یادداشت: ترجمههای فارسیِ زیرِ عبارات عربی در این متن، توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند.
روایت چهارم کتاب الموت؛ دقت در هر کلمه
ادامهٔ روایت چهارم از باب اول کتاب الموت مرحوم مجلسی است. عبارات چنان دقیق و درونمایهاش چنان شگفت است که نمیتوان بهآسانی از کنار آن گذشت؛ هر کلمه به کلمه و هر جمله به جمله درخور دقت است. ناآگاه باید ده شب با این یک روایت به تفصیل استخواندار بنشیند؛ اهل فن یک سال با همین روایت. درونمایهٔ عجیبی دارد و شتاب در عبور از آن روا نیست.
ترک الجسد؛ فساد بدن پس از انصراف روح
یکی از کلمات روایت که باید در آن دقت کرد — روایتی که معنای موت را جدایی شأن اخروی از شأن دنیوی بیان کرده — «ترک الجسد» است: انما فسد الجسد فی الدنیا. چون روح جسد را ترک کند، جسد در دنیا فاسد میشود و به چرخهٔ خود بازمیگردد. جسد از نان و آبی است که پدر و مادر خوردهاند و مرتبهٔ جمادیه دارد؛ پستترین مراتب دنیوی. باید در همین جا بماند.
چون نفس ناطقه اعلام انصراف از بدن کند، شأن بدن فرومیافتد: پیش از غسل میت، حتی دستزدن به بدن غسل را واجب میکند. سپس میپوسد. یکی از حکمتهای سوم و هفتم و چهلم و سال آن است که روح میت به عالم قبر فقهیاش توجه میکند و میبیند بدنش میپوسد. امام صادق علیهالسلام در توحید مفضل فرموده کدام قسمت نخست میپوسد و حدقهٔ چشم چگونه میترکد و بر گونه میریزد. میت این وضعیت را میبیند و حالش بههم میخورد؛ زیرا یک عمر به این بدن دلبسته بوده. آنجا سفارش میشود یاد او کنید تا آرامش یابد. به هر حال شأنیت جسم از میان میرود؛ در حالی که غالباً همهٔ زحمتها برای همین جسم کشیده میشود.
پر کردن شکم و خالی کردن؛ گرفتاری جسمیت
علامه حسنزاده رحمهالله معمولاً در دروس میفرمودند — به تعبیر خودشان با جسارت — کارمان شده پر کردن شکم و خالی کردن؛ شکمی پر کنیم و خالی کنیم. این جسمیت است که گرفتارمان کرده. در حالی که موت شأن جسم را یکسره فرومیریزد، غالب عمر صرف حفظ و لذت همین جسم میشود. برداشتهای اخلاقی از این تضاد بر عهدهٔ خواننده است.
رَدّت روح و نور؛ قوس نزول و صعود
نکتهٔ مهمتر «رُدَّت» است: روح و نور بازگردانده میشوند. چرا روح و نور با هم آمدهاند، بحثی جدا و نیازمند جلسهای دیگر است. بازگرداندن نشان میدهد از آنجا آمدهایم:
«إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» (بقره/۱۵۶)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): ما از آنِ خداییم و به سوی او بازمیگردیم.
قوس نزول از الله آمدهایم و قوس صعود انّا الیه راجعون. مال آنجا هستیم و دوباره به اصلیت بازمیگردیم. موت همین دورِ بازگشت است. با این همه دوست نداریم بازگردیم و از رفتن میترسیم؛ در حالی که بازگشت به اصلیت است.
مثل دوقلو در رحم؛ دنیا رحم دوم
علامه در شرح فصوص — حدود جلسهٔ صد و هفتاد — مثالی شیرین آوردهاند. حتی تصویر بازگشت ایشان از قبرستان با خانواده نیز نقل شده. میفرمودند گمان کنید دوقلویی در رحم مادرند. دنیا در احادیث به منزلهٔ رحم برای آخرت است؛ رحم دوم. اکنون در رحم دومیم. رحم اول رحم مادر است که از اسم الرحمن منشعب شده و بیحرمتی به آن از رحمت دور میکند؛ روایتی در تقدس رحم مادر هست.
یکی از دوقلو زودتر به دنیا میآید. آن که مانده میگوید خاک بر سرم، چه مصیبتی، برادرم از دست رفت. سپس آنکه بیرون آمده در رحم دوم — دنیا — فریاد میزند برادرم کجایی، خواهرم کجایی، اینجا چه خبر است. آنجا در تنگی و تاریکی خون مادر میخوردیم؛ چه میدانستیم چلوکباب و جوجه و استخر چیست. کودک در آن تنگی کیف میکند؛ چون به دنیا آید کرهٔ مریخ هم کمش میآید.
برخی اشکال میکنند چگونه باغی در بهشت به وسعت آسمانها و زمین میدهند — هم در آیات آمده هم در روایات. میپرسند با چند حس چه میکنی با چنان وسعتی. پاسخ در همین دنیاست: کودک از تنگی رحم به دنیا میآید و کرهٔ مریخ هم کمش میآید؛ وسعت ادراک پس از خروج از تنگی فهمیده میشود. مثال مسکنهای خالی جنوب تهران و نسبت دادن نادرست واحدها به نام دیگران بحثی فرعی و سیاسی است و از اصل دور میشود؛ اصل آن است که بیرونآمده فریاد میزند کجایی، پاشو بیا ببین وفور نعمت و سبزهزار چیست. دقیقاً چنین اتفاقی هنگام موت میافتد: خروج از رحم دوم به سوی آخرت. چون روی، میگویی چه خبر است، چه غوغایی.
چرا اموات کمتر به خواب میآیند؛ فاصلهٔ عوالم
یکی از دلایل آنکه معمولاً اموات به خواب زندگان کمتر میآیند — دلایل دیگری نیز پیشتر گفته شده — آن است که در وسعت رحمت غرق میشوند و با دنیا قابل قیاس نیست. فاصلهٔ این دنیا با آن عالم — تازه اگر فقط بهشت و برزخ مثالی گفته شود، نه اصل عالم مفارقات و ارواح و ملائکه و سپس قیامت — به فرمودهٔ امام صادق علیهالسلام مانند فاصلهٔ یک ریگ در دل بیابان لایتناهی است. ببین چه فاصلهای میان این رحم و جایی است که باید رفت. موت چنین کاری میکند: روح به جای اصلی بازمیگردد و آنجا آه میکشد از شکوه آنچه دیده است.
آرزوی مؤمن در نعمت؛ گردش نگاه به موت
قرآن از زبان اهل ایمان که در نعمت غرقاند میفرماید ای کاش قوم و خویشانم میدیدند چگونه خدا مرا در نعمتهایش غرق کرده. عین همین حس پس از موت رخ میدهد. نگاه به موت باید صد و هشتاد درجه بگردد. اطلاعات رایج دربارهٔ موت نه تنها ناکافی، بلکه غالباً نادرست است. اگر درست بود، تحقق مییافت:
«فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ» (بقره/۹۴)
ترجمهٔ فارسی (توسط مدل، نه استاد): پس مرگ را آرزو کنید اگر راست میگویید.
اگر صادقید عاشق مرگ باشید همچون شهدا. بحث اینکه چرا روح با نور آمده و معنای «الی القدرة القدس العلی» هر یک جلسهای جدا میطلبد و انشاءالله بعدتر پی گرفته میشود. عاقبت انشاءالله ختم به خیر شود به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
یادداشت پایانی: متن حاضر از پیادهسازی ماشینی گفتار (ASR) تهیه و برای مطالعهٔ کتابی ویرایش شده است. ترجمههای فارسیِ زیر عبارات عربی توسط مدل افزوده شدهاند و جزو سخنان استاد نیستند. گفتار حاضران، پرسشوپاسخهای پس از درس و صداهای جانبی حذف شدهاند. تقسیمبندیهای فنی Segments در متن نهایی آورده نشده است.