بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین.
السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته.
سلام علیکم و رحمه الله.
در ادامه روایت سوم از کتاب الموت نکتهی دیگری را هم عرض کنیم انشاالله ردش نشد.
عرض کردیم اگر چنانچه یادتون باشه خاطرتون باشه که در اون روایت شریف حضرت امام صادق سلام الله علیه فرمودند که میبینی که میت هنگامی که داره جون میده دهانش رو باز و بسته میکنه.
این باز و بسته کردن دهان دو یا سه بار که حضرت فرمودند نشانهی اینه که به حالت معاینه رسیده.
یعنی لحظهایست که هم داره این دنیا رو میبینه هم اون دنیا رو.
به یک معنا ملک و ملکوت رو میبینه.
هم چشمش به ظاهر بازه هم به باطن و البته اونچه که میبینه خیلی حرف خواهرش زده شده که حالا به مرور انشاالله خواهیم دید چی به نشونش میدن.
در هر حال مهم اینه که بدونیم اونجا چیزهایی رو میبینه لذا دهانش باز و بسته میشه.
گاهی اوقات خرخر میکنه صداش یا یه صداهای عجیب و غریبی از گلو بیرون میاد.
اینا همش حساب کتاب داره.
مثل وقتی که ما خوابیم حتی گاهی اوقات میشه که انسان خوابهای خوب داره میبینه.
مناظر خوب داره میبینه.
از عظمت مثلاً امام که در خواب دیده یا حرم امام که دیده از اون عظمت چنان گرفتار دهشتی میشه که یه دفعه خود امام میفرمود اینجا امام صادق، امام باقر میفرماید خرخر میکنه دفعه میپره از خواب.
برای ما زیاد شاید اینطور پیش اومده باشه هممون توجه نداریم که اهل بیت به اینها هم توجه داشتن و در رابطه با اینها هم حرف زدن.
حالا فرق وحشت با دهشت چیه؟
مؤمن دهشت میکنه چون حق رو میبینه و از عظمت حق حالت خشیت بهش دست میده.
اما اونوری نه.
منافق و مشرک و کافر و اینها وحشت میکنند.
اینا با هم فرق میکنند.
یعنی اون وقتی که میبینه از یک چیز بیخود وحشت میکنه.
نباید وحشت کنه.
مثلاً اگه کسی اگر ما از یک از تاریکی بترسیم به این میگن وحشت.
این که دهشت نیست که.
اما در روز خورشید رو نگاه کنیم از عظمت خورشید لرزه بیفتیم.
این میشه دهشت.
دهشت خوبه، درسته و باید هم باشه.
اون حالتی که برای مؤمن رخ میده هنگام مرگ دهشته نه وحشت.
برای کافر و منافق و اینها وحشته.
و البته این رو عرض کنم که حالا چـ-- این که ما شباهت میگیریم با خواب هم بر اساس روایته.
مثلاً در کتاب معانی الاخبار صفحه دویست و هشتاد و نه، امام باقر سلام الله علیه پیرامون موت ازشون سؤال شد آقا موت چیه؟
چقدر شیرین حضرت تعبیر کردن "هو النوم".
موت "هو النوم" همون خوابه.
البته "الذي يأتيکم کل لیلة" اون خواب هر شب میاد به شما.
اما "الا انه" اما اون، اون موت که ما داریم دربارهش حرف میزنیم خوابیه که "انه طويل مدته لا ينتبه منه الا يوم القيامة".
طولانیه.
یه خواب طولانیه و بیدار نمیشی ازش مگر روز قیامت.
اون خواب طولانی، اون حالتهایی که در خواب ایجاد میشه.
حالا ما در خواب چه میبینیم که به هر حال اونچه که به قول علامه بارها عرض کردیم که مطلقاً انشای نفس ناطقمونه در خواب.
هرچی میبینیم در درون خودمون داریم انشا میکنیم، مینویسیم اینها رو.
لذا انشای خودمونه.
انشا، مینویسیم.
اگر آدم خوبی هستیم خوبی مینویسیم و فوقش دهشت میکنیم.
اگر خرخری کنیم دهنمون باز و بسته بشه اون لحظه چیزهای خوب میبینیمو اما اونوریها نه.
اونا وحشت میکنند.
انشا "اقرأ کتابک".
ها؟
"اقرأ کتابک".
قرآن میگه کتاب خودت رو بخون.
امروز یه حدیث شیرین دیدم که ایام و اوراق دفتر زندگی شما.
ایام، امروز.
یه ورق کتاب زندگی ماست.
میفرماید با اعمال شایسته اینا رو ابدی کنید.
بعد قراره اینا رو بخونی.
لحظه مرگ خودت خودت رو میخونی.
اصلاً همونطور که قبلاً پیرامون حقیقت قابض الارواح سخن گفتیم عزیز دلم اگر چنانچه یادتون باشه گفتیم چگونهست که یک وجود واحده یکی ازش میترسه یکی خوشش میاد؟
مگر یک وجود واحد نیست؟
چرا حدیث داریم برای بعضیا خیلی زیبا روه حضرت عزرائیل قابض الارواح علیه السلام.
برای بعضیا خیلی وحشتناکه این چهره.
مگر یک وجود واحد نیست؟
اون آینهایست که من و شما خودمون رو در او میبینیم.
او حقیقتیست که من و شما لحظه مرگ کتاب وجود خودمون رو سطر سطر "نون والقلم وما یسترون" در اون نوشته میبینیم.
یک آینهست.
اگر نوشتهها زیباست، خوشه، خرمه، عرض شود نورانیه، سرسبزه، زیباست خب اون هرچی میبینی زیبایی میبینی کیف میکنی لذا حاضری جون بدی.
اما اگر خدای نکرده سیاهه، تاریکه، بوی بد میده، وحشتناکه، بوی عذاب میده، نشان عذاب داره از همونجا ترس و وحشت شروع میشه.
همش بستگی به خودت داره.
به خودم داره که من چیام که حالا چی میخوام ببینم.
این که فرمود "یا حارث اندی میموت یرنی" هرکی باشه منو میبینه ما-- امیرالمؤمنین فرمود.
چه مؤمن و چه مؤمن و باشه منافق.
یعنی چی پس هر دو، هر دو امیرالمؤمنین رو میبینن.
چه شکلی میبینن؟
نسبت به اعمال خودشون امیرالمؤمنین رو میبینن.
لذا اون میترسه این خوشش میاد.
این با شوق میره به سمت م-موت.
این نه، با اکراه و به زور میبرنش منافق رو.
اما همونطور که قبلاً عرض شد مؤمن بهش-- بالاخره خدا چیزهایی رو نشونش میده که راضیش کنه بره.
خوشش میاد لذت میبره.
آقا فرمودین دهنشو که باز و بسته میکنه دهنش باز مونده از این الطاف الهی، از درجات الهی و دیگه منتهی الیه اش از دیدار وجه خدا امام عصرش رو دیده به قول ماها خودمونی عرض کنیم آب دهنش راه افتاده.
بگه زودتر منو ببرید.
اینطوری میشه.
لذا از امام باقر صلوات الله علیه و از امام صادق صلوات الله علیه همین سؤال پرسیده شده که آقا ما بالاخره این ترس از مرگ، الان خیلیامون از مرگ میترسیم.
این ترس از مرگ آیا نفاقه یا نه؟
آیا نفاقه؟
حالا جوابش رو بذارید از رو خود حدیث براتون بخونم تمام.
خیلی شیرین که.
از کتاب بهار، جلد شش، صفحه صد و بیست و شش.
اما-امام صادق صلوات الله علیه فرمودن که از امام صادق نقل شده که [اقرأ by Speaker] یکی میگه من گفتم به حضرت که [اقرأ by Speaker] ما شنیدیم از شما که هرکس که اه خدا رو-- لقاء خدا رو دوست داره [اقرأ by Speaker] خدا هم لقاء اون رو ملاقات اون رو دوست داره.
و [اقرأ by Speaker] هرکسی که بدش میاد از دیدار خدا چون مرگ ملاقات خداست دیگه.
[اقرأ by Speaker] خدا هم بدش میاد از دیدار او.
لحظه مرگ رخ میده.
[اقرأ by Speaker] گفت بله.
حضرت فرمود بله همینطوره.
[اقرأ by Speaker] من گفتم [اقرأ by Speaker] به خدا قسم که ما هم ااا دوست نداریم موت رو.
یعنی حالا که ما موت رو دوست نداریم یه حالت اکراه داریم.
یعنی پس خدا بدش میاد از ما.
یعنی ما از موت بدمون میاد خدا-- حضرت فرمودن [اقرأ by Speaker] این مال قبل از مرگ نیست.
اگر الان میبینیم مؤمنی خیلی اکراه داره از مرگ به خاطر نفاقش نیست.
اون لحظه اینجا رو خوب دقت کنید نکته آخر.
اون لحظهای که حال-- حضرت اینجا میفرماید لحظه معاینه است.
یعنی همین ور رو میبینه همون ور.
چشم باز شد.
اون لحظه اگر، اون لحظه اگر میترسه بدش میاد دوست نداره این نشانه نفاقه.
لذا لحظه مرگ خیلی لحظه حساسیه.
لذا بزرگترین دعا برای هممون عاقبت به خیریه.
انشاالله به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم