تحرکت الروح بالنفس حركتها من الریح. به کجا رفتیم؟ اینها همه اینجا مندمج شده است. حالا این بحث ادامه دارد. انشاءالله عاقبت ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ»
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): خدایا، بر محمد و خاندان محمد درود فرست.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.